نقش کلیدی مارکو روبیو در استراتژی جدید آمریکا: تخریب و سپس معامله

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران بخشی از یک رویکرد تازه در سیاست خارجی واشنگتن است.
جهان صنعت نیوز – گزارش نیویورکتایمز نشان میدهد که در پشت این رویکرد، نقش مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا بسیار پررنگ است؛ سیاستمداری که سالها به مواضع تهاجمی در سیاست خارجی شهرت داشته و اکنون در کنار دونالد ترامپ در حال طراحی یک الگوی جدید از استفاده از قدرت نظامی آمریکا است.
این الگو تفاوت مهمی با سیاستهای کلاسیک نئوکانها در دهه ۲۰۰۰ دارد. در آن دوره، هدف اصلی از مداخله نظامی «تغییر رژیم» و بازسازی سیاسی کشورها بود؛ اما رویکرد جدید بیشتر بر «وادار کردن دولتها به تبعیت» متمرکز است. به بیان دیگر، هدف اصلی نه لزوماً تغییر حکومتها بلکه اعمال فشار نظامی و اقتصادی برای وادار کردن آنها به پذیرش نظم مطلوب واشنگتن است. برخی تحلیلگران این رویکرد را دکترین «تخریب و سپس معامله» توصیف کردهاند؛ یعنی ابتدا استفاده از قدرت سخت و سپس تلاش برای رسیدن به توافق سیاسی.
در این چارچوب، جنگ ایران به یکی از مهمترین آزمونهای این استراتژی تبدیل شده است. دولت ترامپ که در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود از ورود به جنگهای جدید پرهیز کند، اکنون درگیر مجموعهای از عملیاتهای نظامی در چند کشور شده و آمریکا طی یک سال گذشته در هشت کشور مختلف دست به اقدام نظامی زده و در بسیاری از این عملیاتها نقش روبیو در طراحی و هماهنگی بسیار مهم بوده است.
در عین حال، نکته قابل توجه در این سیاست آن است که واشنگتن در بسیاری از موارد به دنبال مذاکره با همان دولتهایی است که تحت فشار نظامی قرار داده است. نمونه آن مذاکرات پشت پرده با برخی مقامات در کوبا و ونزوئلا است؛ جایی که همزمان با اعمال فشار اقتصادی و نظامی، تلاشهایی برای باز کردن اقتصاد این کشورها و ایجاد تغییرات تدریجی نیز در جریان است.
با این حال، منتقدان این استراتژی معتقدند که تجربههای گذشته نشان داده است حملات هوایی و فشار نظامی لزوماً به تغییر رفتار یا ساختار سیاسی کشورها منجر نمیشود. به گفته برخی تحلیلگران، تصور اینکه بتوان با بمباران از راه دور سیاست داخلی یک کشور را تغییر داد، بارها در تاریخ سیاست خارجی آمریکا آزموده شده و اغلب به نتایج مورد انتظار نرسیده است.
جنگ ایران اکنون به مهمترین میدان آزمون این رویکرد تبدیل شده است؛ آزمونی که میتواند نهتنها آینده سیاست خارجی دولت ترامپ، بلکه جایگاه سیاسی مارکو روبیو در سالهای آینده را نیز تعیین کند. پرسش اصلی همچنان پابرجاست. آیا استفاده از قدرت نظامی میتواند دولتها را وادار به تبعیت کند یا اینکه این راهبرد نیز مانند بسیاری از تجربههای پیشین با محدودیتهای جدی مواجه خواهد شد؟
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :