دو راهی جنگ و صلح: آیا آتشبس ایران و آمریکا به یک توافق پایدار ختم میشود؟

اکونومیست به بررسی چشمانداز پایان جنگ میان ایران و آمریکا و چالشهای دستیابی به یک صلح پایدار پرداخته است. با وجود نشانههایی از تمدید آتشبس و آرامش نسبی بازارهای انرژی، دستیابی به توافق نهایی نیازمند بازگشایی تنگه هرمز و حلوفصل پرونده پیچیده هستهای است. این مسیر با موانع متعددی از جمله بیاعتمادی عمیق طرفین، چالشهای اقتصادی و اصرار بر مواضع حداکثری روبهرو است که عبور از آنها نیازمند امتیازدهیهای دوطرفه و نظارتهای دقیق بینالمللی برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ بیحاصل خواهد بود.
جهان صنعت نیوز – نشانههایی از امید پدیدار شده است؛ آتشبس میان آمریکا و ایران احتمالاً تمدید میشود و مذاکراتی که اواخر هفته گذشته در اسلامآباد آغاز شده بود، ممکن است بهزودی از سر گرفته شود. با وجود بسته بودن تنگه هرمز، بازارهای نفت دچار وحشت مضاعف نشدهاند و تا این لحظه از یک رکود عمیق جهانی جلوگیری شده است. با این حال، برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ بیحاصل، دو کشور باید با بازگشایی تنگه هرمز و حل مناقشه هستهای، این آتشبس را به صلحی پایدار تبدیل کنند. دستیابی به این هدف نیازمند سازش و درک پیچیدگیهایی است که تاکنون، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، نادیده گرفته شده است.
آمریکا اکنون به دنبال سنجش اهرمهای فشار خود است. محاصره اخیر که توسط ترامپ اعمال شده، تلاشی برای تقویت موضع واشنگتن پس از هفتهها بمبارانی است که نتوانست تسلیم ایران را در پی داشته باشد. این محاصره باعث شده تا با وجود شعلهور بودن جنگ، روزانه حرکت حدود ۲ میلیون بشکه نفت ایران به سمت بازارها متوقف شود. هدف این است که از طریق فشار اقتصاد، ایران مجبور به عقبنشینی شود. این رویکرد در مقایسه با ایدههای مخرب و نسنجیده هفتههای گذشته رئیسجمهور آمریکا، مانند بمباران نیروگاهها، استقرار نیرو در جزیره خارگ یا نابودی صنعت نفت، آسیب کمتری دارد. اقتصاد بزرگترین نقطه ضعف ایران پیش از آغاز جنگ بود؛ اعتراضات سال گذشته نتیجه کاهش ارزش پول، تورم و بیکاری بود. بمبارانهای آمریکا و اسرائیل این وضعیت را وخیمتر کرده و نیاز به لغو تحریمها را حیاتیتر ساخته است.
مسیر دشوار مذاکرات و بازگشایی تنگه هرمز
با این وجود، موفقیت راهبرد محاصره اقتصادی با ابهامات زیادی روبهرو است. چنین اقداماتی معمولاً برای نتیجهدادن به ماهها یا حتی سالها زمان نیاز دارند. ایران که برای کاهش تحریمها تحت فشار است، میداند این بهترین فرصت برای یک توافق مناسب است و به همین دلیل ممکن است آماده تحمل طولانیمدت این محاصره باشد. در مقابل، افزایش قیمت بنزین برای مصرفکنندگان آمریکایی میتواند آستانه تحمل ترامپ را به سرعت کاهش دهد. بنابراین، حیاتیترین مسئله این است که آیا مذاکرات میتواند به یک توافق منجر شود یا خیر.
مذاکرات در دو مرحله قابل بررسی است. مرحله نخست، بازگشایی تنگه هرمز است که دستیابی به توافق بر سر آن محتمل به نظر میرسد، زیرا هر دو طرف میدانند که توانایی بستن مجدد آن را دارند. آمریکا تحت هیچ شرایطی نمی خواهد بپذیرد که ایران از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند، چرا که این امر تسلط دائمی بر منطقه را به دنبال خواهد داشت. در این مرحله، احتمالاً واشنگتن باید در ازای تضمین عبور و مرور امن، لغو بخشی از تحریمها را بپذیرد. مرحله دوم مذاکرات به برنامه هستهای اختصاص دارد. اگرچه چارچوب کلی ساده به نظر میرسد و ایران باید در ازای کاهش تحریمها، مسیر دستیابی به سلاح هستهای را مسدود کند، اما تمام جزئیات به شدت پیچیده خواهد بود. بیاعتمادی عمیق میان دو طرف مانع از برداشتن گامهای جسورانه میشود. همچنین، تمایل دو طرف برای جبران ناکامیهای میدان نبرد با اعلام پیروزی کامل در میز مذاکره، روحیه سازش را تضعیف میکند. همانطور که نزدیک به دو سال مذاکره برای توافق سال ۲۰۱۵ نشان داد، تعیین دقیق جزئیات برنامه هستهای بهطرز وحشتناکی پیچیده است.
پیچیدگیهای هستهای و چشمانداز امنیت منطقهای
در مرکز اختلافات هستهای، ذخیره حدود ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالای ایران و ظرفیت غنیسازی بیشتر قرار دارد. خواسته آمریکا خروج این ذخایر از کشور و ممنوعیت غنیسازی جدید است. در سوی مقابل، ایران خواهان لغو تحریمها و حفظ حق غنیسازی به عنوان نمادی از حاکمیت ملی است که به راحتی از آن چشمپوشی نخواهد کرد. با این حال، راهکارهایی برای سازش در دسترس است. ایران میتواند اورانیوم خود را تا سطح پایین و مناسب برای مصارف غیرنظامی رقیق کند، غنیسازی را برای مدت طولانی اما مشخصی متوقف نماید، یا این فرآیند را در قالب یک کنسرسیوم انجام دهد. در مقابل، اگرچه همه تحریمها لغو نخواهد شد، اما بخشی از داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور میتواند آزاد شود.
خطر اصلی این است که ایران با امید به کسب امتیازات بیشتر از آمریکا، مذاکرات را طولانی کند اما در نهایت دست خالی بماند. در نهایت، حتی در صورت دستیابی به توافق، جایی برای پیروزنمایی وجود نخواهد داشت. ایران با درک قدرت خود در استفاده از تنگه هرمز و حملات منطقهای، همچنان یک حضور تهدیدآمیز در خاورمیانه خواهد بود. آمریکا نیز دریافته است که ورود به جنگ با ایران خطرات بسیار بالایی دارد. بازسازی زیرساختهای امنیتی و اقتصادی منطقه، از جمله در ایران، نیازمند تلاشهای فراوانی است. واقعیت تلخ این است که پیش از آغاز بمبارانها، امکان دستیابی به یک توافق معقول وجود داشت و بعید است دستاوردهای پس از این جنگ، بهتر از شرایط پیش از آن باشد.
پیشنهاد ویژهسیاسیلینک کوتاه :