۵ نقطه‌ای که می‌توانند جنگ ایران را به انفجار بزرگ‌تر منطقه‌ای تبدیل کنند

نیویورک تایمز: گسترش جنگ ایران از سطح یک درگیری مستقیم فراتر رفته و اکنون به عاملی برای بازآرایی موازنه‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی در چند کشور کلیدی منطقه تبدیل شده است. در این میان، خطر اصلی فقط ادامه حملات نیست، بلکه سرایت جنگ به کشورهایی است که هر کدام پیشاپیش با شکنندگی‌های داخلی، رقابت‌های منطقه‌ای، شکاف‌های قومی و محاسبات امنیتی پیچیده روبه‌رو بوده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، جنگ می‌تواند هم‌زمان به مسابقه تسلیحاتی، بی‌ثباتی سیاسی، تشدید درگیری‌های نیابتی و فرسایش چشم‌انداز سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی در خاورمیانه منجر شود.

جهان صنعت نیوز – تداوم جنگ، فقط به معنای افزایش تلفات انسانی و تخریب زیرساختی نیست؛ مسئله مهم‌تر آن است که این درگیری ظرفیت سرایت به مجموعه‌ای از کشورهای پیرامونی را دارد که هر یک به شکلی با ایران، آمریکا و اسرائیل درهم‌تنیده‌اند. این کشورها صرفاً ناظران بحران نیستند، بلکه یا به میدان عملیات تبدیل شده‌اند، یا در آستانه ورود به سطوح تازه‌ای از درگیری قرار دارند. در چنین وضعی، جنگ می‌تواند از یک تقابل مستقیم به زنجیره‌ای از بحران‌های هم‌زمان در خاورمیانه تبدیل شود.

عربستان؛ تغییر محاسبات امنیتی

در عربستان سعودی، جنگ می‌تواند محاسبات امنیتی این کشور را به‌صورت بنیادین تغییر دهد. ریاض در سال‌های اخیر کوشیده بود تصویر بین‌المللی خود را ترمیم کند، سرمایه‌گذاری خارجی جذب کند و اقتصاد وابسته به نفت را متنوع سازد. در همین چارچوب، تنش‌زدایی با ایران نیز برای عربستان بخشی از راهبرد کاهش ریسک‌های منطقه‌ای بود. اما حملات روزانه اکنون این پیام را منتقل می‌کند که حتی نزدیکی به آمریکا نیز لزوماً امنیت ایجاد نمی‌کند. در نتیجه، این احتمال مطرح می‌شود که عربستان به این جمع‌بندی برسد که تنها تضمین واقعی امنیت، دستیابی به ظرفیت هسته‌ای است. اگر چنین روندی شکل بگیرد، نتیجه جنگ نه مهار تهدید هسته‌ای، بلکه گسترش جاه‌طلبی‌های هسته‌ای در خلیج فارس خواهد بود.

هم‌زمان، جنگ می‌تواند بر روابط عربستان با اسرائیل و آمریکا نیز اثر بگذارد. احتمال عقب‌نشینی ریاض از عادی‌سازی روابط با اسرائیل وجود دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که پیش‌تر نیز به‌دلیل جنگ غزه و نبود پیشرفت در مسئله فلسطین، تمایل چندانی به این مسیر نداشت. حتی تعهدات سرمایه‌گذاری عظیم عربستان در آمریکا نیز ممکن است تحت تأثیر این بحران بازنگری شود. در سناریوی شدیدتر، اگر عربستان مستقیماً وارد جنگ شود، پیوند دفاعی آن با پاکستان می‌تواند ابعاد بحران را بسیار فراتر ببرد.

عراق و ترکیه؛ گره‌گاه شکاف‌های قومی و نیابتی

عراق یکی از خطرناک‌ترین نقاط سرایت جنگ است، زیرا هم‌زمان چند لایه از نفوذ، وابستگی و شکاف داخلی را در خود جمع کرده است. ایران در عراق تنها یک بازیگر خارجی نیست، بلکه از پشتوانه اجتماعی در میان بخش مهمی از جمعیت شیعه و از شبکه‌ای از احزاب و نیروهای شبه‌نظامی برخوردار است. در سوی مقابل، آمریکا نیز از اهرم‌های مالی مهمی برخوردار است و می‌تواند بر معادلات سیاسی بغداد فشار وارد کند. در چنین بستری، جنگ عملاً به داخل عراق کشیده شده است. حمله به نیروهای آمریکایی، هدف قرار گرفتن سفارت آمریکا و بالا گرفتن شعارهای ضدآمریکایی نشان می‌دهد که عراق دیگر حاشیه امنی برای این منازعه نیست.

آنچه این وضعیت را خطرناک‌تر می‌کند، مسئله کردهاست. حضور کردهای ایرانی در منطقه کردستان عراق و گزارش‌های متناقض درباره احتمال حمایت از تحرکات آنان علیه حکومت ایران، این خطر را ایجاد می‌کند که عراق به سکوی عملیات فرامرزی تبدیل شود. در کشوری با سابقه درگیری‌های قومی و فرقه‌ای، چنین سناریویی می‌تواند جامعه را به دو سوی جنگ بکشاند و زمینه‌ساز درگیری داخلی تازه‌ای شود.

در ترکیه نیز جنگ می‌تواند از مسیر مسئله کردها و تنش با اسرائیل تشدید شود. آنکارا طی سال‌های اخیر کوشیده خود را به‌عنوان میانجی و بازیگری خویشتندار معرفی کند، اما هم‌زمان حضور منطقه‌ای خود را در چند جبهه گسترش داده و به یک قدرت نظامی مهم در ناتو تبدیل شده است. با این حال، حساس‌ترین نقطه برای ترکیه، دوباره مسئله کردهاست. هرگونه تلاش برای به‌کارگیری نیروهای کرد علیه ایران می‌تواند واکنش پیش‌دستانه در داخل ترکیه را برانگیزد، روند صلح میان دولت و کردها را تخریب کند و حتی موج تازه‌ای از خشونت را آغاز کند.

افزون بر این، ترکیه نگران پیامد انسانی جنگ نیز هست. احتمال ورود موج جدیدی از پناهجویان ایرانی، برای کشوری که پیش‌تر زیر فشار پیامدهای جنگ سوریه قرار گرفته بود، یک تهدید جدی است. از سوی دیگر، تنش فزاینده با اسرائیل نیز می‌تواند در دل این آشوب منطقه‌ای شدت بگیرد و دامنه بحران را گسترده‌تر کند.

امارات و لبنان؛ از ناامنی سرمایه تا خطر جنگ داخلی

امارات متحده عربی شاید یکی از آشکارترین نمونه‌های ضربه‌پذیری در این جنگ باشد. کشوری که بخش مهمی از اعتبار اقتصادی خود را بر تصویر ثبات، امنیت و نقش واسطه‌ای در تجارت و مالیه منطقه‌ای بنا کرده بود، اکنون با حملات مستقیم ایران روبه‌رو شده است. این وضعیت، توهم پناهگاه امن بودن را به‌شدت تضعیف کرده است. امارات از یک‌سو شریک مهم دفاعی آمریکا و دارای رابطه عادی‌شده با اسرائیل است و از سوی دیگر، محل حضور گسترده ایرانیان، بانک‌های ایرانی و شبکه‌های مالی مرتبط با انتقال دارایی‌هاست. همین موقعیت دوگانه، اکنون به منبع آسیب‌پذیری تبدیل شده است.

اگر امارات دارایی‌های ایران را مسدود کند، تنش‌ها باز هم تشدید می‌شود. در عین حال، نارضایتی پنهان رهبران این کشور از آغاز جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که ابوظبی ممکن است در آینده به سمت بازنگری در ائتلاف‌های خود یا تشدید راهبرد نظامی حرکت کند. مداخله بازیگران دیگری مانند فرانسه و استرالیا نیز نشان می‌دهد که ناامنی در امارات دیگر یک مسئله صرفاً دوجانبه نیست و می‌تواند پای قدرت‌های بیشتری را به بحران باز کند.

در لبنان، خطر تشدید جنگ حتی از این هم عمیق‌تر است، زیرا این کشور هم‌زمان با جنگ خارجی و تهدید فروپاشی داخلی روبه‌روست. حزب‌الله با وجود فرسایش در سال‌های اخیر، هنوز توان عملیاتی دارد و همچنان از پشتوانه سیاسی و اجتماعی در بخشی از جامعه لبنان برخوردار است. اکنون که دولت لبنان فعالیت نظامی حزب‌الله را ممنوع کرده و وعده خلع سلاح آن را داده، خطر اصلی این است که تلاش برای اجرای این تصمیم، خود به شکاف در ارتش و حتی جنگ داخلی منجر شود. ترکیب مذهبی ارتش و جایگاه حزب‌الله در ساختار سیاسی، این سناریو را بسیار جدی می‌کند.

در کنار این، تداوم بمباران‌ها، آوارگی گسترده و تهدید اسرائیل به تصرف بخش‌های بیشتری از خاک لبنان، خطر شکل‌گیری یک شورش طولانی‌مدت علیه اشغال را نیز افزایش می‌دهد. به این ترتیب، حتی اگر جنگ اصلی در مقطعی فروکش کند، لبنان ممکن است همچنان درگیر یک منازعه فرسایشی و چندلایه باقی بماند.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 578232
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *