شمارش معکوس در خاورمیانه؛ ترامپ در یک قدمی باتلاق جنگ زمینی با ایران

اکونومیست: با گذشت پنج هفته از جنگ، واشنگتن پیام‌های متناقضی ارسال می‌کند. در حالی که پنجره‌ای محدود برای دیپلماسی شکل گرفته است، منطقه در یک دوراهی سرنوشت‌ساز میان توافقی شکننده یا تشدید درگیری‌ها و ورود به یک جنگ فرسایشی قرار دارد. دولت آمریکا اکنون با گزینه‌هایی دشوار از جمله پذیرش یک پیروزی ظاهری یا آغاز یک عملیات زمینی پرخطر روبه‌رو است که می‌تواند پایه‌های اقتصاد منطقه و جایگاه سیاسی بازیگران را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و آن‌ها را در باتلاقی غیرقابل کنترل گرفتار سازد.

جهان صنعت نیوز – پنج هفته پس از آغاز جنگ خلیج فارس، پیام‌های کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری گیج‌کننده به نظر می‌رسند. دونالد ترامپ و فرستادگانش از یک سو بر لزوم بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران پافشاری می‌کنند و از سوی دیگر مدعی‌اند که این موضوع جزو اهداف جنگی آن‌ها نیست. آن‌ها همچنین ادعا می‌کنند که در حال مذاکره با یک حاکمیت جدید و منطقی‌تر در ایران هستند، اما همزمان باور دارند که این کشور توسط یک حاکمیت ۴۷ ساله سرشار از افراد غیرمنطقی اداره می‌شود. این آشفتگی تنها به بی‌نظمی‌های معمول رئیس‌جمهور آمریکا محدود نمی‌شود، بلکه نشان‌دهنده نزدیک شدن جنگ به یک نقطه عطف است.

آرامش نسبی حاکم بر میدان نبرد نمی‌تواند برای مدت طولانی دوام بیاورد و اگرچه روزنه‌ای کوچک برای راه‌حل دیپلماتیک وجود دارد، اما احتمال قوی‌تر، تشدید جدی تنش‌هاست که می‌تواند تمام طرف‌ها را در تله یک جنگ فرسایشی گرفتار کند.

این توقف نسبی با اعلام تبادل پیام میان ترامپ و ایران آغاز شد، اما هرگز به معنای آرامش کامل نبوده است. آمریکا و اسرائیل همچنان روزانه صدها حمله هوایی در ایران انجام می‌دهند که تاکنون به کشته شدن حدود ۳۵۰۰ ایرانی منجر شده است که نیمی از آن‌ها غیرنظامی بوده‌اند. در مقابل، ایران نیز با شلیک روزانه حدود ۱۰۰ موشک و پهپاد به سمت اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس، حملات خود را حفظ کرده است.

برخورد یک پهپاد به یک نفتکش بارگیری‌شده در سواحل دبی نشان داد که تنگه هرمز همچنان به روی کشتیرانی تجاری بسته است؛ به طوری که میانگین تردد روزانه کشتی‌ها از ۱۲۵ فروند قبل از جنگ، اکنون به تنها ۶ فروند کاهش یافته است. در این میان، رئیس‌جمهور آمریکا تاکنون دو بار ضرب‌الاجل خود برای هدف قرار دادن نیروگاه‌های برق ایران در صورت عدم بازگشایی تنگه را به تعویق انداخته است. مهلت جدید در روز ۱۷ فروردین به پایان می‌رسد و او تهدید بمباران تاسیسات آب‌شیرین‌کن را نیز به گزینه‌های خود افزوده است؛ اقدامی که یک جنایت جنگی محسوب می‌شود. همزمان، آمریکا و ایران در حال تبادل پیشنهادهای آتش‌بس از طریق پاکستان به عنوان میانجی هستند.

فرسایش بانک اهداف و کاهش حمایت‌های سیاسی

حتی بدون در نظر گرفتن این ضرب‌الاجل، ترامپ به زودی باید تصمیم نهایی خود را اتخاذ کند. او تاکنون حدود ۷۰۰۰ تفنگدار دریایی، چترباز و نیروی ویژه به منطقه اعزام کرده و احتمالا نیروهای بیشتری نیز در راه هستند. با این حال، جنگ هوایی به نقطه کاهش بازدهی خود نزدیک می‌شود.

در آغاز درگیری‌ها، مقامات آمریکایی و اسرائیلی اعلام کرده بودند که تنها برای چهار تا پنج هفته هدف نظامی برای انهدام در اختیار دارند. از سوی دیگر، خسارات اقتصادی به طور مداوم در حال افزایش است و چشم‌انداز سیاسی جنگ نیز برای واشنگتن تیره‌تر می‌شود. بر اساس نظرسنجی اکونومیست و یوگاو که در تاریخ ۱۰ فروردین منتشر شد، تنها ۶۲ درصد از جمهوری‌خواهان از این جنگ حمایت می‌کنند که نشان‌دهنده سقوط ۱۱ واحدی نسبت به دو هفته قبل از آن است.

ترامپ ادعا می‌کند که ایران با بیشتر خواسته‌های او، از جمله توقف بخش عمده‌ای از برنامه هسته‌ای و ایجاد محدودیت در زرادخانه موشک‌های بالستیک خود موافقت کرده است؛ ادعایی که قطعا یک اغراق به نظر می‌رسد. اگر قرار بر دستیابی به توافق باشد، این توافق بسیار محدودتر خواهد بود؛ به این شکل که ایران تنگه هرمز را بازگشایی کرده و امتیازات جزئی در برنامه هسته‌ای خود می‌دهد و در مقابل، آمریکا معافیت‌های تحریمی گسترده‌ای را اعمال می‌کند.

با این وجود، چنین توافقی برای ایران که خواهان تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است، یک توافق ناقص محسوب می‌شود. وضعیت برای ترامپ از این هم بدتر خواهد بود، زیرا دستاورد اصلی او صرفا بازگشایی تنگه‌ای است که به دلیل جنگ‌افروزی خود او مسدود شده است. ایران نیز ممکن است از این توافق عقب‌نشینی کند، چرا که به دنبال ایجاد بازدارندگی در برابر حملات آینده آمریکا و اسرائیل است و شاید تصور کند که وارد کردن آسیب بیشتر به اقتصاد جهانی، این هدف را محقق می‌سازد. حتی برخی از مقامات ایرانی خواهان تثبیت کنترل این کشور بر تنگه هرمز و اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری هستند که می‌تواند ماهانه میلیاردها دلار درآمد به همراه داشته باشد.

دوراهی استراتژیک واشنگتن و تشدید ضربات اقتصادی

در چنین شرایطی، ترامپ با دو گزینه مواجه است. او می‌تواند با اعلام اینکه آمریکا به اهداف نظامی خود رسیده است، پیروزی خود را اعلام کند و حل بحران هرمز را به حال خود رها سازد؛ ایده‌ای که در مصاحبه‌ها و پیام‌های اخیرش در شبکه‌های اجتماعی نیز به آن اشاره کرده است. اما مشکل اینجاست که به جز طرفداران افراطی او، همه جهان این نتیجه را یک شکست استراتژیک برای آمریکا تلقی خواهند کرد.

ماه‌های اخیر نشان داده است که توجه به اقدامات عملی ترامپ بسیار مهم‌تر از گفته‌های اوست. تجمع نیروهای نظامی در منطقه نشان می‌دهد که او احتمالا در حال برنامه‌ریزی برای یک حمله زمینی است. او می‌تواند دستور تصرف جزیره خارک به عنوان پایانه اصلی صادرات نفت ایران یا سایر جزایر نزدیک به تنگه را صادر کند و یا حتی تلاش کند طی یک عملیات پیچیده، ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را مصادره نماید.

اگر ایران فرصت استفاده از اهرم فشار خود برای پایان دادن به جنگ با شرایط مطلوب را از دست بدهد، با حملات گسترده‌تری به اقتصاد و زیرساخت‌های خود مواجه خواهد شد. طی این مدت اسرائیل کارخانه‌های بزرگ فولاد ایران را بمباران کرد که در پی آن این واحدها تولید خود را متوقف کردند. آهن و فولاد با درآمد سالانه نزدیک به ۷ میلیارد دلار، از جمله اصلی‌ترین صادرات غیرنفتی ایران به شمار می‌روند و کارخانه‌های مرتبط، تامین‌کننده طیف وسیعی از صنایع داخلی از خودروسازی تا ساختمان‌سازی هستند. اسرائیل برای انجام حملات مشابه بیشتری فشار می‌آورد و اگرچه آمریکا فعلا مانع از این کار شده است، اما این خویشتن‌داری دائمی نخواهد بود.

دولت ترامپ امیدوار است که یک عملیات زمینی بتواند ضربه نهایی را وارد کند و ایران را مجبور به بازگشایی تنگه هرمز کرده یا به رئیس‌جمهور فرصتی برای اعلام پیروزی بدهد. اما ممکن است هیچ‌یک از این اهداف محقق نشود.

اگر آمریکا جزایر را تصرف کند و ایران همچنان تسلیم نشود، ارتش آمریکا مجبور به حفظ این مناطق خواهد بود و در صورت تحمل تلفات سنگین، ترامپ ممکن است خود را ناگزیر به اعزام نیروهای بیشتری ببیند. یک جنگ طولانی همچنین جایگاه اسرائیل در آمریکا را که پس از دو سال درگیری ویرانگر در غزه به شدت افت کرده است، بیش از پیش تخریب خواهد کرد. در حال حاضر، ۵۵ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند که اسرائیل از جنگ در ایران سود می‌برد، در حالی که تنها ۳۰ درصد بر این باورند که این جنگ به نفع کشور خودشان است.

در صورت فرسایشی شدن جنگ، دولت آسیب‌دیده ترامپ ممکن است اسرائیل را به کشاندن آمریکا به این باتلاق متهم کند. در مقطع کنونی، هر یک از طرفین دلایل خود را برای ادامه جنگ دارند و خطر اصلی این است که با زیاده‌روی در اقدامات خود، در باتلاق درگیری‌هایی گرفتار شوند که دیگر توان کنترل آن را ندارند.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 579981
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *