شکاف بزرگ در اردوگاه غرب؛ چرا در جنگ ایران، کشورها از آمریکا فاصله گرفتند؟

آتلانتیک: در حالی که بحران‌های بین‌المللی در حال تشدید است، شکاف میان ایالات متحده و متحدان سنتی‌اش بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. مجموعه‌ای از تصمیمات غیرقابل پیش‌بینی در سیاست خارجی، همراه با تعرفه‌های تجاری، اظهارات تحقیرآمیز و تغییرات ناگهانی در مواضع، اعتماد میان واشنگتن و شرکای قدیمی را به شدت تضعیف کرده است. نتیجه این روند آن است که بسیاری از دولت‌های متحد اکنون تمایلی برای همراهی با عملیات‌هایی که از سوی آمریکا آغاز می‌شود ندارند. این وضعیت نه‌تنها مدیریت بحران‌های امنیتی را دشوارتر کرده، بلکه نظم همکاری‌های بین‌المللی را نیز در معرض فرسایش قرار داده است.

جهان صنعت نیوز – در سال‌های اخیر، رفتار ایالات متحده در عرصه سیاست خارجی برای بسیاری از دولت‌های هم‌پیمان قابل پیش‌بینی نبوده است. تصمیم‌ها اغلب بدون توجه به زمینه تاریخی، ملاحظات راهبردی یا پیامدهای بلندمدت اتخاذ شده‌اند. در چنین فضایی، ارتباط میان اقدامات امروز و نتایج آن در هفته‌ها و ماه‌های بعد کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

همین رویکرد باعث شده بسیاری از تحلیلگران و رهبران سیاسی در کشورهای مختلف مدت‌ها تلاش کنند برای این رفتارها نوعی منطق پنهان پیدا کنند. برخی آن را در قالب گرایش به انزواگرایی تفسیر کردند و برخی دیگر آن را نشانه نوعی سیاست قدرت جدید دانستند. اما با گذشت زمان، این تلاش‌ها کمتر توانستند توضیحی قانع‌کننده ارائه دهند.

اکنون برای بسیاری از دولت‌ها روشن‌تر شده است که بسیاری از این تصمیم‌ها نه بر اساس یک چارچوب راهبردی مشخص، بلکه بر پایه واکنش‌های مقطعی و تصمیم‌های لحظه‌ای اتخاذ می‌شوند. همین مسئله درک و پیش‌بینی رفتار آمریکا را برای دیگر بازیگران بین‌المللی دشوار کرده است.

پیامدهای تصمیم‌های ناگهانی در بحران‌های جهانی

یکی از جلوه‌های این وضعیت در بحران انرژی و امنیت دریایی در خلیج فارس دیده می‌شود. انسداد تنگه هرمز با استفاده از مین‌ها و پهپادها باعث شده جریان انتقال نفت با اختلال روبه‌رو شود و قیمت انرژی در بازارهای جهانی افزایش یابد.

در عین حال، حل این بحران برای نیروی دریایی آمریکا نیز آسان نیست. بازگشایی مسیرهای دریایی در منطقه‌ای با چنین سطحی از تهدید نظامی، عملیاتی پیچیده و پرریسک محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، فشار برای مشارکت کشورهای دیگر در مدیریت بحران افزایش یافته است.

با این حال، درخواست از دیگر کشورها برای مداخله در شرایطی مطرح می‌شود که بسیاری از همان کشورها طی ماه‌های گذشته با سیاست‌های اقتصادی و سیاسی تنش‌زا مواجه بوده‌اند. همین موضوع باعث شده استقبال چندانی از این درخواست‌ها صورت نگیرد.

تناقض در رابطه با متحدان

در سخنان رسمی بارها از کشورهای مختلف خواسته شده که در تأمین امنیت مسیرهای انرژی مشارکت کنند. حتی در برخی موارد از واژه‌هایی مانند دستور یا مطالبه برای توصیف این انتظار استفاده شده است. استدلال اصلی این بوده که این مسیرها برای تأمین انرژی این کشورها حیاتی است.

اما در نگاه بسیاری از دولت‌ها، این استدلال با واقعیت‌های سیاسی و دیپلماتیک همخوانی ندارد. آن‌ها معتقدند بحران کنونی نتیجه مجموعه‌ای از تصمیمات سیاسی است که بدون هماهنگی با شرکای بین‌المللی اتخاذ شده است. بنابراین طبیعی است که مسئولیت مدیریت پیامدهای آن نیز به طور کامل بر دوش دیگران قرار نگیرد.

از سوی دیگر، حافظه سیاسی در روابط بین‌الملل بسیار طولانی‌تر از چرخه‌های خبری است. دولت‌ها به یاد دارند که در ماه‌ها و سال‌های گذشته چه مواضعی درباره آن‌ها اتخاذ شده و چگونه با نگرانی‌های امنیتی یا اقتصادی‌شان برخورد شده است.

سایه تعرفه‌ها و تنش‌های تجاری

در کنار اختلافات امنیتی، سیاست‌های اقتصادی نیز بر روابط با متحدان تأثیر گذاشته است. طی یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه، تعرفه‌هایی بر واردات از اروپا، بریتانیا، ژاپن و کره جنوبی اعمال شد؛ تصمیم‌هایی که گاه بدون چارچوب مشخص یا منطق اقتصادی روشن اتخاذ شدند.

در برخی موارد، حتی روابط شخصی رهبران یا اختلافات سیاسی مقطعی در تعیین این تعرفه‌ها نقش داشته است. چنین اقداماتی نه‌تنها هزینه‌های اقتصادی ایجاد کرده، بلکه فضای بی‌اعتمادی را نیز تقویت کرده است.

افزون بر این، تهدید به اعمال تعرفه‌های سنگین علیه برخی کشورها در صورت گسترش روابط تجاری آن‌ها با سایر قدرت‌ها، پیام روشنی به شرکای سنتی آمریکا ارسال کرده است: روابط اقتصادی نیز ممکن است به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل شود.

پیامدهای امنیتی در اروپا

در حوزه امنیتی نیز تحولات مشابهی رخ داده است. کاهش حمایت نظامی و مالی از اوکراین، در شرایطی که جنگ همچنان ادامه دارد، در اروپا نگرانی‌های جدی ایجاد کرده است. این اقدام امید تازه‌ای برای روسیه در جهت ادامه جنگ ایجاد کرده و موازنه امنیتی در شرق اروپا را پیچیده‌تر کرده است.

در همین حال، مذاکراتی درباره همکاری‌های اقتصادی با روسیه در جریان بوده است؛ آن هم در شرایطی که جنگ هنوز پایان نیافته و حتی آتش‌بسی نیز برقرار نشده است. چنین رویکردی برای بسیاری از دولت‌های اروپایی نشانه‌ای از تغییر در اولویت‌های امنیتی واشنگتن تلقی می‌شود.

همزمان، انتقادهای تند از دولت اوکراین و بزرگ‌نمایی هزینه‌های کمک‌های آمریکا نیز فضای سیاسی پیرامون این جنگ را تغییر داده است. در حالی که رقم واقعی کمک‌ها طی چند سال بسیار کمتر از ارقام مطرح‌شده در برخی سخنان سیاسی بوده است.

کاهش تمایل متحدان برای مشارکت در جنگ‌ها

مجموعه این تحولات باعث شده بسیاری از کشورها در قبال درگیری‌های نظامی جدید موضعی محتاطانه اتخاذ کنند. برخی دولت‌ها به صراحت اعلام کرده‌اند که در عملیات‌های تهاجمی مشارکت نخواهند کرد.

برخی دیگر نیز اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را برای آغاز عملیات نظامی نداده‌اند. حتی کشورهایی که ممکن است حضور نظامی محدودی در منطقه داشته باشند، این حضور را صرفاً برای حفاظت از منافع یا پایگاه‌های خود تعریف کرده‌اند و نه برای مشارکت در عملیات تهاجمی.

این تصمیم‌ها بیش از آنکه نشانه ضعف یا بی‌میلی به همکاری باشد، نتیجه یک محاسبه سیاسی است. دولت‌ها ارزیابی کرده‌اند که حتی اگر در چنین عملیات‌هایی مشارکت کنند، احتمالاً این حمایت در آینده تأثیر چندانی بر روابط با واشنگتن نخواهد داشت.

محاسبه‌ای که روابط را تغییر داده است

در گذشته، بسیاری از کشورها حاضر بودند هزینه‌های سیاسی یا نظامی قابل توجهی برای حمایت از آمریکا بپردازند، زیرا معتقد بودند این همراهی در روابط دوجانبه و امنیت بلندمدت آن‌ها اهمیت دارد. اما اکنون این فرض در حال تغییر است.

برخی رهبران به این نتیجه رسیده‌اند که حتی اگر در بحران‌ها از آمریکا حمایت کنند، این اقدام ممکن است خیلی زود فراموش شود یا در تصمیمات بعدی هیچ نقشی نداشته باشد. بنابراین انگیزه برای مشارکت در عملیات‌هایی که بدون هماهنگی آغاز می‌شوند، کاهش یافته است.

در نتیجه، شکافی که میان واشنگتن و متحدان سنتی‌اش ایجاد شده، صرفاً یک اختلاف مقطعی نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه تغییری عمیق‌تر در نحوه همکاری‌های امنیتی و سیاسی در جهان باشد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 578258
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *