پایان اتحاد آمریکا و اسرائیل؛ نشانههای اختلاف راهبردی میان واشنگتن و تلآویو در جنگ ایران

در حالی که عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد هفته دوم شده، نشانههایی از فاصله گرفتن اهداف راهبردی دو کشور دیده میشود. در آغاز جنگ، هر دو بر نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران تأکید داشتند؛ اما با گذشت زمان، اختلاف در هدف نهایی جنگ آشکارتر شده است. اسرائیل بیش از هر چیز به تغییر رژیم در ایران میاندیشد، در حالی که به نظر میرسد تمرکز آمریکا بیشتر بر مهار توان نظامی ایران و کنترل پیامدهای ژئوپلیتیک و انرژی جنگ قرار گرفته است.
جهان صنعت نیوز – برای ارتش اسرائیل، حمله به ایران سناریویی بود که سالها برای آن برنامهریزی شده بود. خلبانان و فرماندهان نیروی هوایی این کشور طی بیش از دو دهه تمرین و آمادهسازی، خود را برای عملیاتهای دوربرد علیه اهدافی در داخل ایران آماده کرده بودند. با این حال، آنچه در جنگ اخیر رخ داد حتی برای بسیاری از نظامیان اسرائیلی نیز فراتر از تصورات پیشین بود.
برای نخستین بار، این عملیات در قالب یک ائتلاف هوایی با مشارکت مستقیم ایالات متحده انجام شد. همکاری نظامی دو کشور به سطحی رسید که فرماندهان و برنامهریزان دو طرف در جلسات مشترک اهداف حملات را تقسیم میکردند. هواپیماهای سوخترسان آمریکایی نیز نقش مهمی در پشتیبانی از جنگندههای اسرائیلی ایفا کردند و امکان انجام حملات دوربرد را فراهم ساختند.
نتیجه این همکاری، ایجاد برتری هوایی نسبی برای نیروهای مهاجم بود. همچنین دامنه اهداف مورد حمله فراتر از تأسیسات هستهای رفت و برخی زیرساختهای دیگر نیز در فهرست اهداف قرار گرفت.
آغاز جنگ و برنامه حملات اولیه
در نخستین مرحله جنگ، برنامهای فشرده برای حملات طراحی شد که طی چند روز نخست اجرا شد. هدف از این طرح آن بود که در کوتاهترین زمان ممکن بیشترین خسارت به زیرساختهای نظامی ایران وارد شود. طراحان عملیات میدانستند که رئیسجمهور آمریکا تمایل دارد به سرعت اعلام پیروزی کند و بنابراین تلاش کردند در روزهای ابتدایی جنگ حداکثر ضربه ممکن را وارد کنند.
با این حال، برخلاف برخی پیشبینیها، جنگ فراتر از این مرحله اولیه ادامه یافت. همین مسئله باعث شد بحث درباره هدف نهایی عملیات و مدت زمان آن بیشتر مطرح شود.
ابهام در راهبرد آمریکا
یکی از ویژگیهای جنگ، ابهام در پیامهای سیاسی واشنگتن بوده است. در مقاطع مختلف، رئیسجمهور آمریکا اظهارات متفاوتی درباره وضعیت جنگ بیان کرده است؛ گاهی از نزدیک بودن پیروزی سخن گفته و گاهی تأکید کرده که هنوز اهداف جنگ به طور کامل محقق نشده است.
این پیامهای متناقض تا حدی به نگرانی درباره پیامدهای اقتصادی جنگ نیز مربوط بوده است. افزایش قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی در روزهای نخست درگیری باعث نگرانی در بازارهای مالی شد و تلاش شد با ارسال پیامهای اطمینانبخش این نگرانیها کاهش یابد.
ابهام در اهداف جنگ تا حدی ناشی از آن است که از ابتدا چارچوب روشنی برای پایان درگیری ارائه نشده بود. همین مسئله اکنون باعث شده است که تفاوت نگاه واشنگتن و تلآویو درباره آینده جنگ بیشتر آشکار شود.
اختلاف در هدف نهایی جنگ
در آغاز عملیات، هدف مشترک دو کشور نابودی برنامه هستهای و توان موشکی ایران اعلام شد. اما با گذشت زمان مشخص شد که نگاه دو طرف به نتیجه نهایی جنگ یکسان نیست.
در اسرائیل، برخی رهبران سیاسی آشکارا از تغییر رژیم در ایران سخن گفتهاند و معتقدند جنگ باید شرایطی ایجاد کند که ساختار قدرت در تهران دچار دگرگونی شود. در مقابل، در واشنگتن نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد تمرکز اصلی بر ایجاد تغییرات محدودتر در ساختار قدرت ایران یا وادار کردن آن به پذیرش شرایط جدید است.
در برخی اظهارات، حتی به این موضوع اشاره شده که تغییر در رهبری ایران میتواند از درون ساختار حاکمیت و با ظهور چهرهای سازگارتر با غرب صورت گیرد. چنین رویکردی نشان میدهد که نگاه آمریکا به پایان جنگ الزاماً با سناریوی تغییر کامل رژیم همسو نیست.
نقش انرژی در محاسبات واشنگتن
یکی از عوامل مهم در شکلگیری این اختلاف، مسئله انرژی و بازار نفت است. از نگاه برخی مقامهای اسرائیلی، تمرکز اصلی آمریکا در جنگ ممکن است کنترل جریان صادرات نفت ایران باشد.
بخش بزرگی از نفت ایران توسط چین خریداری میشود و این صادرات با وجود تحریمها ادامه یافته است. در چنین شرایطی، کنترل یا محدود کردن این جریان انرژی میتواند به اهرم مهمی در تعاملات ژئوپلیتیک تبدیل شود.
این مسئله در آستانه دیدار احتمالی میان رهبران آمریکا و چین اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر واشنگتن بتواند بر جریان نفت ایران نفوذ بیشتری پیدا کند، ممکن است در مذاکرات خود با پکن از اهرم فشار قویتری برخوردار شود.
نشانههایی از اختلاف در همین زمینه نیز دیده شده است. زمانی که اسرائیل حملهای گسترده به تأسیسات ذخیره سوخت در تهران انجام داد، برخی مقامات آمریکایی نسبت به دامنه این حمله ابراز نارضایتی کردند. این واکنش نخستین نشانه آشکار از اختلاف نظر میان دو کشور در طول جنگ تلقی شد.
محدودیتهای سناریوی تغییر رژیم
در عین حال، تحقق سناریوی تغییر رژیم در شرایط جنگی با موانع جدی روبهرو است. تجربه اعتراضات داخلی در ایران نشان داده است که نارضایتی اجتماعی وجود دارد، اما در زمان حملات خارجی احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده کاهش مییابد.
در چنین فضایی، شهروندان معمولاً از ورود به خیابانها خودداری میکنند و اولویت اصلی به مسائل امنیتی و بقا تبدیل میشود. از این رو، برخی تحلیلگران معتقدند حتی اگر اعتراضات جدیدی شکل بگیرد، ممکن است ماهها پس از پایان جنگ رخ دهد.
از سوی دیگر، ساختارهای اصلی قدرت در ایران همچنان پابرجاست. با وجود حملات گسترده به برخی مراکز و نهادها، سازمانهای امنیتی و نظامی اصلی همچنان فعال هستند و این مسئله احتمال فروپاشی سریع نظام سیاسی را کاهش میدهد.
محاسبات سیاسی در اسرائیل
در کنار ملاحظات راهبردی، سیاست داخلی اسرائیل نیز در ادامه جنگ نقش دارد. نخستوزیر اسرائیل در آستانه رقابت انتخاباتی قرار دارد و پایان دادن سریع به جنگ بدون دستاورد مشخص میتواند برای او هزینه سیاسی داشته باشد.
تجربه درگیری پیشین با ایران نیز نشان داده است که اعلام پیروزی نظامی لزوماً به معنای پایان تهدیدها نیست. با وجود ادعاهای قبلی درباره نابودی توان موشکی ایران، حملات موشکی این کشور همچنان ادامه یافته است.
در چنین شرایطی، پایان جنگ بدون تغییر ملموس در وضعیت امنیتی ممکن است برای دولت اسرائیل قابل قبول نباشد. همین مسئله میتواند انگیزهای برای ادامه عملیات نظامی باشد.
جنگی که نتیجه آن نامعلوم است
با ادامه درگیری، این احتمال بیشتر مطرح میشود که آمریکا و اسرائیل در نهایت مسیرهای متفاوتی را دنبال کنند. در حالی که واشنگتن ممکن است به دنبال پایان سریعتر جنگ با اهداف محدودتر باشد، تلآویو ممکن است تمایل داشته باشد عملیات تا رسیدن به اهداف سیاسی گستردهتر ادامه یابد.
در نهایت، هر دو دولت احتمالاً تلاش خواهند کرد نتیجه جنگ را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند. اما پذیرش این روایت از سوی افکار عمومی ممکن است به آسانی امکانپذیر نباشد؛ بهویژه اگر جنگ طولانی شود یا تهدیدهای امنیتی همچنان ادامه داشته باشد.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :