از غزه تا تنگه هرمز؛ واکاوی فایننشال تایمز از باتلاق راهبردی اسرائیل در خاورمیانه

فایننشال تایمز: جنگ ایران، اگرچه در داخل اسرائیل از حمایت نسبی برخوردار است، اما در نهایت می‌تواند به تضعیف امنیت بلندمدت اسرائیل منجر شود. استدلال اصلی این است که دو ستون حیاتی امنیت اسرائیل یعنی حمایت دوحزبی آمریکا و امکان دستیابی به پیروزی‌های نظامی در حال فرسایش هستند. در چنین شرایطی، تداوم رویکرد مبتنی بر جنگ، اسرائیل را در مسیر یک درگیری دائمی و کاهش پشتیبانی بین‌المللی قرار می‌دهد.

جهان صنعت نیوز – حمله به ایران در داخل اسرائیل با حمایت نسبی مواجه است و افکار عمومی صهیونیست ها از آن پشتیبانی می‌کنند. بنیامین نتانیاهو طی دهه‌ها، ایران را به‌عنوان تهدیدی وجودی برای اسرائیل معرفی کرده و اکنون این جنگ را تحقق هدفی می‌داند که به گفته خودش ۴۰ سال در انتظار آن بوده است. با این حال، این جنگ نه‌تنها امنیت اسرائیل را افزایش نداده بلکه آن را در معرض خطرات بلندمدت قرار داده است. دلیل این امر، نه در میدان نبرد، بلکه در تغییرات عمیق‌تر در محیط راهبردی اسرائیل نهفته است.

فرسایش مهم‌ترین دارایی امنیتی اسرائیل: حمایت آمریکا

نخستین عامل تهدیدکننده، تضعیف حمایت سیاسی آمریکا از اسرائیل است؛ حمایتی که برای دهه‌ها مهم‌ترین تضمین امنیت این کشور بوده است. اقدامات دولت نتانیاهو ابتدا در غزه و سپس در ایران به‌تدریج این حمایت را کاهش داده است.

نشانه‌های این تغییر در افکار عمومی آمریکا آشکار شده است. برای نخستین‌بار در نظرسنجی‌ها، تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها نسبت به فلسطینی‌ها ابراز همدلی کرده‌اند تا اسرائیلی‌ها. این تغییر نگرش، به‌ویژه در پی جنگ غزه و تلفات گسترده غیرنظامیان فلسطینی، شکل گرفته است.

این تحول پیامدهای سیاسی مهمی دارد. در فضای سیاسی آمریکا، نامزدهای حامی اسرائیل با چالش‌های جدی‌تری مواجه خواهند شد. حتی چهره‌هایی که در رقابت‌های آینده مطرح هستند، مواضع انتقادی‌تری نسبت به اسرائیل اتخاذ کرده‌اند. در نتیجه، این احتمال مطرح می‌شود که در انتخابات آینده آمریکا، هر دو حزب اصلی به سمت محدود کردن حمایت از اسرائیل حرکت کنند.

در سوی دیگر، تکیه بیش از حد نتانیاهو بر جمهوری‌خواهان نیز با ریسک همراه است. در میان جریان‌های نزدیک به ترامپ، احساسات ضداسرائیلی که گاه به ضدیت آشکار نیز نزدیک می‌شود، در حال گسترش است. جنگ ایران این روند را تشدید کرده و حتی به استعفای مقاماتی در دولت آمریکا انجامیده که اسرائیل را به نقش‌آفرینی در کشاندن آمریکا به جنگ متهم کرده‌اند.

جنگی که مطابق انتظار پیش نرفت

دومین عامل، عملکرد خود جنگ است. برخلاف وعده‌های اولیه درباره یک پیروزی سریع و قاطع، درگیری به‌سرعت پیچیده‌تر شده و ابعاد پیش‌بینی‌نشده‌ای پیدا کرده است. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران نمونه‌ای از این تحولات است که نشان می‌دهد جنگ از کنترل اولیه خارج شده است.

ادامه جنگ، تهدیدی مستقیم برای امنیت اسرائیل نیز محسوب می‌شود. حملات موشکی ایران به مناطق جنوبی اسرائیل، که منجر به تلفات و خسارات شده، نشان می‌دهد که هزینه‌های انسانی جنگ رو به افزایش است. علاوه بر این، طولانی شدن درگیری می‌تواند فشار بیشتری بر روابط اسرائیل و آمریکا وارد کند.

در چنین شرایطی، این فرض که ایران تهدیدی فوری و اجتناب‌ناپذیر بوده، مورد تردید برخی تحلیلگران قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، رهبری پیشین ایران رفتاری محتاطانه و محاسبه‌گرانه داشته و حتی در مذاکرات، آمادگی برای کاهش قابل‌توجه ذخایر اورانیوم غنی‌شده را نشان داده بود. در این چارچوب، این احتمال مطرح می‌شود که مسیر دیپلماتیک می‌توانست گزینه‌ای عملی‌تر باشد.

یکی از پیامدهای مهم جنگ، تأثیر آن بر ساختار قدرت در ایران است. در واقع، جنگ نه‌تنها رژیم را سرنگون نکرده، بلکه آن را در موقعیتی قرار داده که انسجام بیشتری در برابر تهدید خارجی پیدا کند. این مسئله، دستیابی به اهداف اعلامی اسرائیل را دشوارتر کرده و احتمال تداوم تنش را افزایش داده است.

افسانه پیروزی نظامی و واقعیت جنگ‌های بی‌پایان

یک الگوی تکرارشونده در سیاست‌های امنیتی اسرائیل وجود دارد و آن، اتکای بیش از حد به راه‌حل‌های نظامی است. نتانیاهو بارها عملیات‌های نظامی را به‌عنوان پیروزی‌های تاریخی معرفی کرده، اما در عمل، این دستاوردها پایدار نبوده‌اند. حماس همچنان در غزه حضور دارد، حزب‌الله از بین نرفته و درگیری در لبنان ادامه دارد. حملات قبلی به برنامه هسته‌ای ایران نیز نتوانسته‌اند به‌طور دائمی این برنامه را متوقف کنند. این روند نشان می‌دهد که پیروزی‌های نظامی کوتاه‌مدت، الزاماً به امنیت بلندمدت منجر نمی‌شوند.

در مقابل، مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک که از سوی دولت نتانیاهو به‌عنوان رویکردی ساده‌لوحانه معرفی می‌شوند به‌عنوان تنها گزینه‌های پایدار برای تأمین امنیت اسرائیل مطرح هستند.

در مجموع، جنگ ایران اسرائیل را در موقعیتی قرار داده که از نظر راهبردی پرریسک است. از یک سو، مهم‌ترین پشتوانه امنیتی این کشور یعنی حمایت آمریکا در حال تضعیف است. از سوی دیگر، جنگ به‌جای دستیابی به نتایج قاطع، به سمت یک درگیری فرسایشی و پرهزینه حرکت کرده است.

در چنین شرایطی، تداوم مسیر فعلی می‌تواند اسرائیل را در چرخه‌ای از جنگ‌های مداوم و کاهش مشروعیت بین‌المللی گرفتار کند.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 578611
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *