کوره پول‌سوزی ترامپ ؛ جنگی که دقیقه‌ای ۱.۳ میلیون دلار برای آمریکا آب می‌خورد

نیویورک تایمز: جنگ با هزینه‌ای بالغ بر ۱.۳ میلیون دلار در دقیقه، بار مالی عظیمی بر دوش اقتصاد و مالیات‌دهندگان آمریکا گذاشته است. برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد که هزینه‌های بلندمدت این رویارویی نظامی از مرز یک  تریلیون دلار عبور خواهد کرد. این گزارش تحلیلی به بررسی ابعاد اقتصادی این مخارج پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه بازتوزیع این بودجه هنگفت نظامی می‌توانست به حل بحران‌های عمیق آموزشی، بهداشتی و تغذیه‌ای در سطح داخلی و جهانی پایان دهد.

جهان صنعت نیوز – تخصیص بودجه‌های کلان برای تامین مالی جنگ، اقتصاد آمریکا را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. درخواست اولیه نهادهای نظامی برای بودجه جنگی بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار است که سهم هر خانوار آمریکایی از این رقم، بیش از ۱۴۰۰ دلار برآورد می‌شود. با این حال، این ارقام تنها بخش کوچکی از هزینه‌های واقعی را نشان می‌دهند. کارشناسان اقتصاد نظامی معتقدند که بخش عمده این هزینه‌ها در آینده خود را نشان خواهند داد. به عنوان نمونه، تامین خدمات درمانی مادام‌العمر برای نیروهایی که دچار آسیب‌های جسمی می‌شوند یا بیماری‌های پیشین آن‌ها تشدید می‌گردد، بار مالی سنگینی به همراه دارد. اگر نیروهای فعلی با همان نرخ نیروهای درگیر در جنگ سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ نیازمند خدمات حمایتی باشند، تنها همین بخش به تنهایی حداقل ۶۰۰ میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت. در مجموع، پیش‌بینی می‌شود که کل بار مالی این رویارویی نظامی برای مالیات‌دهندگان از مرز یک تریلیون دلار فراتر رود. آمارهای اولیه نشان می‌دهد که تنها در ۶ روز نخست، ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه شده است؛ رقمی که معادل صرف هزینه‌ای بیش از ۱.۳ میلیون دلار در هر دقیقه است.

هزینه فرصت‌های از دست‌رفته در بخش سلامت و آموزش

با بررسی نرخ هزینه‌کرد ۱.۳ میلیون دلاری در هر دقیقه، ابعاد اقتصادی گزینه‌های جایگزینی که به دلیل تمرکز بر مخارج نظامی نادیده گرفته شده‌اند، نمایان می‌شود. تنها با اختصاص رقمی معادل اندکی بیش از مخارج ۲ هفته از این جنگ (حدود ۳۰ میلیارد دلار در سال)، امکان ارائه آموزش عالی رایگان برای تمام خانواده‌هایی که درآمد سالانه آن‌ها کمتر از ۱۲۵ هزار دلار است، فراهم می‌شد. همچنین با صرف هزینه‌ای کمتر از مخارج  هفته، یعنی حدود ۳۵ میلیارد دلار، می‌شد یک برنامه جامع پیش‌دبستانی در سطح ملی برای تمام کودکان ۳ و ۴ ساله اجرا کرد. فراتر از آن، بررسی‌های نهادهای فعال در حوزه سوادآموزی نشان می‌دهد که هزینه‌کرد تنها یک ساعت از این بودجه، معادل ۷۵  میلیون دلار، برای اهدای ۳ جلد کتاب رایگان به تمام کودکان زیر خط فقر کافی بود؛ اقدامی که می‌توانست نتایج چشمگیری در بهبود وضعیت سواد و آینده این نسل داشته باشد.

علاوه بر بخش آموزش، در حوزه سلامت عمومی نیز آمارها تامل‌برانگیز است. در حال حاضر به طور میانگین هر ۲ ساعت یک زن بر اثر ابتلا به سرطان دهانه رحم جان خود را از دست می‌دهد. تامین هزینه غربالگری برای تمام زنان فاقد بیمه نیازمند یک  میلیارد دلار است که معادل کمتر از ۱۳ ساعت از هزینه‌های جاری نظامی است و می‌تواند جان صدها نفر را نجات دهد. همچنین با تخصیص ۳۰۰ میلیون دلار، یعنی معادل مخارج ۴ ساعت، امکان تامین عینک برای ۲.۳ میلیون دانش‌آموز از خانواده‌های کم‌درآمد فراهم می‌شد. در مقیاس کلان‌تر، هزینه‌ای معادل کمتر از ۳ هفته (حدود ۳۴ میلیارد دلار در سال) کافی بود تا یارانه‌های بیمه درمانی که در دولت پیشین آمریکا منقضی شده بود، مجدداً احیا شود؛ اقدامی که عدم اجرای آن به تنهایی منجر به مرگ قابل پیشگیری بیش از ۸۸۰۰ نفر شده است.

تخصیص منابع در عرصه جهانی و پایان گرسنگی

ابعاد این هزینه‌های نجومی زمانی بیشتر درک می‌شود که بدانیم مخارج تنها ۳ روز نخست جنگ، از کل بودجه ۴ میلیارد دلاری تخصیص یافته برای تمام کمک‌های بشردوستانه در سال ۲۰۲۵ بیشتر بوده است. اگر بخشی از این منابع به رفع بحران‌های بین‌المللی اختصاص می‌یافت، دستاوردهای تاریخی بزرگی حاصل می‌شد. با صرف هزینه‌ای کمتر از ۴۰۰ میلیون دلار (معادل حدود ۵ ساعت از مخارج جنگ)، امکان انگل‌زدایی از تمام کودکان نیازمند در سراسر جهان فراهم می‌شد. همچنین با اختصاص ۳۸۰ میلیون دلار، می‌شد مکمل‌های ویتامین آ را برای ۱۹۰ میلیون کودک نیازمند تامین کرد. این اقدام نه تنها از مرگ سالانه ۴۸۰ هزار کودک جلوگیری می‌کرد، بلکه نابینایی ناشی از کمبود این ویتامین را به طور کامل ریشه‌کن می‌ساخت.

از سوی دیگر، یکی از بزرگترین تراژدی‌های انسانی، یعنی سوءتغذیه و هزال شدید، تنها با ۴.۳ میلیارد دلار قابل درمان است. این رقم معادل مخارج کمتر از ۳ روز است و می‌تواند سالانه جان حدود ۱.۵ میلیون کودک را نجات دهد. تخصیص چنین بودجه‌ای می‌توانست برای نخستین بار در تاریخ بشریت، به مرگ و میر گسترده کودکان بر اثر گرسنگی پایان دهد.

پیامدهای تورمی و فقدان اراده سازندگی

با وجود ارائه این آمار، باید توجه داشت که برآوردهای مالی نظامی همواره با عدم قطعیت همراه بوده‌اند. همان‌طور که در سال ۲۰۰۳ هزینه‌ها در ابتدا ۴۰ میلیارد دلار برآورد شده بود اما در نهایت به مرز ۳ تریلیون دلار رسید، مخارج فعلی نیز می‌تواند بسیار فراتر از پیش‌بینی‌ها باشد. مضاف بر اینکه، برآورد یک تریلیون دلاری تنها شامل هزینه‌های مستقیم است و تبعات تورمی ناشی از آن، نظیر افزایش قیمت بنزین و گران شدن قریب‌الوقوع کودهای شیمیایی و مواد غذایی که مستقیماً بر سبد مصرفی خانوارها تحمیل می‌شود، در این محاسبات لحاظ نشده است.

تحلیل این داده‌ها به وضوح نشان می‌دهد که بازتوزیع این ارقام می‌توانست تحولی بنیادین در سطح داخلی آمریکا و بین‌المللی ایجاد کند و با وجود تامین آموزش رایگان، بیمه همگانی و پایان دادن به گرسنگی جهانی، همچنان میلیاردها دلار از این بودجه باقی می‌ماند. این معادلات اقتصادی ثابت می‌کند که هرگاه اراده سیاسی وجود داشته باشد، بودجه‌های کلان برای تخریب به سرعت فراهم می‌شود، اما آنچه مفقود است، اراده‌ای برای تخصیص همین منابع در مسیر سازندگی و ارتقای رفاه عمومی است.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 578126
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *