۲۱ ساعت مذاکره بی‌نتیجه؛ ترامپ ماشه جنگ را دوباره می‌کشد؟

مذاکرات فشرده و ۲۱ ساعته جی.دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا با مقامات ایرانی در اسلام‌آباد بدون دستیابی به هیچ‌گونه توافقی پایان یافت. این بن‌بست دیپلماتیک، دولت ترامپ را بر سر یک دوراهی بسیار دشوار قرار داده است؛ انتخاب میان آغاز یک روند طولانی‌مدت مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای تهران، یا از سرگیری جنگی که تاکنون بزرگ‌ترین بحران تامین انرژی در دوران مدرن را رقم زده و چشم‌انداز تیره‌ای از کشمکش بر سر کنترل تنگه هرمز ایجاد کرده است. در شرایطی که بازارهای جهانی به شدت تحت تاثیر این تنش‌ها قرار دارند، هیچ‌یک از طرفین تمایلی به عقب‌نشینی از مواضع خود نشان نمی‌دهند.

جهان صنعت نیوز – شکست جی.دی ونس در اخذ امتیازات مدنظر ایالات متحده از ایران در یک ماراتن مذاکراتی تک‌جلسه‌ای، اتفاق غافلگیرکننده‌ای نبود. معاون رئیس‌جمهور آمریکا پس از پایان این گفت‌وگوها جزئیات چندانی ارائه نکرد، اما شواهد حاکی از آن است که او پیشنهادی غیرقابل انعطاف و قطعی برای پایان دادن همیشگی به برنامه هسته‌ای ایران روی میز گذاشته که با مخالفت صریح تهران مواجه شده است. ونس با بیان اینکه خطوط قرمز و حوزه‌های قابل تعامل به روشنی بیان شده‌اند، تایید کرد که طرف ایرانی پذیرش این شروط را رد کرده است. در حال حاضر، مقامات کاخ سفید تصمیم‌گیری درباره گام بعدی را به دونالد ترامپ واگذار کرده‌اند؛ رئیس‌جمهوری که برای تعطیلات آخر هفته و تماشای مسابقات یواف‌سی به فلوریدا سفر کرده است.

این روند شباهت بسیار زیادی به مذاکرات اواخر ماه فوریه در ژنو دارد؛ گفت‌وگوهایی که با هدایت استیو ویتکوف، فرستاده ویژه و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور (که در مذاکرات بیش از ۲۰ ساعته اسلام‌آباد نیز حضور داشتند) به بن‌بست رسید. نتیجه آن شکست دیپلماتیک، فرمان ترامپ برای آغاز ۳۸ روز بمباران و حملات موشکی گسترده به پایگاه‌های نظامی، ذخایر موشکی و زیرساخت‌های صنعتی تولید سلاح در داخل ایران بود. وزارت دفاع آمریکا ادعا می‌کند در این حملات بیش از ۱۳۰۰۰ هدف مورد اصابت قرار گرفته است. ترامپ در یک ماه گذشته بارها روی این مساله حساب باز کرده بود که نمایش عظیم قدرت نظامی آمریکا، ایران را وادار به تغییر موضع خواهد کرد. با این حال، وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای همزمان با بازگشت دست‌خالی ونس، تاکید کرد که از دست دادن شهروندان و بزرگان این کشور، اراده ملت ایران را برای پیگیری حقوق و منافع خود بیش از پیش مستحکم کرده است.

هراس از فرسایش دیپلماتیک و پافشاری بر خطوط قرمز

دولت ترامپ به شدت از گرفتار شدن در یک روند پیچیده و طولانی‌مدت مذاکراتی با ایران بیم دارد. ترامپ خود را پیروز درگیری نظامی اخیر می‌داند و همان‌طور که استیو ویتکوف اشاره کرده، واشنگتن انتظار دارد تهران به سادگی تسلیم شود. با این وجود، تجربه تاریخی خلاف این خواسته را نشان می‌دهد. آخرین توافق بزرگ میان دو کشور در دوران ریاست‌جمهوری اوباما نیازمند دو سال مذاکره مداوم بود؛ توافقی که سرشار از مصالحه بود و به ایران اجازه می‌داد بخش کوچکی از ذخایر هسته‌ای خود را حفظ کند و تا سال ۲۰۳۰ به تدریج محدودیت‌های هسته‌ای خود را بردارد تا در نهایت بتواند هرگونه فعالیت مجاز در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را انجام دهد.

ریشه اصلی شکست مذاکرات اخیر، دقیقاً همان عاملی است که گفت‌وگوهای ماه فوریه را به بن‌بست کشاند. ایرانی‌ها پیشنهاد داده‌اند که فعالیت‌های هسته‌ای خود را برای چند سال معلق کنند، اما حاضر نیستند ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را که به آستانه ساخت سلاح نزدیک است واگذار کنند یا از حق دائمی غنی‌سازی در خاک خود چشم‌پوشی نمایند. تهران این امر را حق قانونی خود به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان ان‌پی‌تی می‌داند که بر اساس آن متعهد شده هرگز سلاح هسته‌ای تولید نکند. در مقابل، مقامات آمریکایی این موضع را نشانه‌ای آشکار از تمایل همیشگی ایران برای حفظ گزینه ساخت بمب هسته‌ای می‌دانند. به نظر می‌رسد ۳۸ روز درگیری نظامی، این دیدگاه‌ها را نه تنها تعدیل نکرده، بلکه سرسختانه‌تر نیز کرده است.

پیامدهای سنگین اقتصادی و اهرم‌های فشار متقابل

در حال حاضر، مهم‌ترین اهرم فشار ترامپ، توانایی او برای تهدید به از سرگیری عملیات نظامی است، چرا که آتش‌بس شکننده دوهفته‌ای در اول اردیبهشت به پایان می‌رسد. اما با وجود احتمال استفاده از این تهدید در روزهای آینده، آغاز مجدد جنگ از منظر سیاسی برای ترامپ گزینه چندان عملی و مطلوبی نیست و مقامات ایرانی نیز به خوبی از این موضوع آگاهند.

دلیل اصلی ترامپ برای اعلام آتش‌بس در هفته گذشته، جلوگیری از تبعات اقتصادی ناشی از قطع ۲۰درصد از عرضه جهانی نفت بود. این شوک انرژی باعث جهش شدید قیمت بنزین و ایجاد کمبود در بازارهای حیاتی از جمله کودهای شیمیایی و هلیوم (که برای تولید نیمه‌رساناها ضروری است) شد. پس از اعلام آتش‌بس و ایجاد چشم‌اندازی برای توافق، حتی یک توافق ناقص، بازارهای جهانی روند صعودی به خود گرفتند. در صورت از سرگیری جنگ، بازارها به احتمال زیاد سقوط خواهند کرد، کمبودها تشدید می‌شود و نرخ تورم آمریکا که هم‌اکنون به سطح ۳.۳درصد رسیده است، به صورت اجتناب‌ناپذیری افزایش خواهد یافت.

در این میان، بازگشایی تنگه هرمز به فوری‌ترین مساله تبدیل شده است. ایران در بیانیه خود پیرامون موضوعات مطرح شده در ۲۴ ساعت گذشته، تنگه هرمز را در صدر فهرست قرار داد و پس از آن به مسائل هسته‌ای، غرامت جنگی، لغو تحریم‌ها و پایان کامل جنگ اشاره کرد. نکته قابل تامل این است که تا پیش از آغاز جنگ، بسته شدن تنگه هرمز اصلاً مطرح نبود، اما پس از شروع درگیری‌ها، ایران تصمیم گرفت از قدرتمندترین سلاح خود برای ایجاد آشوب اقتصادی استفاده کند. اکنون کنترل این آبراه حیاتی به سایر مطالبات ایران گره خورده است؛ مطالباتی از جمله پرداخت غرامت توسط آمریکا بابت خسارات ناشی از بمباران‌ها و لغو بیش از دو دهه تحریم. ایالات متحده پرداخت غرامت را کاملاً رد کرده و لغو تحریم‌ها را نیز منوط به اجرای تعهدات از سوی ایران و در یک روند تدریجی دانسته است.

آنچه از سفر ونس برداشت می‌شود این است که هر دو طرف خود را پیروز دور اول درگیری می‌دانند (آمریکا به دلیل حجم بمباران و ایران به دلیل بقا و مقاومت) و در چنین فضایی، هیچ‌یک تمایلی به مصالحه و کوتاه آمدن نشان نمی‌دهند.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 581513
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *