محاصره نفتی آمریکا، ایران را به زانو در می‌آورد؟

فارن پالیسی: گلوگاه اصلی تقابل نفتی ایران و آمریکا صادرات نیست و به ظرفیت ذخیره‌سازی نفت باز می‌گردد؛ عاملی که می‌تواند در کوتاه‌مدت تولید را محدود کند، اما تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد این فشار الزاماً به فروپاشی پایدار ظرفیت نفتی ایران منجر نمی‌شود. در حالی که آمریکا بر اثرگذاری این ابزار حساب باز کرده، تداوم صادرات محدود، افزایش قیمت جهانی نفت و وضعیت مشابه متحدان منطقه‌ای واشنگتن، توازن این فشار را پیچیده کرده است.

جهان صنعت نیوز – در مرکز بن‌بست فعلی میان ایران و ایالات متحده بر سر تنگه هرمز، مسئله‌ای فنی اما تعیین‌کننده ظرفیت ذخیره‌سازی نفت قرار دارد. دولت دونالد ترامپ معتقد است که محاصره نیمه‌کامل صادرات نفت ایران به‌زودی تهران را با کمبود فضای ذخیره‌سازی مواجه می‌کند و در نتیجه، ایران ناچار به توقف تولید نفت خواهد شد. از نگاه واشنگتن، این توقف می‌تواند آسیب‌های ساختاری و حتی غیرقابل بازگشتی به صنعت نفت ایران وارد کند و اهرمی برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی باشد.

در مقابل، ایران تلاش گسترده‌ای برای مدیریت این محدودیت آغاز کرده است. کاهش صادرات نفت به حدود یک‌چهارم سطح پیشین، فشار بر زیرساخت‌های ذخیره‌سازی را افزایش داده، اما این کشور با استفاده از نفتکش‌های قدیمی به‌عنوان مخازن شناور، جست‌وجوی ظرفیت‌های ذخیره‌سازی جدید در خشکی و بهره‌گیری از نفتکش‌هایی که از محاصره عبور کرده‌اند، تلاش کرده این محدودیت را مدیریت کند. با این حال، این وضعیت برای ایران بی‌سابقه نیست و در دوره‌های قبلی تحریم نیز تجربه شده است.

تجربه‌های گذشته؛ محدودیت بدون فروپاشی

بررسی دوره‌های تحریمی پیشین نشان می‌دهد که ایران در مواجهه با افت شدید صادرات نفت، ناچار به کاهش تولید شده، اما این کاهش به آسیب‌های بلندمدت در میادین نفتی منجر نشده است. به گفته تحلیلگران، شرکت ملی نفت ایران پیش‌تر نیز تجربه توقف کنترل‌شده تولید را داشته و از دانش فنی لازم برای مدیریت این وضعیت برخوردار است.

با این حال، تفاوت مهم شرایط کنونی در شدت محدودیت‌ها و کاهش گزینه‌های ذخیره‌سازی است. برخلاف دوره‌های گذشته، اکنون محاصره مستقیم آمریکا دامنه مانور ایران را محدودتر کرده است. با نزدیک شدن ذخایر به سقف ظرفیت، ایران ابتدا تولید را کاهش می‌دهد تا زمان بخرد و از آسیب به مخازن جلوگیری کند، اما در صورت تداوم فشار، کاهش تولید اجتناب‌ناپذیر خواهد شد.

ریسک فنی میادین نفتی؛ تهدید واقعی یا قابل کنترل؟

بخش مهمی از نگرانی‌ها به ماهیت میادین نفتی ایران بازمی‌گردد. بسیاری از این میادین قدیمی هستند و در صورت توقف طولانی‌مدت تولید، با خطر ورود آب به مخزن مواجه می‌شوند که می‌تواند نرخ بازیافت نفت را به‌طور دائمی کاهش دهد. به همین دلیل، ایران ممکن است از راهبرد توقف چرخشی استفاده کند؛ به این معنا که به‌صورت دوره‌ای چاه‌ها را از مدار خارج کند تا فشار مخزن حفظ شود.

با این وجود، حتی در این حالت نیز بازیابی کامل ظرفیت تولید در آینده با عدم قطعیت همراه خواهد بود، به‌ویژه اگر توقف تولید بیش از یک ماه طول بکشد. بنابراین، اگرچه خطر آسیب واقعی است، اما به‌طور قطعی به معنای فروپاشی بلندمدت صنعت نفت ایران نیست.

متغیرهای بیرونی؛ چرا فشار هنوز تعیین‌کننده نشده است؟

در حالی که آمریکا بر اثرگذاری محاصره حساب کرده، چند عامل مهم مانع تحقق سریع این هدف شده‌اند. نخست، تداوم جریان محدود صادرات نفت ایران از طریق نفتکش‌هایی است که همچنان به بازار دسترسی پیدا می‌کنند. دوم، افزایش قیمت جهانی نفت با عبور قیمت نفت آمریکا از ۱۰۰ دلار و شاخص جهانی از ۱۱۱ دلار که بخشی از فشار درآمدی را جبران می‌کند.

عامل سوم، وضعیت متحدان آمریکا در خلیج فارس است. کشورهایی مانند عربستان، عراق، کویت، امارات و قطر در مجموع بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید خود را متوقف کرده‌اند؛ رقمی که به‌مراتب بزرگ‌تر از کاهش احتمالی تولید ایران است. این کشورها نیز با خطرات مشابهی در زمینه آسیب به میادین نفتی مواجه‌اند. برای نمونه، پیش‌بینی می‌شود حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز، تولید نفت عراق تا پایان سال تنها به حدود ۸۵ درصد سطح پیش از جنگ بازگردد و بازیابی کامل آن تا سال ۲۰۲۸ به طول بینجامد.

در همین چارچوب، تصمیم اوپک توسط امارات برای خروج از این سازمان نیز نشانه‌ای از شکاف در مدیریت عرضه جهانی نفت است؛ شکافی که می‌تواند توان کنترل شوک‌های بازار را کاهش دهد.

ارزیابی اثر محاصره نفتی بر تولید و ظرفیت بلندمدت ایران

اگرچه محدودیت ذخیره‌سازی نفت می‌تواند در کوتاه‌مدت تولید ایران را تحت فشار قرار دهد، اما شواهد نشان می‌دهد این ابزار به‌تنهایی قادر به ایجاد یک نقطه شکست سریع نیست. تجربه‌های گذشته، انعطاف‌پذیری عملیاتی ایران، شرایط بازار جهانی نفت و وضعیت مشابه تولیدکنندگان منطقه‌ای، همگی موجب شده‌اند که این فشار به نتیجه فوری مورد انتظار آمریکا منجر نشود. در نهایت، تعیین‌کننده اصلی نه صرفاً متغیرهای فنی و اقتصادی، بلکه ساختار قدرت و منطق تصمیم‌گیری سیاسی در ایران است.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 584332
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *