سراب «واقعگرایی» در کاخ سفید؛ چرا جنگ با ایران استراتژی ترامپ را زیر سؤال برد؟

نشریه فارن افرز استدلال میکند که برخلاف ادعاهای دونالد ترامپ و تیم امنیت ملی او در دوره دوم ریاستجمهوری مبنی بر پیروی از یک سیاست خارجی مبتنی بر « واقعگرایی انعطافپذیر»، رویکرد فعلی واشنگتن، به ویژه آغاز جنگ جدید با ایران در تضاد کامل با اصول مکتب واقعگرایی (رئالیسم) است. ورود به یک جنگ منطقهای پرهزینه بدون استراتژی مشخص، پیگیری هدف تغییر رژیم و نادیده گرفتن پیامدهای تشدید تنش، نه تنها نشاندهنده واقعگرایی نیست، بلکه منابع نظامی آمریکا را در رقابت با قدرتهای بزرگ فرسوده میکند.
جهان صنعت نیوز – در طول کمپین انتخاباتی و دوره دوم ریاستجمهوری، ترامپ و تیمش تلاش کردهاند سیاست خارجی خود را عملگرایانه و استراتژیک جلوه دهند و در برابر اتهام بیملاحظگی، به مفهوم « واقعگرایی انعطافپذیر» متوسل شدهاند. این رویکرد که بر اصل «قدرت حق میآورد» استوار است، در اسناد بالادستی مانند استراتژی امنیت ملی سال ۲۰۲۵ و استراتژی دفاع ملی سال ۲۰۲۶ به عنوان جایگزینی برای آرمانگرایی تخیلی معرفی شد. با این حال، واقعگرایان دانشگاهی و تاریخی، اگرچه بر محوریت قدرت و منافع ملی تاکید دارند، اما همواره بر عملگرایی، حفظ توازن قوا، پرهیز از درگیریهای حاشیهای و جلوگیری از هدررفت منابع مالی و انسانی پافشاری میکنند. ترامپ در دوره اول خود با وعده دوری از جنگهای خاورمیانه و تمرکز بر رقابت با چین، تا حدی به این اصول نزدیک شده بود، اما سیاستهای دوره دوم او و توسل مکرر به زور، نشان میدهد که صرفِ تمایل به استفاده از قدرت بدون داشتن یک استراتژی روشن، یک رهبر را به یک واقعگرا تبدیل نمیکند.
جنگ ایران؛ نقض آشکار اصول واقعگرایی و هزینههای استراتژیک
آغاز جنگ با ایران، ادعای واقعگرا بودن دولت ترامپ را به طور کامل باطل میکند. این درگیری تا اواخر ماه مارس دستکم ۲۰ میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته است، آن هم در شرایطی که دولت آمریکا در اثبات وجود یک خطر قریبالوقوع از سوی ایران ناتوان بوده است.
علاوه بر این، هدف قرار دادن رهبران ارشد ایران و تلاش ضمنی برای تغییر رژیم، با اصول واقعگرایی که تغییر ماهیت داخلی کشورها را پرهزینه و بیفایده میداند، در تضاد است.
از سوی دیگر، این جنگ باعث شده تا تمرکز و منابع نظامی آمریکا از رقابت با قدرتهایی مانند چین و روسیه منحرف شود. عدم پیشبینی واکنشهای تهران، از جمله حمله به همسایگان که منجر به تاخیر ۴ روزه در تخلیه دیپلماتهای آمریکایی شد، و همچنین اختلال در تنگه هرمز که به افزایش ناگهانی قیمت نفت انجامید، نشاندهنده فقدان یک نظریه پیروزی و درک صحیح از پیامدهای تشدید تنش است. بمباران ۷ کشور در یک سال توسط دولت آمریکا، نماد بارز نادیده گرفتن هشدار همیشگی واقعگرایان در خصوص خطرات گسترش بیش از حد و پرهزینه قدرت است.
چشمانداز آینده؛ نیاز به بازگشت به یک واقعگرایی عملگرایانه
رد ادعای واقعگرایی ترامپ پیامدهای سیاسی مهمی دارد. مخالفت با مداخلهجوییهای نظامی همواره بخش مهمی از جذابیت سیاسی جنبش ترامپ بوده است و جنگ فعلی با ایران این تصویر را مخدوش کرده است. اکنون فرصتی برای منتقدان و رهبران آینده فراهم شده است تا به تقاضای عمومی برای یک سیاست خارجی منضبطتر پاسخ دهند.
نظرسنجیهای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان میدهد که اکثریت آمریکاییها خواهان نقشآفرینی قدرتمند کشورشان در جهان همراه با همکاری با متحدان هستند. در دوران پساترامپ، سیاستمداران باید از دام ایدئولوژیگرایی مفرط و انزواطلبی افراطی پرهیز کنند و در عوض، یک چشمانداز منسجم و ایجابی از قدرت آمریکا ارائه دهند که با هدفمندی، خویشتنداری و وضوح استراتژیک همراه باشد؛ ویژگیهایی که در جنگ فعلی خاورمیانه به کلی غایب هستند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :