جنگ روایتها در مذاکرات ایران و آمریکا؛ توافقی که هر لحظه دورتر میشود

اختلاف عمیق میان رویکرد تهران و واشنگتن در مذاکرات، همراه با بیاعتمادی ریشهدار و محاسبات متفاوت دو طرف، باعث شده گفتوگوهای جاری به بنبست برسد. در شرایطی که آمریکا به دنبال تولید روایتهای مثبت کوتاهمدت و مدیریت تصویر رئیسجمهور است، ایران بر کسب امتیازات واقعی و تضمینهای بلندمدت تمرکز دارد. این شکاف، همراه با بحران انرژی ناشی از تداوم انسداد تنگه هرمز، چشمانداز توافق را تیره کرده و بازارهای جهانی را در وضعیت ناپایدار قرار داده است.
جهان صنعت نیوز – مذاکرات ایران و آمریکا عملاً به نقطه توقف رسیده است. با پایان یافتن آتشبس دو هفتهای و نبود هرگونه توافق جایگزین، هر دو کشور در حال اعمال فشار اقتصادی و سیاسی بر یکدیگر هستند. ایران با محدود کردن عبور کشتیها از تنگه هرمز و آمریکا با مسدود کردن ورود و خروج کشتیها از بنادر ایران. در ظاهر، هر دو طرف در موضع قدرت نمایش داده میشوند؛ اما رفتارها و اهداف آنها نشان میدهد که رویکردشان به مذاکرات کاملاً متفاوت است.
ایران در این فرآیند با هدف تأمین منافع ملی، امنیت بلندمدت و بهبود موقعیت ژئوپلیتیکی خود وارد مذاکرات شده و تیم مذاکرهکنندهاش شامل دیپلماتها، سیاستمداران و متخصصان است. آنها خواهان توافق دقیق، مرحلهبهمرحله و قابل راستیآزمایی هستند. در مقابل، طرف آمریکایی که رهبری آن به جای دیپلماتها در اختیار چهرههای نزدیک به رئیسجمهور قرار دارد، بیش از آنکه به نتیجه واقعی توجه داشته باشد، به دنبال ساختن روایت رسانهای مطلوب و ایجاد ظاهری از پیشرفت است. همین ناهمزمانی اهداف، فضا را برای هرگونه پیشرفت واقعی دشوار کرده است.
بیاعتمادی عمیق ایران به واشنگتن و پیامدهای آن
سابقه تنشآفرینیهای پیشین باعث شده ایران نسبت به هرگونه وعده یا توافق از سمت واشنگتن با تردید نگاه کند. خروج یکطرفه آمریکا از توافق هستهای سال ۲۰۱۵، حملات گسترده به تأسیسات هستهای ایران و روایتهای متناقض رئیسجمهور آمریکا درباره میزان فعالیتهای هستهای ایران، مجموعهای از اقدامات بودهاند که اعتماد را به حداقل رساندهاند. در چنین فضایی، ایران نگران آن است که آمریکا پس از انعقاد یک توافق احتمالی، تعهدات خود را اجرا نکند یا حتی از توافق به عنوان سکوی مرحله بعدی برای فشار بیشتر استفاده کند. بنابراین، ایران تنها زمانی حاضر به امضای توافق خواهد بود که سازوکارهای مشخص، فنی و مرحلهدار برای اجرای تعهدات وجود داشته باشد.
نکته مهم آن است که واشنگتن به دنبال سازوکارهایی است که بتواند با آنها وضعیت بازارها و افکار عمومی را مدیریت کند.به بیان دیگر، واشنگتن بیشتر در پی «عنوان خبری مطلوب» است تا «نتیجه واقعی»، بیانگر این تحلیل است که دولت آمریکا تکاپوی زیادی دارد تا از کوچکترین نشانههای پیشرفت در مذاکرات، دستاورد رسانهای بسازد.
رئیسجمهور آمریکا در مواردی برخلاف واقعیت، ادعاهایی درباره باز شدن کامل تنگه هرمز یا پذیرش تمام شروط آمریکا از سوی ایران مطرح کرده که پس از مدتی با واکنش ایران و بازگشت بازارها از خوشبینی اولیه مواجه شده است. به همین ترتیب، تیم مذاکرهکننده آمریکا چندین بار پس از پذیرش اصول اولیه پیشنهادهای ایران، در مراحل بعدی مطالباتی کاملاً متفاوت ارائه کرده که باعث توقف مذاکرات شده است. این رفتارها در مجموع باعث شده ایران روند مذاکرات را فاقد جدیت و ثبات تلقی کند.
انسداد عملی تنگه هرمز حتی اگر در سطح رسانهای باز نشان داده شود، اثرات قابل پنهانکاری ندارد. از اختلال در ورود نفتکشها گرفته تا افزایش قیمت سوخت، لغو پروازها در آسیا و رشد هزینههای حملونقل هوایی، همه نشان میدهند که اثر این بحران در اقتصاد جهانی آشکار و محسوس است. بر این اساس از آنجا که بازارها به کوچکترین سیگنال مثبت واکنش نشان میدهند، آمریکا تلاش دارد با ایجاد تصویر پیشرفت، نوسانها را به نفع خود مدیریت کند. اما ایران برای کسب امتیازات واقعی، دقیقاً نیازمند ایجاد فضایی است که عدم پیشرفت را نمایان کند تا فشار اقتصادی جهانی، انگیزههای آمریکا برای امتیازدهی را افزایش دهد. این اختلاف در محاسبات، خود عامل تشدیدکننده بنبست مذاکرات شده است.
آینده مبهم مذاکرات و پیامدهای احتمالی
اگر رویکرد کنونی ادامه پیدا کند، احتمال عبور از آتشبس بدون دستیابی به چارچوبی مشترک بسیار بالاست. چنین حالتی آمریکا را یا به سمت تمدید یکجانبه و کماثر آتشبس سوق میدهد یا وادار میکند تهدیدهایی را عملی کند که احتمالاً هدف آنها فقط ایجاد فشار روانی بوده است. در هر دو حالت، فضای بینالمللی و بازارهای انرژی با بیثباتی بیشتری مواجه خواهند شد و چشمانداز یک توافق پایدار همچنان دور از دسترس باقی میماند.
لینک کوتاه :