خطر جنگ بزرگ؛ آمریکا و چین به سرنوشت ۱۹۱۴ نزدیک می‌شوند؟

جهان امروز با افزایش بی‌اعتمادی میان قدرت‌های بزرگ، رقابت‌های منطقه‌ای، بحران‌های نظامی و شتاب فناوری، بیش از هر زمان دیگری یادآور سال‌های پیش از جنگ جهانی اول شده است. خطر اصلی فقط در تشدید رقابت میان آمریکا، چین، روسیه و دیگر قدرت‌ها نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که رهبران سیاسی ممکن است با قیاس‌های تاریخی نادرست، آمادگی برای جنگ را به مسیری تبدیل کنند که خود احتمال جنگ را افزایش دهد.

جهان صنعت نیوز – استفاده از تاریخ در سیاست‌گذاری هم می‌تواند روشنگر باشد و هم خطرناک. اگر سیاست‌مداران از قیاس‌های تاریخی نادرست استفاده کنند یا حتی نمونه‌های درست را بد بفهمند، نتیجه می‌تواند فاجعه‌بار باشد. تجربه جنگ ویتنام نمونه‌ای روشن است؛ زمانی که برخی رهبران آمریکایی، هوشی‌مین را با آدولف هیتلر مقایسه کردند و هرگونه مصالحه در ویتنام را شبیه مماشات مونیخ در سال ۱۹۳۸ دانستند. چنین قیاسی به ماجراجویی آمریکا در جنوب شرق آسیا دامن زد.

مسئله این نیست که تاریخ نباید وارد تصمیم‌گیری شود؛ بلکه مسئله این است که تاریخ باید با دقت، تردید و توجه به تفاوت‌ها به کار گرفته شود. قیاس تاریخی زمانی مفید است که معیارهای انتخاب را روشن کند، نه اینکه نسخه قطعی تصمیم را از پیش تعیین کند. در همین چارچوب، مقایسه جهان امروز با سال‌های منتهی به ۱۹۱۴ اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا هدف از این مقایسه، اثبات اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ نیست، بلکه هشدار درباره مسیرهایی است که می‌توانند رقابت قدرت‌ها را به فاجعه تبدیل کنند.

بازگشت جهان چندقطبی و سایه ۱۹۱۴

جهان امروز از بسیاری جهات با نظم پیش از جنگ جهانی اول شباهت دارد. سلطه جهانی آمریکا در حال فرسایش است و هم‌زمان چین، روسیه، هند، برزیل و ترکیه نفوذ بیشتری در محیط‌های منطقه‌ای خود پیدا کرده‌اند. ژاپن و اتحادیه اروپا نیز در کنار قدرت اقتصادی، به‌تدریج ظرفیت‌های سخت‌افزاری و امنیتی خود را تقویت می‌کنند. نتیجه این روند، شکل‌گیری جهانی چندقطبی است که در آن قدرت‌های مختلف برای نفوذ، امنیت، قلمرو و جایگاه بین‌المللی رقابت می‌کنند.

در چنین فضایی، سوءظن متقابل به‌شدت افزایش یافته است. بخش بزرگی از افکار عمومی در قدرت‌های بزرگ باور دارد که دیگر کشورها یا رهبران آن‌ها علیه‌شان عمل می‌کنند. در روسیه، اکثریت قابل توجهی جنگ اوکراین را نبردی تمدنی با غرب می‌دانند. در هند، نگاه منفی به چین گسترده است و در اروپا نیز بخش بزرگی از افکار عمومی فرانسه و آلمان به چین بدبین است. این فضای ذهنی خطرناک است؛ زیرا وقتی جنگ محتمل یا حتی اجتناب‌ناپذیر تصور شود، سیاست‌مداران و نظامیان راحت‌تر به سمت آماده‌سازی‌های تهاجمی می‌روند.

مشکل دیگر آن است که نسل‌های پس از جنگ جهانی دوم، مقیاس واقعی جنگ میان قدرت‌های بزرگ را تجربه نکرده‌اند. جهان به جنگ‌های محدود، نیابتی یا منطقه‌ای عادت کرده است؛ جنگ‌هایی مانند ویتنام یا سوریه. اما جنگ قدرت‌های بزرگ ماهیتی دیگر دارد. نبرد سوم در جنگ جهانی اول به‌تنهایی بیش از یک میلیون قربانی داشت و کل جنگ نزدیک به ۴۰ میلیون کشته و زخمی بر جای گذاشت. فراموشی این ابعاد، تخیل سیاسی جهان امروز را خطرناک کرده است.

 قیاس‌های لغزنده و نقاط اشتعال جدید

قیاس تاریخی همیشه وسوسه‌انگیز است، به‌ویژه در دوره‌های آشوب و عدم قطعیت. اما خطر آنجاست که شباهت‌ها بیش از حد برجسته و تفاوت‌ها نادیده گرفته شوند. جهان امروز دقیقاً تکرار جهان پیش از ۱۹۱۴ نیست، اما برخی الگوهای آن دوباره دیده می‌شود: ملی‌گرایی فزاینده، بی‌اعتمادی میان قدرت‌ها، اختلافات سرزمینی، رقابت تسلیحاتی، بی‌ثباتی اجتماعی، رهبران خودمحور و غیرقابل پیش‌بینی، ایدئولوژی‌های سخت، فشار فناوری و انباشت اطلاعات.

در این میان، مسئله تایوان یکی از مهم‌ترین نقاط اشتعال است؛ نقطه‌ای که از نظر حساسیت ژئوپلیتیکی می‌تواند هم‌زمان یادآور آلزاس، بوسنی و بلژیک در سال ۱۹۱۴ باشد. شبه‌جزیره کره، دریای جنوبی چین، هیمالیا، اوکراین و خاورمیانه نیز از دیگر مناطق پرخطرند. خاورمیانه، به‌ویژه پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و واکنش ایران، بی‌ثبات‌تر شده است.

درس مهم ۱۹۱۴ این است که جنگ الزامی نبود، اما مجموعه‌ای از تصمیم‌های نادرست، سوءتفاهم‌ها، ائتلاف‌های مبهم و برنامه‌ریزی‌های نظامی تهاجمی، بحران را به فاجعه تبدیل کرد. رهبران اتریش می‌خواستند با صربستان وارد جنگ شوند، اما روشن نبود دقیقاً جنگ را برای چه هدفی می‌خواستند. همین جنگ‌طلبی بی‌هدف در قرن بعد نیز بارها تکرار شد؛ کشورها وارد جنگ شدند، پیش از آنکه پایان و هدف آن را درست بفهمند.

پارادوکس آمادگی برای جنگ

خطر بزرگ امروز همان پارادوکسی است که پیش از جنگ جهانی اول نیز وجود داشت: ترس از جنگ، کشورها را به آمادگی‌هایی سوق می‌دهد که خود احتمال جنگ را بیشتر می‌کند. پیش از ۱۹۱۴، برنامه‌های نظامی تهاجمی با اهداف دیپلماتیک بازدارندگی و اطمینان‌بخشی در تضاد بود. فناوری‌هایی مانند راه‌آهن و کشتی‌های جنگی سریع‌تر، زمان تصمیم‌گیری را کوتاه کرده بودند و همین شتاب، بحران را غیرقابل کنترل کرد.

امروز نیز در واشنگتن و پکن، هر اقدام طرف مقابل نشانه‌ای از نیت تهاجمی تعبیر می‌شود؛ از آرایش راهبردی و سیاست دریایی گرفته تا ائتلاف‌ها، تجارت و فناوری. در چنین شرایطی، قدرت‌هایی که هم می‌خواهند نیرومند به نظر برسند و هم از افول اقتصادی یا آشوب داخلی می‌ترسند، ممکن است وسوسه شوند در لحظه اوج قدرت ضربه بزنند.

این خطر با فناوری‌های جدید تشدید می‌شود. تحلیل و هدف‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی، سلاح‌های خودکار یا نیمه‌خودکار، جنگ سایبری و چرخه خبری بی‌وقفه، فشار سنگینی بر تصمیم‌گیری سیاسی و فرماندهی نظامی وارد می‌کند. وقتی حس اجتناب‌ناپذیری جنگ شکل بگیرد، ممکن است برای مهار بحران دیر شده باشد.

 صلح به‌عنوان انتخابی دشوار اما ضروری

برای جلوگیری از جنگ قدرت‌های بزرگ، چند مانع ضروری است: نهادهای همکاری بین‌المللی، دستگاه‌های دیپلماتیک پاسخ‌گو، ائتلاف‌های دفاعی معتبر و رهبرانی که بتوانند زمان بخرند، کانال تماس مستقیم داشته باشند و از تشدید کنترل‌ناپذیر بحران جلوگیری کنند. تجربه ناتو در جنگ سرد نمونه‌ای از بازدارندگی باورپذیر بود. در کنار این‌ها، فناوری‌های نوظهور نیز باید با دقت رصد شوند، زیرا می‌توانند ماهیت جنگ و جامعه را تغییر دهند.

اما مهم‌ترین شرط صلح، کنار گذاشتن این خیال خطرناک است که جنگ قابل کنترل و مهار کامل است. سلاح‌های هوشمند، پهپادها، هوش مصنوعی و جنگ سایبری ممکن است این تصور را ایجاد کنند که جنگ دقیق، محدود و قابل مدیریت است؛ اما تاریخ و ادبیات جنگ خلاف این را نشان می‌دهند. نیروی جنگ، پس از آزاد شدن، انسان و سیاست را دگرگون و کور می‌کند.

جهان چندقطبی نه انتخاب یک قدرت خاص است و نه چیزی که بتوان آن را کاملاً متوقف کرد. صلح نیز نمی‌تواند صرفاً به معنای حفظ وضع موجود باشد. هدف اصلی باید آن باشد که قدرت‌ها، در جهانی در حال تغییر، راهی برای رقابت بدون فاجعه پیدا کنند. قیاس با ۱۹۱۴ اگر درست فهمیده شود، نه حکم محکومیت جهان به تکرار تاریخ، بلکه هشداری فوری برای پرهیز از همان خطاهاست.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 583919
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *