طوفان صحرا در برابر خشم حماسی؛ اکونومیست دکترین بوش و ترامپ را مقایسه کرد

اکونومیست به مقایسه دو عملیات نظامی ایالات متحده در خاورمیانه میپردازد: «عملیات طوفان صحرا» به رهبری جورج بوش پدر در سال ۱۹۹۱ و «عملیات خشم حماسی» به رهبری دونالد ترامپ علیه ایران که با یک آتشبس دوهفتهای متوقف شد. بررسی تفاوتهای چشمگیر این دو رئیسجمهور در زمینههای ائتلافسازی بینالمللی، تعیین اهداف استراتژیک، لحن دیپلماتیک، و نحوه تعامل با نهادهای اطلاعاتی، نشان میدهد که جایگاه و رویکرد هژمونیک آمریکا تا چه حد دگرگون شده است. در حالی که حامیان ترامپ این آتشبس را یک پیروزی تاریخی میدانند، منتقدان هشدار میدهند که این جنگ ششهفتهای نه تنها به جسورتر شدن حکومت ایران و تضعیف اقتصاد جهانی منجر شده، بلکه هزینه ماهانه ۴۰۰ دلاری را بر دوش خانوادههای آمریکایی گذاشته و جایگاه ژئوپلیتیک واشنگتن را به شدت تنزل داده است.
جهان صنعت نیوز – اعلام آتشبس دوهفتهای، پایانی موقت بر «عملیات خشم حماسی» دونالد ترامپ علیه ایران بود؛ نبردی که مدت زمان آن تقریباً با «عملیات طوفان صحرا» برای اخراج نیروهای صدام حسین از کویت در سال ۱۹۹۱ برابری میکند. مقایسه این دو جنگ در خلیج فارس، تصویر روشنی از تغییرات بنیادین در ایالات متحده آمریکا ارائه میدهد.
جورج بوش پدر در سال ۱۹۹۱، پیش از شلیک نخستین گلوله، تاییدیه کنگره و شورای امنیت سازمان ملل را دریافت کرد و با صبوری، ائتلافی نظامی متشکل از ۴۱ کشور را شکل داد. در مقابل، دونالد ترامپ این جنگ را تنها با همراهی یک متحد، یعنی اسرائیل، آغاز کرد. او بدون مشورت با دیگر متحدان آمریکا وارد عمل شد، اما زمانی که شرایط دشوار شد از آنها درخواست کمک کرد و هنگامی که با بیمیلی آنها مواجه گردید، آنان را ترسو خطاب کرد.
اهداف این دو عملیات نیز تفاوت فاحشی داشتند. بوش هدف محدود و روشنی را تعیین کرده بود: پایان دادن به اشغال یک کشور توسط کشوری دیگر. اما ترامپ مجموعهای از اهداف متغیر و بیثبات را مطرح کرد؛ از نابودی برنامه موشکی و هستهای ایران گرفته تا تغییر کامل رژیم.
از ادبیات سنجیده تا تهدیدهای توییتری
تفاوت در لحن و ارتباطات کلامی این دو رهبر نیز قابل توجه است. بوش که به شبکههای اجتماعی دسترسی نداشت، کلمات خود را با دقت انتخاب میکرد و واکنش او به حمله عراق در سال ۱۹۹۰ تنها یک جمله کوتاه بود: «این وضعیت پایدار نخواهد ماند.» در سوی دیگر، ترامپ پرمخاطرهتر و بدون سنجش سخن میگوید. او در در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» با استفاده از ادبیاتی تند نوشت: «تنگه لعنتی را باز کنید ای حرامزادههای دیوانه، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد – فقط تماشا کنید!.»
بوشِ پدر تنها پس از پیروزی قطعی، آن را اعلام کرد و در سخنرانی خود به جای تمجید از خویش، از سربازان و متحدان قدردانی کرد. اما ترامپ بارها و پیش از موعد اعلام پیروزی کرد. او در همان ابتدا مدعی شد: «ما پیروز شدیم. در همان ساعت اول کار تمام شد.» با این وجود، جنگی که ادعا میشد در یک ساعت پایان یافته، نزدیک به ۶ هفته دیگر ادامه یافت، جان صدها نفر را گرفت و بشریت را به طرز ملموسی فقیرتر کرد. ترامپ پس از آن تهدید کرد که اگر رژیم ایران شرایط او را نپذیرد، تمدن ایران را از روی زمین محو خواهد کرد. جهان برای برای چندین ساعت در حیرت بود که چقدر باید این تهدید را جدی بگیرد، تا اینکه او با اشاره به پیشرفت در مذاکرات، از موضع خود عقبنشینی کرد و روز بعد با لحنی شادمان نوشت: «این میتواند عصر طلایی خاورمیانه باشد!!! پول کلانی به دست خواهد آمد.»
ارزیابی دستاوردها؛ شکاف عمیق میان حامیان و منتقدان
جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، نقطه اوج قدرت آمریکا در دوران پسا جنگ سرد بود و محبوبیت بوش را در داخل کشور به حدود ۹۰ درصد رساند. اما جنگ ترامپ با استقبال مشابهی مواجه نشده است. حامیان او، از جمله پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، معتقدند که ترامپ تاریخسازی کرده است، زیرا بسیاری از رهبران جنگطلب ایران و بخش عمدهای از زرادخانه متعارف این کشور نابود شدهاند. همچنین، ایران برای جلوگیری از حملات بیشتر، به طور موقت با بازگشایی نسبی تنگه هرمز برای عبور نفت و گاز موافقت کرده است که این خبر باعث کاهش قیمت نفت و رشد بازارهای سهام شد.
در مقابل، منتقدان پاسخ میدهند که تنگه هرمز از اساس به دلیل همین جنگ بسته شده بود و اکنون ایران حق دریافت عوارض سنگین از کشتیهای عبوری را برای خود قائل است. دانیل پلتکا از موسسه محافظهکار «امریکن اینترپرایز» آتشبس ترامپ را «یک خطای استراتژیک بزرگ بر پایه درک اشتباه از حکومت ایران» میداند. سوزان مالونی از اندیشکده غیرحزبی «بروکینگز» نیز معتقد است وضعیت آمریکا بسیار بدتر از زمانی است که ترامپ اصلاً جنگ را آغاز نکرده بود. به گفته او: « ایران جسورتر شده، اقتصاد جهانی آسیب دیده، مهمات و رهگیرهای ما تخلیه شده و متحدانمان بیش از پیش از ما دور شدهاند.» همچنین، ایران همچنان ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در اختیار دارد و اکنون انگیزه قویتری برای دستیابی به سلاح هستهای پیدا کرده است.
رویکرد به اطلاعات امنیتی و سیاست داخلی
این جنگ این احساس را تقویت کرده است که رویکرد ژئوپلیتیک ترامپ نه کارآمد است و نه بیخطر. بوش به عنوان رئیس سابق سیا، اطلاعات امنیتی را با دقت ارزیابی میکرد و جنگ را جدی میگرفت. اما بر اساس گزارش نیویورکتایمز، زمانی که رئیس فعلی سیا، سناریوهای خوشبینانه و آسان نخستوزیر اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران را «مضحک» خواند، ترامپ این هشدارها را نادیده گرفت. در حالی که بوش امیدوار بود پیروزی نظامی به تحقق چشمانداز صلح سازمان ملل کمک کند، ترامپ که از خدمت سربازی فرار کرده بود، در عرض چند ساعت از تهدید به جنایت جنگی (بازگرداندن ایران به عصر حجر) به درخواست تحریم بروس اسپرینگستین (خواننده آمریکایی) تغییر موضع داد.
اگرچه طرفداران جنبش «ماگا» تهدیدهای اغراقآمیز ترامپ را یک تاکتیک مذاکراتی درخشان میدانند، اما دو طرف در مذاکرات فاصله بسیار زیادی با یکدیگر دارند. در حالی که هگست پیشنهاد میدهد ایران تمام ذخایر هستهای خود را به آمریکا تحویل دهد، ترامپ خواهان دریافت سهمی از عوارض تنگه هرمز است و میگوید: «چرا که نه؟ ما برنده هستیم.» دموکراتها ترامپ را فردی «نامتعادل» توصیف میکنند که فاقد ثبات ذهنی و اخلاقی است. با این حال، بر اساس نظرسنجی گالوپ، دیدگاه رایدهندگان بیش از آنکه به وقایع اخیر بستگی داشته باشد، تابعی از وفاداری حزبی است؛ به طوری که حتی پیش از جنگ نیز تنها ۷ درصد از دموکراتها از جایگاه جهانی آمریکا رضایت داشتند، در حالی که این رقم در میان جمهوریخواهان ۸۰ درصد بود.
تبعات اقتصادی و چشمانداز انتخاباتی
بوش با وجود پیروزی در خلیج فارس، سال بعد به دلیل ضعف اقتصادی در انتخابات شکست خورد. آزمون انتخاباتی بعدی ترامپ در انتخابات میاندوره ای ماه نوامبر است. بر اساس بازارهای شرطبندی، این آتشبس تغییر چندانی در شانس ۵۰-۵۰ جمهوریخواهان برای حفظ سنا یا شانس اندک آنها برای حفظ مجلس نمایندگان ایجاد نکرده است.
سرنوشت سیاسی ترامپ بیشتر به این بستگی دارد که اثرات تورمی جنگ تا چه زمانی فروکش کند. راجر پیلکه از موسسه AEI تخمین میزند که افزایش قیمت سوخت و کود شیمیایی ناشی از این جنگ، ماهانه حدود ۴۰۰ دلار برای یک خانواده معمولی آمریکایی هزینه در بر داشته است. با این وجود، به نظر میرسد ترامپ نسبت به این فشارهای اقتصادی بیتفاوت است. او بودجهای را پیشنهاد داد که هزینههای دفاعی را با رقم نجومی ۴۰ درصد افزایش داده و بودجه سایر بخشها را کاهش میدهد. ترامپ در یک جمع خصوصی صراحتاً اعلام کرد که دولت فدرال نمیتواند به مواردی مانند مهدکودک، بیمه فقرا و بیمه سالمندان بپردازد و این ایالتها هستند که باید مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرند. او تاکید کرد: «ما فقط باید به یک چیز رسیدگی کنیم؛ ما باید از کشور محافظت کنیم.»
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :