معمای پایان جنگ؛ بنبست استراتژیک آمریکا در خاورمیانه

آتلانتیک : سه هفته پس از آغاز جنگ، هنوز هدف نهایی و تعریف روشنی از پیروزی ارائه نشده است. راهبرد اولیه آمریکا بر این فرض بنا شده بود که ضربهای سخت به ساختار قدرت در تهران، فروپاشی سریع حکومت را به دنبال خواهد داشت و زمینه را برای شکلگیری حکومتی جدید فراهم میکند. اما تحولات میدانی نشان میدهد این فرض تحقق نیافته است؛ حکومت ایران نهتنها فرو نپاشیده بلکه در حال بازسازی و حتی تحکیم موقعیت خود است. در چنین شرایطی، نبود یک راهبرد جایگزین برای آمریکا، تصمیمگیریهای بعدی را به واکنشهای مقطعی و پرریسک تبدیل کرده است؛ وضعیتی که میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی گستردهای، از جمله اختلال در جریان انرژی جهانی، به همراه داشته باشد.
جهان صنعت نیوز – با گذشت چند هفته از آغاز عملیات نظامی، هنوز مشخص نیست هدف نهایی جنگ دقیقاً چه بوده است. در سخنان مختلف، دلایل متعددی برای این اقدام از مهار برنامه هستهای گرفته تا مقابله با تروریسم و کنترل برنامه موشکی مطرح شده است. اما این دلایل در مجموع تصویری روشن از مقصد نهایی ارائه نمیدهند. در برخی مقاطع حتی از تسلیم بدون قید و شرط سخن گفته شده و در مقاطعی دیگر نشانههایی از تمایل به اعلام پیروزی سریع و خروج از بحران دیده شده است.
در آغاز جنگ، تغییر حکومت یک هدف کلان در پس این اقدامات بود. در پیام اولیه آمریکا خطاب به مردم ایران، از آنان خواسته شد علیه ساختار قدرت برخیزند و کنترل کشور را در دست بگیرند. تصور اولیه این بود که ضربات نظامی گسترده، همراه با حذف بخشی از رهبران سیاسی و نظامی، باعث فروپاشی سریع ساختار قدرت خواهد شد. اما روند تحولات نشان داد این سناریو بیش از حد خوشبینانه بوده است.
برآوردهای اطلاعاتی نیز نشان میدهد ساختار سیاسی ایران نهتنها فرو نریخته بلکه احتمال دارد با این تصور که توانسته در برابر فشار خارجی دوام بیاورد، حتی جسورتر نیز شود. این وضعیت نشان میدهد فاصله میان تصورات اولیه و واقعیتهای میدانی بسیار زیاد بوده است.
اشتباه محاسباتی در ارزیابی دوام ساختار قدرت
یکی از فرضهای کلیدی در طراحی اولیه این عملیات، احتمال فروپاشی سریع حکومت بود. تصور میشد فشار نظامی گسترده باعث شود رهبران سیاسی کشور به سرعت تسلیم شوند یا ساختار قدرت از درون فرو بریزد. حتی هشدارهایی درباره واکنشهای احتمالی، از جمله بستن تنگه هرمز، مطرح شده بود؛ اما این هشدارها چندان جدی گرفته نشد.
در واقع، تصور غالب این بود که طرف مقابل پیش از آنکه دست به اقدامات تلافیجویانه بزند، عقبنشینی خواهد کرد. این نوع محاسبه بیش از آنکه بر تحلیل دقیق رفتار طرف مقابل استوار باشد، بر نوعی انتظار ذهنی از واکنش او تکیه داشت.
در حالی که تجربههای گذشته نشان داده تغییر حکومت از بیرون، بدون برنامهریزی دقیق و ایجاد ساختار جایگزین، بسیار دشوار است. چنین پروژهای نیازمند طراحی سیاسی، ساخت نهادهای جدید و حضور طولانیمدت برای تثبیت نظم تازه است. بدون این عناصر، حتی اگر حکومت موجود تضعیف شود، خلأ قدرت میتواند به بیثباتی گسترده منجر شود.
بحران برنامه جایگزین
اگر فرض اولیه بر فروپاشی سریع حکومت استوار بوده باشد، مشکل اصلی در نبود سناریوی جایگزین آشکار میشود. به نظر میرسد طرح اصلی این بوده که حملات گسترده نظامی، حذف بخشی از رهبران و نابودی توان نظامی کشور، به سرعت فضای سیاسی جدیدی ایجاد کند و امکان تشکیل حکومتی تازه فراهم شود.
اما وقتی چنین اتفاقی رخ نداد، مشخص شد برنامه مشخصی برای مرحله بعد وجود ندارد. تجربههای پیشین نشان داده که تغییر حکومت تنها با حمله نظامی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند برنامهای دقیق برای انتقال قدرت و ایجاد نهادهای جایگزین است. بدون چنین برنامهای، حتی موفقیتهای نظامی نیز نمیتواند به نتیجه سیاسی پایدار منجر شود.
در این میان، حذف بخشی از رهبران ارشد کشور و ضربه به ساختار نظامی نیز نتوانسته تغییر سیاسی مورد انتظار را ایجاد کند. در عوض، واکنشها به سمت گسترش دامنه بحران و افزایش تنش در منطقه حرکت کرده است.
تنگه هرمز و شوک بالقوه انرژی
یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، وضعیت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند. کنترل این مسیر به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شده است. در عمل، با ایجاد فضای نااطمینانی برای شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران، جریان انتقال نفت میتواند به شدت محدود شود.
چنین وضعیتی احتمال ایجاد شوک در بازار انرژی جهانی را افزایش میدهد؛ شوکی که میتواند یادآور بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ باشد. در واقع، حتی بدون انسداد کامل مسیر، صرف افزایش ریسک و هزینههای حملونقل میتواند عرضه نفت را مختل کند و قیمتها را به سرعت بالا ببرد.
نکته مهم این است که چنین سناریویی سالها در محافل نظامی و اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته بود. بنابراین مشکل اصلی نه در فقدان پیشبینی، بلکه در نادیده گرفتن هشدارهایی بود که درباره واکنشهای احتمالی داده شده بود.
جنگی که کنترل آن دشوارتر میشود
در شرایط کنونی، گزینههای موجود چندان جذاب نیستند. عملیات نظامی میتواند ادامه یابد و زیرساختها و اهداف بیشتری مورد حمله قرار گیرد. اما بدون تعریف هدف نهایی، این حملات لزوماً به دستاورد راهبردی مشخصی منجر نخواهد شد.
از سوی دیگر، نشانههایی از گسترش دامنه عملیات نیز دیده میشود؛ از جمله استقرار نیروهای بیشتر در منطقه. یکی از سناریوهای مطرح، تلاش برای کنترل برخی نقاط حیاتی در مسیر صادرات نفت ایران است. اما چنین اقداماتی میتواند به معنای ورود به مرحلهای گستردهتر از درگیری باشد.
مشکل اساسی این است که به نظر میرسد تصور اولیه بر کوتاه بودن جنگ استوار بوده است. به همین دلیل، بسیاری از تصمیمات فعلی بیشتر حالت بداهه و واکنشی دارند تا بخشی از یک برنامه راهبردی بلندمدت.
در سوی دیگر، رهبران ایران معیاری ساده برای پیروزی دارند. اگر حکومت بتواند در برابر فشار نظامی دوام بیاورد و همچنان قدرت را حفظ کند، در واقع به هدف خود رسیده است. در چنین شرایطی، حتی ادامه حیات نظام سیاسی میتواند به عنوان موفقیت تلقی شود.
این منطق شباهتی با برخی جنگهای معاصر دارد که در آنها طرف ضعیفتر صرفاً با ادامه مقاومت، توانسته است اهداف طرف قدرتمندتر را ناکام بگذارد. در چنین سناریویی، گذر زمان میتواند به عاملی تعیینکننده تبدیل شود.
در همین حال، احتمال دارد محاسبه رهبران ایران این باشد که طولانی شدن بحران و افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی، در نهایت باعث شود طرف مقابل به دنبال خروج از درگیری باشد.
معمای پایان جنگ
وضعیت کنونی نشان میدهد ابتکار عمل به تدریج از دست برنامهریزان اولیه خارج شده و تحولات میدانی نقش تعیینکنندهتری پیدا کرده است. تصمیمات جدید بیشتر شبیه تلاش برای جبران محاسبات اولیه به نظر میرسد. در چنین شرایطی، هرچه زمان میگذرد، خطر تشدید درگیری افزایش مییابد. اگر عملیات متوقف شود، ممکن است این برداشت شکل بگیرد که ساختار قدرت در ایران توانسته در برابر فشار خارجی مقاومت کند. اما ادامه جنگ نیز میتواند هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بیشتری ایجاد کند.
به همین دلیل، آینده این بحران تا حد زیادی به این پرسش بستگی دارد که هدف نهایی چگونه تعریف شود و آیا راهبردی روشن برای رسیدن به آن وجود دارد یا خیر. در نبود چنین راهبردی، احتمال آنکه تصمیمات آینده بیشتر واکنشی و پرریسک باشند، افزایش مییابد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :