بنزین، رأی و جنگ؛ چرا ایران به کابوس سیاسی ترامپ تبدیل شد؟

اکونومیست: جنگ ایران به‌سرعت به یک چالش چندبعدی برای دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ از افزایش قیمت انرژی و فشار معیشتی بر رأی‌دهندگان گرفته تا کاهش حمایت سیاسی و شکاف در میان جمهوری‌خواهان. در حالی که دولت آمریکا تلاش دارد این جنگ را موفقیت‌آمیز جلوه دهد، نشانه‌های میدانی و سیاسی حاکی از آن است که تداوم درگیری می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و انتخاباتی سنگینی برای کاخ سفید به همراه داشته باشد.

جهان صنعت نیوز – در ظاهر، کاخ سفید تلاش دارد فضای جنگ را تحت کنترل و بدون نشانه‌ای از بحران نشان دهد. پیام‌هایی که از سوی دولت آمریکا منتشر می‌شود، بر نبود نگرانی و مدیریت اوضاع تأکید دارند. اما در سطح واقعیت سیاسی و اقتصادی، نشانه‌هایی از فشار فزاینده دیده می‌شود که نشان می‌دهد جنگ ایران به‌تدریج به یک مسئله داخلی برای دولت ترامپ تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین این نشانه‌ها، شکاف میان روایت رسمی دولت و پیامدهای ملموس اقتصادی جنگ است. در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا از نابودی کامل توان نظامی ایران سخن می‌گوید، همان بخش باقی‌مانده از این ظرفیت، توانسته است اختلالی جدی در بازار جهانی انرژی ایجاد کند. کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی عرضه نفت، تأثیر مستقیمی بر قیمت‌ها گذاشته و این افزایش قیمت، به‌طور روزمره توسط شهروندان آمریکایی در پمپ‌بنزین‌ها تجربه می‌شود. این مسئله به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اثر آن کاملاً ملموس و روزانه است.

افزایش قیمت سوخت، به‌طور نامتقارن بر ایالت‌های مختلف تأثیر گذاشته است. در ایالت‌هایی که مالیات سوخت پایین‌تر است و عمدتاً پایگاه رأی جمهوری‌خواهان محسوب می‌شوند، افزایش قیمت جهانی نفت، با شدت بیشتری به مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود. در نتیجه، همان گروه‌هایی که در انتخابات ۲۰۲۴ نقش مهمی در پیروزی ترامپ داشتند، اکنون فشار بیشتری را تجربه می‌کنند. این وضعیت، یک تناقض سیاسی مهم ایجاد کرده است: سیاستی که در سطح کلان با هدف نمایش قدرت و امنیت اتخاذ شده، در سطح خرد به نارضایتی پایگاه اجتماعی دولت منجر شده است.

اقتصاد سیاسی جنگ؛ از قیمت بنزین تا صندوق رأی

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که افزایش قیمت انرژی، پیامدهای مستقیمی بر رفتار انتخاباتی دارد. در گذشته، جهش قیمت نفت به شکست رؤسای‌جمهور آمریکا مستقر انجامیده است. این الگو اکنون نیز در حال تکرار است. جنگی که ترامپ آن را انتخاب کرده، از منظر افکار عمومی محبوبیت اندکی دارد؛ حمایت از آن در میان دموکرات‌ها تقریباً وجود ندارد، در میان مستقل‌ها محدود است و حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز شدت حمایت در حال کاهش است.

این روند در میان برخی گروه‌های کلیدی رأی‌دهنده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. جوانان و لاتین‌تبارها که در انتخابات قبلی به‌طور قابل‌توجهی به سمت ترامپ گرایش پیدا کرده بودند، سهم بیشتری از درآمد خود را صرف سوخت می‌کنند. بنابراین افزایش قیمت انرژی، فشار بیشتری بر این گروه‌ها وارد می‌کند و می‌تواند جهت‌گیری سیاسی آن‌ها را تغییر دهد.

بازتاب این فشار اقتصادی را می‌توان در سطح زندگی روزمره نیز مشاهده کرد. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه‌های کسب‌وکارهای کوچک را بالا برده و نگرانی درباره افزایش قیمت نهاده‌هایی مانند کود شیمیایی که به گاز طبیعی وابسته است در بخش‌های تولیدی شکل گرفته است. این تحولات نشان می‌دهد که اثرات جنگ، به‌سرعت از بازارهای جهانی به اقتصاد محلی و خانوارها منتقل شده است.

در سطح سیاسی، این شرایط به تقویت موقعیت دموکرات‌ها منجر شده است. نشانه‌هایی از افزایش مشارکت در انتخابات مقدماتی این حزب دیده می‌شود و در برخی ایالت‌های کلیدی، احتمال پیروزی آن‌ها افزایش یافته است. در مقابل، فضای عمومی در میان جمهوری‌خواهان با نوعی تردید و نگرانی همراه است. حتی در میان حامیان سرسخت ترامپ نیز، نارضایتی از افزایش هزینه‌های زندگی به‌وضوح دیده می‌شود.

شکاف در روایت؛ از خوش‌بینی رسمی تا تردید درون‌حزبی

دولت تلاش دارد با ارائه تصویری خوش‌بینانه از جنگ، اثرات منفی آن را کاهش دهد. در این روایت، عملیات نظامی دقیق و موفق بوده، رهبری ایران تضعیف شده و چشم‌انداز تغییرات سیاسی در این کشور مطرح می‌شود. بر اساس این نگاه، جنگ می‌تواند در کوتاه‌مدت پایان یابد و در بلندمدت به تقویت موقعیت آمریکا منجر شود.

اما این روایت با تردیدهای جدی، حتی در درون جریان محافظه‌کار، مواجه است. برخی تحلیلگران و مقامات سابق، بر این باورند که دولت پیچیدگی‌های جنگ را دست‌کم گرفته و برای پیامدهای آن آماده نبوده است. از جمله، واکنش ایران به زیرساخت‌های انرژی منطقه و تأثیر آن بر بازار جهانی، پیش‌بینی نشده بود. همچنین، تصور اینکه تغییر رهبری در ایران به کاهش تهدید منجر شود، با تردید مواجه است.

یکی از چالش‌های اصلی، عدم شفافیت در توضیح اهداف و منطق جنگ است. حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز این انتقاد مطرح شده که دولت نتوانسته است به‌طور قانع‌کننده توضیح دهد که چرا این جنگ آغاز شده و چه هدفی را دنبال می‌کند. این ضعف در اقناع افکار عمومی، در شرایطی که هزینه‌های اقتصادی جنگ به‌سرعت نمایان شده، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در سطح نظامی نیز، یک عدم تقارن مهم وجود دارد. ابزارهایی مانند پهپادها که هزینه تولید پایینی دارند، می‌توانند تهدیدی جدی برای اهداف پرهزینه‌ای مانند نفتکش‌ها و تأسیسات انرژی باشند. این وضعیت، هزینه‌های دفاعی را افزایش داده و مدیریت جنگ را پیچیده‌تر کرده است. در عین حال، تغییر رژیم نیازمند مداخله‌ای گسترده‌تر است که دولت تمایلی به آن ندارد. این شکاف میان اهداف و ابزارها، موقعیت راهبردی دولت را دشوار کرده است.

تنهایی در جنگ؛ هزینه سیاست خارجی تنبیهی

یکی دیگر از پیامدهای جنگ، آشکار شدن محدودیت‌های سیاست خارجی آمریکا در جذب حمایت متحدان است. در حالی که دولت از متحدان خود انتظار همکاری دارد، این کشورها تمایل چندانی برای مشارکت نشان نداده‌اند. این وضعیت تا حدی ناشی از رویکردی است که پیش از جنگ در قبال متحدان اتخاذ شده بود؛ رویکردی که بر فشار و معامله‌گری سخت‌گیرانه استوار بود.

در نتیجه، آمریکا در شرایطی قرار گرفته که برای مدیریت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به حمایت متحدان نیاز دارد، اما این حمایت به‌راحتی در دسترس نیست. این مسئله نه‌تنها هزینه‌های عملیاتی را افزایش می‌دهد، بلکه نشان‌دهنده کاهش توان آمریکا در بسیج ائتلاف‌های بین‌المللی است.

هم‌زمان، جنگ به پیچیده‌تر شدن روابط آمریکا با اسرائیل نیز انجامیده است. در برخی محافل سیاسی، این دیدگاه مطرح شده که آمریکا تحت فشار اسرائیل وارد این جنگ شده است. چنین برداشت‌هایی، حتی اگر به‌طور کامل پذیرفته نشود، می‌تواند به افزایش اختلافات در داخل و تضعیف انسجام سیاست خارجی منجر شود.

در مجموع، جنگ ایران برای دونالد ترامپ به یک آزمون چندوجهی تبدیل شده است. از یک‌سو، افزایش قیمت انرژی و فشار اقتصادی، پایه اجتماعی حمایت از او را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، نبود روایت منسجم و شکاف در درون نخبگان سیاسی، توانایی دولت در مدیریت افکار عمومی را کاهش داده است. در سطح بین‌المللی نیز، محدودیت در جذب حمایت متحدان، هزینه‌های راهبردی جنگ را افزایش داده است.

با این حال، مسیر آینده همچنان به متغیرهای کلیدی وابسته است. اگر جنگ در کوتاه‌مدت پایان یابد و قیمت انرژی کاهش پیدا کند، ممکن است بخشی از این فشارها تعدیل شود. اما در صورت تداوم درگیری و باقی ماندن اثرات اقتصادی آن، این جنگ می‌تواند به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در سرنوشت سیاسی دولت ترامپ تبدیل شود.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 578076
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *