رویای خطرناک ترامپ؛ بزرگترین حمله تاریخ نظامی جهان در اصفهان رقم می‌خورد؟

اکونومیست در گزارشی به بررسی پیامدهای پیچیده و خطرات جدی ورود احتمالی ایالات متحده به یک جنگ زمینی در ایران پرداخته است. با وجود مطرح شدن ایده‌هایی نظیر اشغال جزیره خارک برای قطع صادرات نفتی ایران یا عملیات‌های پیچیده برای تسخیر ذخایر اورانیوم غنی‌شده، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که چنین اقداماتی نه تنها اقتصاد جهانی را با بحران افزایش قیمت انرژی مواجه می‌کند، بلکه نیروهای آمریکایی را در معرض حملات مداوم قرار داده و توان تسلیحاتی این کشور را به شدت فرسوده خواهد کرد. در یک جنگ اراده‌ها، تحمل‌پذیری سیستم حاکم بر ایران بسیار بیشتر از دولت آمریکا ارزیابی می‌شود که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد.

جهان صنعت نیوز – تاریخچه درگیری‌های نظامی نشان می‌دهد که جنگ‌های زمینی ایالات متحده در قاره آسیا به ندرت با موفقیت همراه بوده است. تجربه حضور در ویتنام، عراق و افغانستان ثابت کرده است که واشنگتن سال‌ها درگیر نبردهایی شده که بسیار طولانی‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه به طول انجامیده‌اند. اکنون نیز در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از پایان دادن به جنگ سخن می‌گوید، همزمان تهدیداتی مبنی بر آغاز یک جنگ زمینی را مطرح می‌کند. دولت آمریکا با توجه به محدودیت گزینه‌هایش برای بازگشایی تنگه هرمز، هزاران نیروی نظامی را به منطقه اعزام کرده و ایده لشکرکشی به جزیره خارک در سواحل ایران را به میان آورده است.

جزیره خارک به دلیل آنکه قطب اصلی و مسیر عبور ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران است، هدفی جذاب برای واشنگتن به نظر می‌رسد. این ایده پیشینه تاریخی نیز دارد؛ در گذشته جیمی کارتر و رونالد ریگان حمله به این جزیره را بررسی کرده بودند و صدام حسین و دونالد ترامپ نیز آن را بمباران کرده‌اند. در صورت تسلط آمریکا بر این جزیره، بخش عمده‌ای از صادرات روزانه ۲.۴ تا ۲.۸ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های پالایشی ایران متوقف خواهد شد؛ صادراتی که در حال حاضر درآمدهای بیشتری نسبت به دوران پیش از آغاز جنگ برای ایران به همراه دارد.

پیامدهای اقتصادی و معمای تسخیر پایانه‌های نفتی

نیروهای تفنگدار دریایی و چتربازان آمریکایی از نظر نظامی توانایی تصرف جزیره خارک را دارند، اما چالش اصلی مربوط به مراحل پس از اشغال است. توقف صادرات نفت ایران بلافاصله منجر به افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی شده و آسیب‌های بیشتری به اقتصاد بین‌المللی وارد خواهد کرد. از سوی دیگر، ایران می‌تواند در اقدامی تلافی‌جویانه، زیرساخت‌های بیشتری در خلیج فارس، از جمله تاسیسات حیاتی آب‌شیرین‌کن را مورد حمله قرار دهد.

علاوه بر این، برای قطع کامل صادرات، آمریکا احتمالاً مجبور خواهد شد سه پایانه نفتی دیگر در مناطق جنوبی‌تر، یعنی جاسک، لاوان و سیری را نیز اشغال کند که این مسئله به شدت بر پیچیدگی عملیات نظامی خواهد افزود. در کنار این موارد، نیروهای آمریکایی مستقر در جزیره خارک به شدت آسیب‌پذیر خواهند بود. آن‌ها به پشتیبانی و تدارکات مستمر هوایی یا دریایی نیاز دارند و ایران به طور قطع باندها یا کشتی‌های تدارکاتی را هدف قرار داده و اشغالگران را زیر بارانی از پهپادها و موشک‌ها خواهد گرفت.

آسیب‌پذیری نظامی و فرسایش قدرت تسلیحاتی آمریکا

نزدیکی جزیره خارک به سرزمین اصلی ایران، آن را در تیررس تعداد بیشتری از موشک‌های ایرانی قرار می‌دهد. همان‌طور که تجربه هفته‌های اخیر نشان داده است، برخی از این موشک‌ها از سدهای دفاعی عبور می‌کنند؛ اتفاقی که اخیراً به انهدام یک هواپیمای راداری گران‌قیمت آمریکایی از نوع «ای-۳ سنتری» در عربستان سعودی منجر شد. گزینه‌های جایگزین دیگری مانند تصرف جزایر کوچکتر و دورافتاده‌تر ایران نظیر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، یا انجام حملات محدود به سایت‌های نظامی در داخل خاک ایران نیز مطرح است. اما برای آنکه این اقدامات اثربخشی لازم را داشته باشند، آمریکا نیازمند اشغال‌های طولانی‌مدت است که در نهایت با همان مشکلات و چالش‌های جزیره خارک مواجه خواهد شد.

اگر این جنگ به یک تقابل و رقابت اراده‌ها تبدیل شود، واشنگتن باید در نظر داشته باشد که خطرات و پیامدها برای حکومت ایران بسیار بالاتر است. اگرچه از دست دادن درآمدهای نفتی و سایر ضربات اقتصادی می‌تواند بحران‌های داخلی ایران را تشدید کند، اما ساختار حاکمیت در ایران سال‌هاست که با این اقتصاد همزیستی پیدا کرده است. بنابراین، میزان تحمل فشار و درد در سمت ایران به مراتب بیشتر از دولت ترامپ است که حزب متبوعش تنها در فاصله ۸ ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد.

چالش‌های لجستیکی در هدف‌گیری تاسیسات هسته‌ای

لشکرکشی زمینی می‌تواند آمریکا را در باتلاق‌های دیگری نیز گرفتار کند. ممکن است ترامپ تمایل داشته باشد دستور عملیاتی برای تسخیر ذخیره تقریبی ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم غنی‌شده ایران را صادر کند. یورش به اصفهان، جایی که احتمالاً بخش عمده‌ای از این ذخایر در تاسیسات زیرزمینی نگهداری می‌شود، اقدامی بسیار خیره‌کننده و بزرگترین حمله ناگهانی در تاریخ نظامی جهان خواهد بود. با این حال، باید توجه داشت که بخشی از این اورانیوم در دو سایت زیرزمینی دیگر یعنی نطنز و فردو قرار دارد. اجرای یک حمله همزمان و کوبنده به سه سایت مجزا، به احتمال زیاد حتی فراتر از توانمندی‌های نظامی ایالات متحده است.

این وضعیت تنها باید موجب نگرانی آمریکایی‌ها شود، بلکه متحدان آن‌ها نیز باید نگران باشند، چرا که این جنگ در حال بلعیدن و فرسایش قدرت نظامی آمریکاست. هواپیمای راداری منهدم شده تنها یکی از معدود پرنده‌های این ناوگان در حال کوچک شدن بود. تا به امروز آمریکا بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک شلیک کرده است؛ رقمی که از تعداد موشک‌های مصرف‌شده در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بیشتر بوده و احتمالاً معادل یک‌سوم از کل ذخایر موجود این کشور در سراسر جهان است. فشار سنگین بر ناوگان دریایی آمریکا نیز به زودی به یک بحران جدی در تعمیر و نگهداری نیروی دریایی تبدیل خواهد شد و برنامه‌ریزان نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه اقیانوس آرام این روند را با نگرانی فزاینده‌ای نظاره می‌کنند.

در حال حاضر بسیاری از چهره‌های کلیدی در حلقه اطرافیان ترامپ، از جمله جی.دی ونس (معاون رئیس‌جمهور) و تولسی گابارد (مدیر اطلاعات ملی) سابقه حضور در جنگ‌های زمینی پیشین خاورمیانه را دارند. تمامی آن‌ها در گذشته به این نتیجه رسیده بودند که آن درگیری‌ها در نهایت به حماقت‌های بزرگی تبدیل شدند؛ اکنون زمان آن است که آن‌ها درباره خطرات ورود به چنین نبردی صدای خود را بلند کنند.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 580347
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *