بزرگ‌ترین شوک نفتی در راه است؟

درگیری نظامی ایران و آمریکا می‌تواند بزرگ‌ترین شوک نفتی سال‌های اخیر را رقم بزند. در حالی که بازارها پیش از این نیز با پرمیوم ریسک قابل‌توجهی معامله می‌شدند، احتمال اختلال در تنگه هرمز، حمله به میادین نفتی خلیج فارس و محدودیت ظرفیت مازاد اوپک می‌تواند قیمت‌ها را به سمت ۱۰۰ دلار سوق دهد. در سناریوی بدبینانه، حتی یک پرمیوم پایدار ۸ تا ۱۲ دلاری نیز می‌تواند به ویژگی ماندگار بازار تبدیل شود. مسیر آتی قیمت‌ها به سه متغیر کلیدی وابسته است. اهداف بعدی ایران، قابلیت انتقال نفت به بازار و سرنوشت سیاسی تهران.

جهان صنعت نیوز – بازار نفت پیش از حملات اخیر آمریکا و اسرائیل نیز در وضعیت متشنجی قرار داشت. قیمت نفت در روز جمعه به ۷۳ دلار در هر بشکه رسید؛ به گفته تحلیلگران این سطح حدود ۱۰ دلار بالاتر از میزانی بود که بر اساس بنیادهای عرضه و تقاضا توجیه می‌شد. در ابتدای سال، بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند مازاد عرضه قابل‌توجهی در نتیجه رشد تولید در خلیج فارس و تقاضای نه‌چندان قوی، قیمت‌ها را تا محدوده ۵۵ دلار پایین بیاورد. آژانس بین‌المللی انرژی حتی برای سال ۲۰۲۶ مازاد عرضه‌ای در حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز پیش‌بینی کرده بود.

با این حال، افزایش تنش‌ها در خلیج فارس و تشدید تحریم‌های غربی باعث شد قیمت‌ها در سال جاری حدود ۲۰ درصد رشد کنند. اکنون با تشدید درگیری و احتمال انسداد تنگه هرمز، گذرگاهی که حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز، معادل یک‌سوم جریان دریایی جهانی نفت از آن عبور می‌کند، سناریوی صعود به نزدیکی ۱۰۰ دلار به‌طور جدی مطرح شده است. در بازگشایی بازارها در روز دوشنبه، نفت برنت ابتدا به ۸۲ دلار در هر بشکه رسید.

تفاوت این بحران با حملات قبلی

در تابستان گذشته، پس از حملات اولیه اسرائیل، برنت حدود ۷ درصد افزایش یافت و به ۷۴ دلار رسید؛ جهشی که هر چند قابل‌توجه بود اما انفجاری محسوب نمی‌شد. آن کارزار تأسیسات انرژی ایران را هدف نگرفت و صادرات این کشور که حدود ۴ درصد جریان دریایی جهانی را تشکیل می‌دهد، آسیب جدی ندید. مداخله آمریکا کوتاه و پاسخ ایران عمدتاً نمادین بود و قیمت‌ها طی چند روز فروکش کرد.

این بار اما شرایط متفاوت است. اعلام ادامه بمباران‌ها برای مدت نامحدود و پاسخ موشکی گسترده ایران علیه اسرائیل، همسایگان عرب و پایگاه‌های آمریکا، فضای بازار را به‌مراتب ملتهب‌تر کرده است. واکنش معامله‌گران به دو عامل اصلی وابسته خواهد بود.

نخستین پرسش، این است که ایران در گام بعدی چه اهدافی را در خلیج فارس نشانه خواهد رفت. در مراحل اولیه، حملات ایران بر دارایی‌های نظامی آمریکا متمرکز بود، اما سپس بنادر، فرودگاه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی در منطقه نیز در معرض حمله قرار گرفتند.

برخی تحلیلگران معتقدند اگر تهران با تهدید وجودی مواجه شود، ممکن است تلاش کند کشورهای عربی همسایه را به بحران بکشاند تا آمریکا را به میز مذاکره بازگرداند. چندین میدان نفتی در عربستان سعودی، امارات و کویت در برد موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار دارند و به‌دلیل گستردگی جغرافیایی، دفاع از آن‌ها دشوار است.

حمله مستقیم به میادین نفتی اقدامی پرریسک خواهد بود و می‌تواند واکنش متقابل شدید همسایگان را در پی داشته باشد. با این حال، انفجارهایی که در نزدیکی جزیره خارگ محل خروج عمده صادرات نفت ایران شنیده شد، نشان می‌دهد زیرساخت‌های انرژی در این بحران کاملاً در امان نیستند.

حتی در صورت آسیب ندیدن تولید، مسئله انتقال نفت به بازار به‌عنوان دومین ابهام کلیدی مطرح است. تنگه هرمز تاکنون حتی در جریان جنگ ایران و عراق نیز به‌طور کامل بسته نشده بود. انسداد کامل آن چین را نیز متضرر می‌کند؛ کشوری که تقریباً تمامی نفت ایران را خریداری می‌کند و ۳۷ درصد واردات دریایی خود را از این مسیر دریافت می‌کند.

با وجود دشواری اجرایی، نشانه‌هایی از تلاش برای محدودسازی تردد دیده می‌شود. هشدارهای رسمی سپاه درباره ناامن بودن عبور و اخلال در سیگنال‌های ماهواره‌ای کشتی‌ها، همگی ناوبری را دشوارتر کرده‌اند. مین‌گذاری احتمالی یا حملات موشکی پراکنده می‌تواند ریسک برخورد و حادثه را افزایش دهد.

پیامدهای این شرایط همانند افزایش نرخ بیمه، لغو پوشش بیمه‌ای برخی کشتی‌ها و چرخش دست‌کم پنج ابرنفتکش در آستانه عبور از هرمز هم‌اکنون نمایان شده‌اند. خوشه‌های بزرگی از نفتکش‌های معطل در دو سوی تنگه شکل گرفته و نرخ حمل‌ونقل که پیش از این نیز بالا بود، می‌تواند باز هم افزایش یابد.

مسیرهای جایگزین محدود هستند. عربستان از خط لوله شرق–غرب و امارات از یک خط لوله کوچک‌تر استفاده می‌کنند، اما حتی با بهره‌برداری کامل از این ظرفیت‌ها، بین ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز همچنان در معرض ریسک باقی می‌ماند. افزایش محدود تولید اوپک در نشست اخیر نیز به‌تنهایی قادر به جبران چنین اختلالی نیست.

پیامدهای سیاسی افزایش قیمت نفت برای آمریکا

در داخل آمریکا، افزایش قیمت سوخت به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر می‌تواند تبعات سیاسی داشته باشد. طبق برآورد فدرال رزرو، افزایش ۱۰ دلاری قیمت برنت معمولاً قیمت هر گالن بنزین را حدود ۰.۲۵ دلار بالا می‌برد و کاهش قیمت‌ها با تأخیر بیشتری به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

ایالات متحده می‌تواند با برداشت از ذخایر راهبردی نفت خود که در حال حاضر ۴۱۵ میلیون بشکه است بخشی از فشار را کاهش دهد. اما با نرخ برداشت حداکثری ۴.۴ میلیون بشکه در روز، این ذخایر تنها حدود سه ماه دوام می‌آورند؛ در حالی که نااطمینانی ناشی از جنگ ممکن است بسیار طولانی‌تر باشد.

بحران کنونی ظرفیت آن را دارد که بزرگ‌ترین شوک نفتی سال‌های اخیر را رقم بزند. سه متغیر اهداف بعدی ایران، امنیت انتقال نفت از هرمز و آینده سیاسی تهران جهت قیمت‌ها را تعیین خواهند کرد. در کوتاه‌مدت، بازارها باید خود را برای نوسان‌های شدید و پرتنش آماده کنند؛ زیرا حتی بدون انسداد کامل هرمز، اختلال در کشتیرانی و افزایش ریسک ژئوپلیتیک می‌تواند قیمت‌ها را در سطوح بالاتر تثبیت کند.

اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمی
شناسه : 574194
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *