قبول آتشبس آری یا خیر؟

شیطان قسمخورده، امروز در چهرۀ «استکبار جهانی» به سرکردگی آمریکا تجسمیافته است و روزبهروز عداوتش با ملت متمدن ایران بیشتر میشود.
جهان صنعت نیوز، آیا تابهحال طعم «زندگی با یک آیه» را چشیدهاید؟ آن لحظهای که در کورانِ یک سختی، آیهای ناگهان در قلبتان مینشیند و تمام اضطرابها را میشوید. یا در میانۀ یک دوراهیِ سرنوشتساز، کلامی از قرآن همچون چراغی پُرنور مسیر پیش رو را روشن میکند؛ آیهای که دیگر فقط متنی بر روی کاغذ نیست، بلکه به یک دوست صمیمی، یک مشاور حکیم و پناهگاهی امن تبدیل میشود. این تجربه همان اِکسیری است که روح را در هیاهوی دنیای امروز زنده نگه میدارد.
إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا (فاطر، آیۀ ۶) بهیقین شیطان دشمن شماست؛ پس او را دشمن خود بگیرید.
«دشمنگرفتن» شیطان در زندگی روزمرّه چه مصداقهایی دارد؟
خاکشان را از چنگ سرخپوستها درآوردند و نانشان را با زور بازوی بردهها. با سمّ نارنجی مردم ویتنام را به کام مرگ کشاندند و با بمباران اتمی، دهها هزار نفر از مردم هیروشیما و ناگازاکی را. عراق و افغانستان را به خاک سیاه نشاندند و فلسطین و لبنان را تباه کردند.
هوشمندی حضرت روحالله و رهبر شهید (رحمتالله علیهما) اگر نبود، چهبسا هنوز فریبِ دستکش مخملیِ همان «شیطان بزرگ» را میخوردیم. باید یک تسبیح نو بردارم و مدام اینها را مثل ذکر زمزمه کنم. باید آنقدر تکرارشان کنم تا دشمن را فراموش نکنم. تا یکموقع با دیدن آن لبخندهای برّاق و کتوشلوارهای آهارخورده، پنجههای خونآلودشان در به خاک و خون کشیدن مدرسه میناب و هزاران شهید این روزها در تهاجم به مام وطن را از یاد نبرم.
خوشبینی به گرگ، مرگبار است!
با شعار «آزادی زن»، زنان را از خانه به کارخانهها کشاندند تا نیروی کار ارزانتری داشته باشند و امروز همانها با شعار «دفاع از زنان»، هزاران زن و کودک بیگناه را در غزه تکهتکه میکنند.
با شعار «مبارزه با تروریسم»، داعش را به جان منطقۀ ما انداختند تا خودشان به چاههای نفت برسند. با شعار «پیشرفت علم»، دانشمندان هستهای ما را ترور میکنند. این یک الگوی تکراری و بینهایت تلخ است: نقابی زیبا از مفاهیم مقدس، و خنجری زهرآلود که در پشت آن پنهان شده است.
چرا یک ملت باید بارها از یک سوراخ گزیده شود؟ چرا با وجود این تاریخ خونبار، هنوز عدهای فریب «لبخندهای دیپلماتیک» را میخورند و به «پیشنهادهای شیرین» دشمن دل میبندند؟ مشکل، یک بیماری خطرناک به نام «خوشبینی مرگبار» است؛ تمایل به باورکردن اینکه دشمن، دیگر دشمن نیست و میتوان با او دوست بود.
این سادهلوحی، دقیقاً همان پاشنۀ آشیلی است که دشمن برای ضربهزدن، روی آن حساب باز کرده است. راه درمان این بیماری چیست؟ قرآن، یک اصل حیاتی و تغییرناپذیر را به ما گوشزد میکند: إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا؛ «همانا شیطان دشمن شماست، پس شما [نیز]او را دشمن بگیرید.» این نسخه قرآن است برای مواجه با دشمن.
دنیایی که بهشت نیست!
«افرادی مایلاند اثبات کنند که نخیر، ملت ایران هیچ دشمنی ندارد! کنار خانۀ خودتان بنشینید و به کار خودتان سرگرم باشید؛ خاطرتان هم جمع باشد که همهجا امنوامان است! نه، این حرفها واقعیت ندارد. یک ملت زنده نمیتواند اینگونه فکر کند.» ما در دنیایی زندگی میکنیم که بهشت نیست.
همیشه ابلیس و انسانهای شیطانصفتی هستند که نمیخواهند دیگران زندگی کنند؛ البته خداوند فراتر از اینکه به وجود چنین دشمنی آگاهی میدهد، دستور میدهد که شما نیز موضع عملی «دشمنی» را در برابر او اتخاذ کنید. باید جلویش بایستید. اصلاً اساس تربیت و رشد در درگیری با این ظلمت و باطل است.
«دشمنگرفتن» یعنی تمام حرکات، پیشنهادها و لبخندهای او را از منظر یک دشمن تحلیل کنی، نه یک دوست بالقوه. یعنی باور کنی که هدف نهایی او، چیزی جز نابودی تو نیست و هر پیشنهادی، گامی برای رسیدن به همان هدف است.
رهبر شهید انقلاب در دیدار رمضانی سال گذشته با دانشجویان با همین منطق قرانی و با اشاره به کسانیکه در داخل مدام میگویند «چرا پشت میز مذاکره نمیرویم؟»، فرمودند: مذاکره با این دولت آمریکا، نه تنها تحریم را رفع نمیکند بلکه باعث کورشدن گره تحریمها و افزایش فشارها میشود و به مطالبات و زیادهخواهی جدید امکان مطرح شدن میدهد.
نکته آیندهنگرانهای که حالا شاید پس از ۲ بار بمباران و حمله به ایران در میانه مذاکرات بشود بیشتر به آن فکر کرد.
پایان جنگ را ما تعیین میکنیم!
این شیطان قسمخورده، امروز در چهرۀ «استکبار جهانی» به سرکردگی آمریکا تجسم یافته است. تاریخ معاصر ما، مشحون از مصادیق این دشمنیِ پنهانشده پشت نقابهای متمدنانه است.
«برجام» نمونۀ بارز آن بود؛ سالها مذاکره، لبخند و وعدههای رنگارنگ که در نهایت به «خسارت محض» و تشدید تحریمها ختم شد. وقیحانهتر آنکه، درست در میانۀ همین ژستهای دیپلماتیک مذاکره، جنگ ۱۲روزهای را بر مردم ایران تحمیل کردند و چندماه بعد دوباره با ژست دیپلماتیک و مذاکره پا به میدان گذاشتند و باز هم میز مذاکره را بمباران کردند و این بار رهبر و امام این مردم را به شهادت رساندند، و حالا در میانه جنگی تمام عیار و پر از خباثت هستیم که با وجود شهادت رهبر شهید انقلاب، دانشآموزان مینابی و شهادت هزاران هموطن دیگر، گاها زمزمههایی بلند میشود که هر وقت شیطان درخواست آتشبس کرد بپذیریم!
آتشبسهایی که در فلسطین و لبنان هزاران بار نقض میشوند، همگی فریاد میزنند که دشمن به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیست. سرنوشت لیبی، سوریه، افغانستان و سودان را ببینید؛ هرجا که به آمریکا و متحدانش اعتماد شد، نتیجهای جز ویرانی و جنگ داخلی به بار نیامد.
پس نسخه قرآن این است که اگرچه دشمن جنگی را آغاز کرد ولی این ما خواهیم بود که با قدرت پاسخ دندانشکن خواهیم داد و با توجه به دشمنی دشمن، این ما خواهیم بود که پایان جنگ را تعیین میکنیم.
عمل و زندگی با آیه
مجذوب سریالها و فیلمهای غربی شدهای و سبک زندگی یک سلبریتی خارجی را پسندیدهای؟ این یعنی دشمن را فراموش کردهای؛ دشمنی که از هنر و رسانه برای پیشبرد اهدافش بهخوبی استفاده میکند.
در مذاکرات، طرف مقابل با لبخند دست دوستی دراز کرده؟ این همان پنجۀ چدنی با دستکش مخملی است. بهجای لبخندش، تاریخ خیانتهایش را به یاد بیار و محکم روی مواضعت بایست.
وسط صحبتها، جملهای به ذهنت میرسد که بین دو دوست را به هم میزند؟ این دقیقاً جملۀ دشمن است برای تفرقه. حرف را عوض کن.
دوستانت به یک مهمانی گناه دعوتت میکنند و میگویند «سخت نگیر»؟ این صدای دشمن است. محکم بگو «نه، من نیستم». تو با دشمن رفاقت نمیکنی.
مشتری عجله دارد و وسوسه میشوی گرانفروشی کنی؟ این صدای دشمن است که میخواهد رزقت را حرام کند. با دشمنیکردن با شیطان، برکت را به مال و زندگیات بیاور.
منبع: فارس
سیاسیلینک کوتاه :