بازگشت سلاح نفت؛ چرا جهان هنوز از نفت جدا نشده است؟

افزایش شدید قیمت نفت در پی جنگ خاورمیانه بار دیگر یادآور این واقعیت است که انرژی همچنان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در سیاست جهانی است. با اختلال در عرضه نفت و گاز از خلیج فارس و جهش قیمت نفت، اقتصادهای جهان بار دیگر با شوک انرژی روبهرو شدهاند. این تحولات نشان میدهد که با وجود گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، اقتصاد جهانی همچنان به عرضه پایدار سوختهای فسیلی وابسته است و همین وابستگی باعث شده نفت و گاز همچنان در مرکز رقابتهای ژئوپلیتیک باقی بمانند.
جهان صنعت نیوز – تحولات سال ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داده است که انرژی همچنان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در روابط بینالملل است. از تحولات سیاسی در ونزوئلا گرفته تا جنگ در خاورمیانه، نفت و گاز بار دیگر به کانون رقابتهای ژئوپلیتیک بازگشتهاند. در این میان، انرژی نه تنها یک منبع ثروت بلکه ابزاری برای اعمال فشار سیاسی نیز محسوب میشود. در برخی موارد کشورها تلاش کردهاند با کنترل منابع انرژی یا محدود کردن دسترسی به آن، بر تصمیمات سیاسی دیگر کشورها تأثیر بگذارند. در عین حال، رقابت برای دسترسی به منابع انرژی همچنان یکی از محرکهای مهم سیاست خارجی دولتها به شمار میرود.
افزایش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه نیز نشان داده است که حتی اختلال کوتاهمدت در عرضه انرژی از خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی را با خطرات جدی مواجه کند. این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت پیدا میکند که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان همچنان از این منطقه عبور میکند.
وابستگی ماندگار اقتصاد جهانی به نفت و گاز
اگرچه طی سالهای اخیر سرمایهگذاری در انرژیهای پاک مانند خورشیدی و بادی به سرعت افزایش یافته است، اما اقتصاد جهانی همچنان به سوختهای فسیلی وابستگی قابل توجهی دارد. در حال حاضر بیش از دو سوم سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی به فناوریهای پاک اختصاص دارد، اما این تحول به معنای پایان وابستگی به نفت و گاز نیست. در واقع سهم نفت در ترکیب انرژی جهانی کاهش یافته، اما میزان مصرف آن همچنان بسیار بالاست.
بر اساس برآوردها، نفت اکنون کمتر از ۳۰ درصد از نیاز انرژی جهان را تأمین میکند، اما حجم مصرف آن تقریباً دو برابر سطحی است که در اوایل دهه ۱۹۷۰ ثبت شده بود. در کنار آن، گاز طبیعی نیز نقش بسیار گستردهتری در اقتصاد جهانی پیدا کرده و به یکی از منابع اصلی تولید برق و تأمین انرژی برای گرمایش تبدیل شده است. به همین دلیل، حتی اختلال کوتاهمدت در عرضه نفت و گاز میتواند فشار قابل توجهی بر اقتصاد جهانی وارد کند.
یادآوری بحران انرژی دهه ۱۹۷۰
افزایش قیمت نفت در شرایط کنونی برخی یادآوریها از بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ را زنده کرده است؛ زمانی که تحریم نفتی از سوی کشورهای صادرکننده نفت باعث جهش چندبرابری قیمتها شد و اقتصاد آمریکا را با ترکیبی از تورم بالا و رکود اقتصادی مواجه کرد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند شرایط کنونی احتمالاً به همان شدت بحران نیم قرن پیش نخواهد بود. در آن زمان نفت نزدیک به نیمی از نیاز انرژی جهان را تأمین میکرد، در حالی که سهم آن امروز کمتر شده است.
با وجود این تفاوت، تجربه تاریخی نشان میدهد که شوکهای انرژی میتوانند پیامدهای اقتصادی گستردهای ایجاد کنند و اقتصادهای جهان را برای مدت طولانی تحت فشار قرار دهند.
یکی از مهمترین دلایل جهش قیمت انرژی در ماههای اخیر، اختلال در حملونقل انرژی از خلیج فارس است. تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان شناخته میشود و حدود یکپنجم نفت جهان از طریق این مسیر به بازارهای جهانی منتقل میشود.
در پی گسترش درگیریها در منطقه، عبور کشتیها از این مسیر با اختلال جدی مواجه شده است. علاوه بر این، برخی پالایشگاهها در منطقه فعالیت خود را کاهش داده یا متوقف کردهاند. این مسئله باعث شده میزان تبدیل نفت خام به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما کاهش یابد. در نتیجه این تحولات، قیمت جهانی نفت شروع جنگ حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش قیمت به سرعت در بازار فرآوردههای نفتی نیز منعکس شده و قیمت سوختهایی مانند گازوئیل و سوخت هواپیما رشد قابل توجهی داشته است.
در کنار نفت، بازار گاز طبیعی نیز با فشارهای قابل توجهی روبهرو شده است. در پی حملات نظامی، قطر اعلام کرده است که فرآیند تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع برای صادرات را متوقف کرده است. این تصمیم موجب افزایش شدید قیمت گاز در بازارهای اروپا و آسیا شده است؛ مناطقی که وابستگی زیادی به واردات انرژی دارند. در مقابل، ایالات متحده که بزرگترین تولیدکننده گاز طبیعی در جهان محسوب میشود، کمتر تحت تأثیر این شوک قرار گرفته است.
با این حال، حتی در بازار داخلی آمریکا نیز قیمت گاز طبیعی افزایش یافته و در یکی از مهمترین مراکز معاملاتی این کشور حدود ۲۰ درصد رشد ثبت شده است.
فشار بر مصرفکنندگان و ریسک سیاسی
افزایش قیمت انرژی در زمانی رخ میدهد که نگرانیهای اقتصادی در بسیاری از کشورها در حال افزایش است. در آمریکا نیز بخشی از این نگرانیها به تجربه شوک انرژی پس از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ بازمیگردد؛ زمانی که قیمت بنزین برای مدتی به بیش از ۵ دلار در هر گالن رسید.
در سالهای اخیر کاهش قیمت سوخت تا حدی به مهار فشارهای تورمی کمک کرده بود و حتی به عنوان یکی از نشانههای موفقیت اقتصادی مطرح میشد. اما افزایش دوباره قیمت انرژی میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی داشته باشد.
در چنین شرایطی، جنگ در خاورمیانه نه تنها یک بحران ژئوپلیتیک بلکه یک چالش اقتصادی مهم نیز محسوب میشود.
تحولات اخیر نشان میدهد که انرژی همچنان نقش مهمی در سیاست خارجی کشورها ایفا میکند. در برخی موارد انرژی بهعنوان ابزار فشار سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد و در برخی موارد دیگر خود به هدف رقابت ژئوپلیتیک تبدیل میشود. برای مثال، تلاش برای کنترل منابع انرژی در ونزوئلا و همچنین محدود کردن دسترسی کوبا به نفت نمونههایی از استفاده از انرژی بهعنوان ابزار سیاست خارجی به شمار میروند. در مورد کوبا، محدودیت دسترسی به سوخت باعث بروز بحران انرژی و خاموشیهای گسترده در این کشور شده است.
در خاورمیانه نیز ایران از یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی خود یعنی توانایی ایجاد اختلال در جریان انرژی از خلیج فارس استفاده کرده است؛ اقدامی که میتواند اقتصاد کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد.
آینده انرژی؛ رقابت میان فسیلی و تجدیدپذیر
در بلندمدت، واکنش کشورها به شوکهای انرژی میتواند مسیر گذار به انرژیهای پاک را تحت تأثیر قرار دهد. کشورهایی که منابع نفت و گاز محدودی دارند، ممکن است بیش از گذشته به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر روی آورند.سرمایهگذاری در انرژیهای خورشیدی و بادی به همراه فناوری ذخیرهسازی میتواند برای بسیاری از کشورها به یک راهبرد امنیت انرژی تبدیل شود. در چنین شرایطی، وابستگی به واردات سوختهای فسیلی کاهش مییابد.
با این حال، انرژیهای تجدیدپذیر نیز چالشهای ژئوپلیتیکی خاص خود را دارند. برای مثال، بخش بزرگی از تولید تجهیزات انرژی پاک مانند پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتریهای قابل شارژ در چین متمرکز شده است. با وجود این، یک تفاوت مهم میان انرژیهای تجدیدپذیر و سوختهای فسیلی وجود دارد. نفت و گاز منابعی هستند که کشورها باید به طور مداوم به آنها دسترسی داشته باشند، اما تجهیزات انرژی خورشیدی یا بادی تنها یک بار خریداری میشوند و پس از آن خود منبع انرژی یعنی خورشید و باد قابل مصادره یا مسدود شدن نیست.
تداوم عصر نفت در جهان
تحولات اخیر نشان میدهد که اگرچه گذار انرژی در حال آغاز است، اما اقتصاد جهانی هنوز فاصله زیادی با پایان عصر نفت و گاز دارد. مصرف بالای انرژی، وابستگی گسترده اقتصادها به سوختهای فسیلی و تمرکز جغرافیایی منابع انرژی موجب شده این منابع همچنان نقشی تعیینکننده در سیاست جهانی داشته باشند.
به همین دلیل، هرگونه اختلال در عرضه نفت و گاز حتی اگر کوتاهمدت باشد میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. در نتیجه، انرژی همچنان یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده رقابتهای ژئوپلیتیک در جهان باقی خواهد ماند.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :