از پرونده امنیتی تا پروژه اقتصادی: طرحی برای زنجیره صنعت هستهای مشترک در خلیج فارس

امیر ایزدی
یکی از مسیرهای واقعبینانه برای کاهش تنشهای هستهای در خلیج فارس، تبدیل این پرونده از یک موضوع صرفاً امنیتی به یک پروژه صنعتی و اقتصادی منطقهای است. تجربههایی مانند «جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا» که از پایههای اصلی تشکیل اتحادیهاروپا شد، نشان داد که وقتی کشورهای رقیب در یک زنجیره صنعتی مشترک مشارکت میکنند، منافع اقتصادی متقابل میتواند به تدریج جایگزین رقابتهای پرهزینه شود و حتا نگرانیهای بینالمللی را کاهش دهد و حمایت منطقهای ایجاد نماید. در صنعت هستهای نیز توزیع هوشمندانه زیرساختها میان کشورهای منطقه خلیجفارس، همراه با نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میتواند هم اعتماد جهانی را افزایش دهد و هم ظرفیتهای علمی و اقتصادی منطقه را فعال کند و مهمتر اینکه ایران را از بنبست هستهای خارج و هزینههای بازسازی این صنعت را به حداقل برساند.
منطق این طرح بر سه اصل استوار است: تفکیک مراحل حساس چرخه سوخت، مالکیت چندملیتی تأسیسات کلیدی و شفافیت کامل عملیاتی. در چنین مدلی هیچ کشور واحدی کل چرخه را در اختیار ندارد و همین وابستگی متقابل، ریسکهای امنیتی را کاهش میدهد.
با فاکتور گرفتن از یکسری مسائل خاص و سادهکردن مراحل اجرایی میشود نقش هر کشور در زنجیره هستهای و مزیت راهبردیشان را بشرح زیر عنوان کرد:
ایران
نقش: رهبری علمی، تحقیق و توسعه، طراحی فناوری، مهندسی هستهای و تولید برخی تجهیزات پیشرفته
مزیت: سرمایه انسانی گسترده، دانشگاهها و تجربه فنی در فناوری هستهای
امارات
نقش: ساخت و بهرهبرداری نیروگاهها، مدیریت پروژه و استانداردهای ایمنی
مزیت: تجربه عملی در نیروگاه براکه و همکاری گسترده با شرکتهای بینالمللی
عربستان سعودی
نقش: سرمایهگذاری کلان در نیروگاهها و توسعه بازار برق هستهای
مزیت: منابع مالی عظیم و تقاضای رو به رشد انرژی
قطر
نقش: ایجاد صندوق سرمایهگذاری مشترک و مرکز مالی پروژههای هستهای منطقه
مزیت: قدرت مالی و نقش فعال در سرمایهگذاریهای بینالمللی
عمان
نقش: هاب لجستیکی منطقه برای انتقال تجهیزات سنگین و مدیریت مسیرهای حملونقل
مزیت: موقعیت جغرافیایی مناسب و روابط متوازن منطقهای
در کنار این تقسیم کار منطقهای، تأسیسات حساس چرخه سوخت میتواند در قالب یک کنسرسیوم چندملیتی و تحت نظارت دائمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی اداره شود. چنین ساختاری برنامه هستهای را از یک موضوع امنیتی به یک پروژه همکاری اقتصادی و فناورانه منطقهای تبدیل میکند؛ پروژهای که ثبات آن به منافع مشترک همه کشورها گره خورده است و از طرفی ایران در حفظ و توسعه این صنعت بدلایل محدودیتهای مالی و مشکلات سیاست خارجی عقب نخواهد افتاد و موانع بینالمللی را مرتفع خواهد ساخت.
قطعا ایدههایی در حوزههای حساس اینچنینی نیازمند بررسی عمیق صاحبنظران حوزه سیاست و امنیت است اما طرح آن بعنوان یک ایده اولیه میتواند قابل بررسی باشد.
به امید دستاوردهای ماندگار در مذاکرات اسلامآباد
لینک کوتاه :