قمار بزرگ واشنگتن روی شریان نفت ایران؛ آمریکا جرات تسخیر خارک را دارد؟

اکونومیست : جزیره خارک به عنوان شریان اصلی صادرات نفت ایران، بار دیگر در کانون توجهات نظامی و سیاسی قرار گرفته است. در حالی که رئیسجمهور آمریکا از احتمال پایان جنگ در هفتههای آینده سخن میگوید، ایده تصرف این جزیره به عنوان یک اهرم فشار استراتژیک برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح است. با این حال، تحلیلهای نظامی نشان میدهد که اگرچه تسخیر خارک در دایره توانمندیهای ارتش آمریکا قرار دارد، اما عملیات پیادهسازی نیروها، حفظ جزیره در برابر پاتکهای سنگین و تامین لجستیک آن، با چالشها و خطرات بسیار بزرگی همراه است.
جهان صنعت نیوز – جزیره خارک همواره در طول تاریخ نظامی منطقه، نقطهای پرالتهاب بوده و روسای جمهور پیشین آمریکا مانند جیمی کارتر و رونالد ریگان نیز به اشغال آن فکر کرده بودند. این جزیره پیش از این نیز هدف بمباران قرار گرفته است و دونالد ترامپ نیز در سال ۱۹۸۸ تهدید کرده بود که در صورت رسیدن به ریاست جمهوری، اقداماتی علیه آن انجام خواهد داد. اگرچه او اکنون از احتمال پایان جنگ در هفتههای آتی سخن میگوید، اما سابقه او در استفاده از تاکتیکهای انحرافی و اظهارات پیشینش مبنی بر احتمال تسخیر این جزیره، گمانهزنیها را افزایش داده است.
این جزیره پایانه صادراتی حدود ۹۰ درصد از نفت ایران است که از طریق خطوط لوله به آن منتقل میشود. به گفته مقامات پیشین نظامی آمریکا، تسخیر خارک به معنای به گروگان گرفتن توان صادرات نفت ایران است. ترامپ میتواند از این جزیره به عنوان یک اهرم چانهزنی استفاده کرده و آن را در ازای بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران، بازگرداند. در همین راستا، آمریکا با هدف قرار دادن ۹۰ هدف نظامی و در عین حال در امان نگه داشتن تاسیسات نفتی، پدافند این جزیره را تضعیف کرده است. فرماندهان پیشین سنتکام معتقدند که تصرف خارک در توان ارتش آمریکا است، اما تسخیر و حفظ آن خطرات خاص خود را به همراه دارد.
چالشهای استقرار نیرو و تاکتیکهای تهاجمی
نخستین چالش در این مسیر، پیاده کردن نیروهای زمینی در جزیره است. در هفتههای اخیر، آمریکا یگانهای متعددی را که میتوانند در عملیات زمینی به کار روند، مستقر کرده است. یگان سی و یکم اعزامی تفنگداران دریایی شامل حدود ۲۵۰۰ تفنگدار با محوریت یک ناو تهاجمی آبیخاکی از ژاپن به خاورمیانه اعزام شده است و یگان یازدهم نیز به زودی از کالیفرنیا به منطقه خواهد رسید. پنتاگون همچنین دستور اعزام ۲۰۰۰ چترباز زبده از لشکر هشتاد و دوم هوابرد ارتش را صادر کرده است و چند صد نیروی عملیات ویژه نیز وارد خلیج فارس شدهاند.
برآوردهای نظامی نشان میدهد که آمریکا برای تصرف خارک حداقل به یک گردان نیروی رزمی، معادل حدود ۱۰۰۰ سرباز نیاز دارد. با توجه به اینکه تنگه هرمز زیر آتش قرار دارد، نزدیک کردن ناوها و شناورهای لندینگ کرافت برای یک حمله آبیخاکی بسیار دشوار خواهد بود. حمله هوابرد نیز با ریسکهای بالایی همراه است؛ زیرا ایران میتواند باند فرودگاه خارک را بمباران کند و نیروهای ایرانی قطعا در آنجا منتظر چتربازان خواهند بود. در نتیجه، محتملترین گزینه حمله با بالگرد است.
یگان سی و یکم اعزامی پیشتر چنین عملیاتی را تمرین کرده است. برای این کار، پنتاگون احتمالا یک منطقه واسط در همان حوالی برای سوختگیری بالگردها ایجاد میکند. این بالگردها در طول مسیر نیازمند اسکورت جنگندهها و هواپیماهای شناسایی هستند و در زمان نزدیک شدن به جزیره، با آتش سلاحهای سبک و پدافند هوایی دوشپرتاب مواجه خواهند شد.
حفظ جزیره، آسیبپذیریها و موانع لجستیکی
رساندن نیروها به خارک تنها گام اول است؛ پاکسازی و حفظ جزیره زیر آتش نیروهای ایرانی چالش بزرگتری است. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای سپاه پاسداران در جزیره مینهای ضد نفر پخش کردهاند و همچنان در آنجا حضور دارند. تفنگداران دریایی برای استقرار سیستمهای پدافند هوایی کوتاهبرد نیازمند شناورهای لندینگ کرافت هستند که این موضوع سربازان را به شدت آسیبپذیر میکند.
گزینه دیگر، اتکا به پوشش هوایی مداوم جنگندهها و بالگردهای تهاجمی است که تعداد زیادی از هواگردها را برای مدت نامحدودی درگیر میکند. از سوی دیگر، ذخیره موشکهای رهگیر ناوهای آمریکایی رو به کاهش است و فرماندهان پیشین نیروی دریایی هشدار میدهند که ایران میتواند جزیره را با هر سلاحی که در اختیار دارد، اشباع کند.
نیروهای آمریکایی ممکن است برای کاهش تهدیدات هوایی ایران، از زیرساختهای نفتی خارک مانند خطوط لوله و مخازن به عنوان سپر انسانی و پوشش استفاده کنند. این تاکتیک، ایران را در موقعیت دشواری قرار میدهد که آیا حاضر است برای کشتن سربازان آمریکایی، اقتصاد نفتی خود را نابود کند یا خیر.
با این حال، مسئله لجستیک همچنان پابرجاست. یگانهای اعزامی تنها برای دو هفته آذوقه دارند و تامین تجهیزات و تدارکات جدید نیازمند ایجاد کاروانهای هوایی پیچیده و پرهزینهای است که حفظ آنها اصلا آسان نخواهد بود.
در نهایت، این سوال استراتژیک مطرح است که آیا تسخیر خارک اصلا هدف نهایی ترامپ یعنی تصاحب نفت را محقق میکند یا خیر؟
ایران میتواند خطوط لوله منتهی به جزیره را مسدود کرده و نفت را به پایانههای دیگری در امتداد ساحل که ظرفیت پذیرش یک چهارم حجم خارک را دارند، هدایت کند. حتی اگر جریان نفت قطع نشود، آمریکا برای خروج آن باید از تنگه هرمز عبور کند. به نظر میرسد توقیف نفتکشهای حامل صادرات روزانه بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران در آبهای آزاد، مشابه اقدامی که در قبال ونزوئلا انجام شد، مسیر بسیار سادهتری باشد؛ هرچند این کار، هیجان و نمایشی بودن بزرگترین حمله هوابرد آمریکا در ۴۰ سال گذشته را به همراه نخواهد داشت.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :