ارزیابی مرشایمر از پیامدهای جنگ: تثبیت هژمونی منطقه‌ای ایران و شکست استراتژیک واشنگتن

جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، در تحلیلی از جنگ اخیر ایالات متحده و ایران، این درگیری را یک شکست بزرگ و فاجعه‌بار برای سیاست خارجی واشنگتن ارزیابی می‌کند. بر اساس این تحلیل، جنگ اخیر نه بر مبنای تهدیدات مستقیم علیه منافع آمریکا، بلکه با فشار و ترغیب اسرائیل آغاز شد. نتایج این رویارویی نشان‌دهنده پیروزی آشکار تهران، فروپاشی اعتماد به چتر امنیتی ایالات متحده در منطقه و تغییر نگرش متحدان عرب حوزه خلیج فارس است.

جهان صنعت نیوز – ارزیابی تحولات نشان می‌دهد که دولت دونالد ترامپ متوجه وخامت اوضاع شده و دریافته است که در این تقابل، در موضع ضعف قرار دارد. از همین روی، رئیس‌جمهور ایالات متحده اکنون تمایل زیادی برای پایان دادن به این درگیری دارد. اگرچه پیش‌بینی مختصات دقیق هرگونه توافق احتمالی در آینده دشوار است، اما یک واقعیت غیرقابل‌انکار وجود دارد: ایران پیروز این میدان است. هرگونه توافق نهایی میان طرفین، بازتاب‌دهنده این حقیقت خواهد بود که ایالات متحده نتوانسته است دستاورد مطلوبی از این تقابل داشته باشد و این تهران است که با موفقیت از این بحران عبور کرده است.

نکته حائز اهمیت در ریشه‌یابی این درگیری آن است که ایران هیچ تهدید مستقیمی برای ایالات متحده ایجاد نکرده و آغازگر حمله نبوده است. در واقع، هیچ دلیل منطقی و مبتنی بر منافع ملی برای ورود واشنگتن به این جنگ وجود نداشت. این رویارویی در روز ۹ اسفند و در پی حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغاز شد؛ رویدادی که به وضوح نشان می‌دهد واشنگتن آغازگر تقابلی بوده که اکنون در آن گرفتار شده است.

پروژه ناکام نتانیاهو و افول بی‌سابقه روابط واشنگتن-تل‌آویو

تحلیل محرک‌های اصلی این جنگ نشان می‌دهد که ایالات متحده صرفاً برای تامین امنیت و منافع اسرائیل وارد این کارزار شد. بنیامین نتانیاهو که سال‌ها درگیر وسواس فکری نسبت به تهدیدات ایران بود، سرانجام موفق شد واشنگتن را به یک رویارویی مستقیم نظامی بکشاند. اسرائیلی‌ها با ایفای نقشی کلیدی، ترامپ را ترغیب کرده و به او اطمینان دادند که این عملیات به یک پیروزی سریع و قاطع منجر خواهد شد. با این حال، محقق نشدن این وعده‌ها، ایالات متحده را در وضعیت بسیار دشوار و فاجعه‌باری قرار داد.

اکنون که این جنگ به یک بحران تمام‌عیار تبدیل شده است، افکار عمومی آمریکا به روشنی درک می‌کنند که این درگیری برای منافع اسرائیل بوده است. در نتیجه، اکثریت جامعه آمریکا تل‌آویو را مقصر اصلی این فاجعه می‌دانند. این وضعیت به کاهش چشمگیر و بی‌سابقه حمایت از اسرائیل در ایالات متحده منجر شده است؛ ریزشی که حتی در میان پایگاه‌های سنتی حامیان تل‌آویو، نظیر مسیحیان انجیلی و جمهوری‌خواهان زیر ۵۰ سال نیز به وضوح دیده می‌شود. با توجه به اینکه ترامپ تقریباً ۳ سال دیگر در قدرت خواهد بود، خشم او از نتانیاهو و مقامات اسرائیلی بابت کشاندن دولت به این مهلکه، بدون شک روابط میان ایالات متحده و اسرائیل را حداقل برای مدتی مشخص، به شدت تیره و تار خواهد کرد.

پایان چتر امنیتی آمریکا و تغییر معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه

پیامدهای این جنگ فراتر از مرزهای یک درگیری دوجانبه است و به عنوان یک شکست استراتژیک بزرگ، تبعات سیاسی و اقتصادی سنگینی برای ریاست‌جمهوری ترامپ به همراه دارد. پس از تجربه‌های فاجعه‌بار در افغانستان و عراق، جنگ با ایران سومین ناکامی بزرگ واشنگتن در خاورمیانه محسوب می‌شود. این تجربه تلخ باعث خواهد شد تا ایالات متحده در آینده به شدت از ورود به هرگونه جنگ جدیدی در منطقه پرهیز کند.

از منظر ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی، این تقابل به تسلط ایران بر تنگه هرمز و قطع جریان صادرات نفت از خلیج فارس انجامید که آسیب‌های جدی به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وارد کرد. مهم‌ترین پیامد این تحولات در یک ماه و نیم گذشته، فروپاشی اعتبار امنیتی ایالات متحده است. در شرایطی که واشنگتن نتوانسته است امنیت جریان انرژی و متحدان خود را تامین کند، کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که قرار گرفتن زیر چتر امنیتی و اتحاد با ایالات متحده، دیگر نه تنها یک مزیت نیست، بلکه به یک نقطه ضعف و عامل آسیب‌پذیری آشکار تبدیل شده است.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 581568
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *