پل طلایی میان تهران و واشنگتن؛ راه خروج از جنگ کجاست؟

فارن افرز: مذاکرات ایران و آمریکا پس از هفته‌ها گفت‌وگو هنوز از بن‌بست خارج نشده، زیرا بی‌اعتمادی تاریخی، نگاه حداکثری واشنگتن و نگرانی تهران از تکرار تجربه‌های گذشته، امکان توافق پایدار را محدود کرده است. راه خروج از بحران، نه فشار نظامی و نه تحمیل یک‌جانبه، بلکه طراحی توافقی جامع است که هم حق ایران برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز را به رسمیت بشناسد، هم نظارت سختگیرانه بر برنامه هسته‌ای را تضمین کند و هم مسئله تنگه هرمز و نقش اسرائیل را در چارچوبی پایدار مدیریت کند.

جهان صنعت نیوز – در سه هفته گذشته، مذاکرات ایران و آمریکا متوقف شده است. دو کشور توانسته‌اند آتش‌بس شکننده را حفظ کنند، اما با وجود چندین روز مذاکره مستقیم و غیرمستقیم، از جمله نشست بلندپایه و ۲۱ ساعته در اسلام‌آباد، هنوز توافقی پایدار در دسترس نیست. بخشی از این ناکامی به انتظار نادرست واشنگتن بازمی‌گردد؛ جایی که دونالد ترامپ تصور می‌کند آمریکا همه اهرم‌ها را در اختیار دارد و می‌تواند تهران را وادار به عقب‌نشینی کند، در حالی که شواهد ماه‌های اخیر خلاف این تصور را نشان داده است.

ریشه دیگر بحران، بی‌اعتمادی عمیق دوطرفه است؛ بی‌اعتمادی‌ای که از انقلاب ۱۹۷۹ و بحران گروگان‌گیری آغاز شد و در سال‌های بعد تشدید شد. از نگاه ایران، آمریکا در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای را پذیرفت اما سه سال بعد از آن خارج شد؛ در سال ۲۰۲۵ وارد مذاکره شد اما زیرساخت هسته‌ای ایران را بمباران کرد و در آغاز سال جاری میلادی نیز همزمان با ازسرگیری مذاکرات، عملیات نظامی تازه‌ای را آغاز کرد. نتیجه این روند، تضعیف نیروهای عملگرا و تقویت جریان‌های سختگیر در ایران بوده است.

هسته‌ای؛ از مطالبه حداکثری تا توافق قابل دوام

نقطه آغاز هر توافق، تمدید دقیق و تعریف‌شده آتش‌بس و تعهد دو طرف به پرهیز از حمله به زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه در خلیج فارس است. پس از آن، مسئله هسته‌ای باید در مرکز گفت‌وگو قرار گیرد. نگرانی اصلی آمریکا به ذخایر اورانیوم غنی‌شده با سطح بالا و احتمال وجود چند هزار سانتریفیوژ کارآمد در ایران مربوط است. این نگرانی‌ها قابل مدیریت است، مشروط بر اینکه ایران اورانیوم غنی‌شده را به زیر ۳.۶۷ درصد U-235 کاهش دهد، محدودیت‌های سختی بر تعداد و ورود فناوری سانتریفیوژهای پیشرفته بپذیرد و دوباره تحت بازرسی‌های فشرده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گیرد.

در مقابل، آمریکا باید بپذیرد که ایران به‌عنوان یک دولت مستقل، طبق معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، حق توسعه فناوری هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز مانند انرژی و سلامت را دارد. یک راه‌حل میانی می‌تواند قرار دادن غنی‌سازی ایران در قالب یک کمیسیون چندملیتی منطقه‌ای باشد؛ نهادی متشکل از ایران، کشورهای خلیج فارس و احتمالاً ترکیه که همه فعالیت‌های چرخه سوخت را زیر نظارت مشترک قرار دهد. در برابر پایبندی ایران، تحریم‌ها کاهش می‌یابد و قطعنامه‌های شورای امنیت درباره برنامه هسته‌ای ایران بازنگری، تعلیق یا لغو می‌شود.

تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا سازوکار مالی منطقه‌ای؟

اختلاف بر سر تنگه هرمز تقریباً به اندازه مسئله هسته‌ای اهمیت دارد. ایران نشان داده که به دلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود می‌تواند این آبراه را مسدود کند و اکنون به دنبال رسمی کردن نقش مسلط خود، حتی از طریق دریافت عوارض عبور، است. آمریکا نیز در مقابل خواستار رفع کامل محدودیت‌ها و عبور آزاد تجارت شده و تا تحقق این هدف، محاصره سواحل ایران و تنگه را ادامه داده است.

راه‌حل پیشنهادی، نه پذیرش عوارض عبور از تنگه و نه انکار توان ایران برای بستن آن، بلکه ایجاد یک سازوکار مالی متفاوت است. کشورهای صادرکننده خلیج فارس می‌توانند بر کالاهای نفتی و مرتبط با انرژی که از بنادرشان خارج می‌شود و به سمت جنوب از تنگه عبور می‌کند، اضافه‌بهای حمل‌ونقل وضع کنند؛ برای نمونه ۵ دلار برای هر بشکه نفت، ۲۰ سنت برای هر ۱۰۰۰ فوت مکعب گاز، ۲۵ دلار برای هر تن گوگرد و ۳۰ دلار برای هر تن اوره و آمونیاک بدون آب. این سازوکار با عوارض عبور تفاوت دارد، زیرا در بندر مبدأ و از سوی دولت صادرکننده وضع می‌شود، نه بابت عبور از یک آبراه بین‌المللی.

برآورد می‌شود چنین سازوکاری بتواند سالانه حدود ۸۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند. این منابع باید به یک نهاد تازه سازمان ملل سپرده شود تا برای بازسازی ایران، جبران خسارت‌های غیرنظامی کشورهای عربی منطقه، نیازهای انسانی فوری و چالش‌های زیست‌محیطی هزینه شود. این نهاد می‌تواند با حمایت شورای امنیت و مشارکت کشورهای دائم شورا و برخی اقتصادهای مهم آسیایی اداره شود و مانع استفاده نظامی یا غیرمجاز از منابع شود.

مسئله اسرائیل و ضرورت همزیستی کنترل‌شده

هیچ توافقی بدون لحاظ کردن اسرائیل پایدار نمی‌ماند. اگر ایران و اسرائیل به نوعی پیمان عدم تجاوز نرسند، چرخه حملات مستقیم و غیرمستقیم ادامه خواهد یافت و آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس دوباره به جنگ کشیده می‌شوند. چنین توافقی الزاماً به معنای صلح کامل نیست؛ نه سفارتخانه‌ای در کار خواهد بود، نه اعتماد عمیقی شکل می‌گیرد، اما می‌توان به همزیستی ساختارمند و کاهش تنش رسید.

برای این هدف، کانال‌های پشت‌پرده با میانجی‌گری احتمالی مصر و عمان ضروری است. دو طرف باید از ادبیات آخرالزمانی علیه یکدیگر فاصله بگیرند و سپس به اقدامات اعتمادساز درباره توان هسته‌ای و موشکی فکر کنند. موضوع حزب‌الله نیز نمی‌تواند جدا از ایران حل شود، زیرا جداسازی مذاکرات لبنان از گفت‌وگو با تهران، مسئله را ناقص باقی می‌گذارد. مسئله فلسطین نیز همچنان بخش مهمی از هر نظم امنیتی آینده خواهد بود؛ زیرا مسیر معتبر به سوی تشکیل دولت فلسطینی، یکی از مهم‌ترین پایه‌های مشروعیت سیاسی مخالفت ایران با اسرائیل را تضعیف می‌کند.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 584779
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *