روز قیامت بحرین؛ آیا کوچکترین اقتصاد خلیج فارس فرو میپاشد؟

اکونومیست : بحران نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، اقتصاد کوچک و بدهکار بحرین را با چالشهای بیسابقهای روبهرو کرده است. کشوری که پیش از آغاز جنگ نیز با بدهی سنگین، کسری بودجه بالا و کاهش درآمدهای انرژی دستوپنجه نرم میکرد، اکنون با توقف صادرات نفت و آلومینیوم، بسته شدن تنگه هرمز و آسیبدیدن زیرساختهای حیاتی در معرض رکودی عمیق قرار گرفته است. در حالی که در گذشته کشورهای ثروتمند خلیج فارس به کمک بحرین میآمدند، اکنون حتی توان این حمایت نیز محل تردید است.
جهان صنعت نیوز – منامه، پایتخت بحرین، زمانی نماد شکوفایی نفتی در خلیج فارس بود؛ شهری با آسمانخراشهای مدرن و چشمانداز اقتصادی رو به رشد. اما اکنون این تصویر بهطور چشمگیری تغییر کرده است. در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ متقابل ایران، این جزیره کوچک خلیج فارس نیز به یکی از میدانهای درگیری تبدیل شده است. حملات پهپادی و موشکی، بخشهایی از زیرساختهای مهم بحرین را از پالایشگاهها و کارخانهها گرفته تا مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه و حتی مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا هدف قرار دادهاند.
با این حال، مشکلات اقتصادی بحرین صرفاً به پیامدهای مستقیم جنگ محدود نمیشود. این کشور حتی پیش از آغاز درگیریها نیز با شرایط مالی دشواری روبهرو بود. برآورد میشد که کسری بودجه بحرین در سال جاری به بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی برسد؛ رقمی که تحت تأثیر قیمت نسبتاً پایین نفت و افزایش هزینههای بدهی شکل گرفته است. بدهی عمومی بحرین اکنون به حدود ۱۴۶ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده که آن را در زمره بدهکارترین کشورهای جهان قرار میدهد. نزدیک به یکسوم درآمد دولت صرف پرداخت بهره بدهیها میشود؛ وضعیتی که فضای مالی دولت را بهشدت محدود کرده است.
فروپاشی تدریجی منابع درآمد
بحرین در گذشته بر دو پایه اقتصادی مهم تکیه داشت: صنعت مالی و درآمدهای انرژی. این ترکیب به این کشور کوچک امکان میداد سطحی از رفاه اقتصادی را حفظ کند. اما در سالهای اخیر هر دو منبع درآمد با چالشهای جدی مواجه شدهاند.
در حوزه مالی، بحرین زمانی میزبان صنعت بانکی فعال و منطقهای بود. اما با رشد سریع دبی بهعنوان مرکز مالی بزرگتر و همچنین تلاش مؤسسات مالی برای نزدیکی بیشتر به حاکمان ثروتمند عربستان سعودی و امارات، بسیاری از شرکتهای مالی دفاتر خود را از بحرین خارج کردند. این روند، جایگاه منامه را بهعنوان یکی از مراکز مالی خلیج فارس تضعیف کرده است.
از سوی دیگر، منابع گاز طبیعی بحرین نیز رو به کاهش گذاشته است. در نتیجه، اقتصاد کشور بیش از پیش به دو صنعت نفت و آلومینیوم وابسته شده است؛ صنایعی که اکنون در خط مقدم آسیبهای جنگ قرار دارند. این دو بخش بیش از دو سوم درآمد دولت و حدود یکچهارم تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل میدهند.
شرکت ملی نفت بحرین بهدلیل شرایط امنیتی و اختلال در صادرات، بخشی از ارسال محمولههای نفتی از پالایشگاه سیترا را متوقف کرده است. در همین حال، شرکت آلومینیوم بحرین که بزرگترین کارخانه ذوب آلومینیوم خارج از چین را اداره میکند، صادرات خود را به حالت تعلیق درآورده است. هرچند این کارخانه هنوز به فعالیت ادامه میدهد، اما نگرانیها درباره احتمال توقف کامل تولید افزایش یافته است. توقف یک کارخانه ذوب آلومینیوم پیامدهای بلندمدتی دارد؛ زیرا راهاندازی دوباره چنین تأسیساتی پس از خاموش شدن میتواند تا شش ماه زمان ببرد.
تنگه هرمز؛ گلوگاه حیاتی اقتصاد بحرین
در میان تمام تهدیدها، شاید مهمترین عامل فشار بر اقتصاد بحرین نه حملات مستقیم ایران، بلکه بسته شدن تنگه هرمز باشد. این آبراه حیاتی مسیر اصلی صادرات انرژی و بسیاری از کالاهای منطقه است. بسته شدن آن عملاً راه صادرات نفت و آلومینیوم بحرین را مسدود کرده و اقتصاد این کشور را در وضعیت انجماد قرار داده است.
اگر ایران اقدام به مینگذاری در این تنگه کند، احتمال دارد این مسیر برای ماهها بسته بماند؛ سناریویی که میتواند اقتصاد بحرین را بهطور کامل فلج کند. برای کشوری که بخش عمده درآمدش به صادرات وابسته است، چنین وضعیتی تهدیدی وجودی محسوب میشود.
امید شکننده به حمایت همسایگان
در کشورهای حاشیه خلیج فارس سالها این فرض وجود داشته که در صورت بروز بحران، کشورهای ثروتمند منطقه به کمک بحرین خواهند آمد. چنین حمایتی پیشتر نیز رخ داده است؛ در سال ۲۰۱۸ عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت بسته مالی قابلتوجهی برای نجات اقتصاد بحرین فراهم کردند.
با این حال، شرایط کنونی متفاوت به نظر میرسد. اقتصاد کشورهای منطقه نیز تحت فشار قرار گرفته و توان آنها برای حمایت مالی از دیگران ممکن است محدود باشد. همانطور که یکی از بانکداران سابق بحرینی اشاره میکند، کمک مالی تنها زمانی ممکن است که خود کشور کمککننده از منابع کافی برخوردار باشد.
آسیبپذیریهای ژئوپلیتیک
بحرین علاوه بر مشکلات اقتصادی، با آسیبپذیریهای جغرافیایی خاصی نیز مواجه است. با بسته شدن فرودگاه، تنها مسیر ارتباطی این کشور با جهان خارج یک پل ۲۵ کیلومتری است که آن را به عربستان سعودی متصل میکند.
بیش از ۸۰ درصد گردشگران بحرین از همین مسیر وارد کشور میشوند. بخش قابل توجهی از آنها شهروندان عربستان هستند که برای تفریح و استفاده از آزادیهای بیشتر از جمله مصرف قانونی الکل به بحرین سفر میکنند. اگر این پل هدف حمله قرار گیرد، ضربهای جدی به اقتصاد و اعتماد سرمایهگذاران وارد خواهد شد؛ سناریویی که برخی فعالان اقتصادی آن را «روز قیامت» برای بحرین توصیف میکنند.
در سطح سیاسی نیز پیچیدگیهای خاصی وجود دارد. حکومت سنی بحرین سالهاست با ایران روابطی پرتنش دارد و تهران را به تحریک ناآرامیها در میان جمعیت عمدتاً شیعه این کشور متهم میکند. با این حال، واقعیت تلخ برای منامه این است که توان اقتصادی و ساختاری آن برای تحمل یک جنگ طولانیمدت بسیار کمتر از ایران به نظر میرسد.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
لینک کوتاه :