خروج امارات از اوپک ؛ چرا ابوظبی از ریاض فاصله گرفت؟

خروج امارات از اوپک نشانهای از یک چرخش ژئوپلیتیکی عمیق در خلیج فارس است. ترکیب سه عامل جنگ ایران، رقابت ساختاری با عربستان و همگرایی راهبردی با آمریکا باعث شده ابوظبی به این جمعبندی برسد که چارچوبهای جمعی دیگر منافعش را نمایندگی نمیکنند و باید بهعنوان یک بازیگر مستقل عمل کند.
جهان صنعت نیوز – تصمیم امارات برای خروج از اوپک را نمیتوان صرفاً واکنشی به یک اختلاف خاص دانست. این تصمیم در واقع اعلام این نکته است که این سازمان دیگر کارکرد خود را برای امارات از دست داده است. به بیان دقیقتر، مسئله ترک یک باشگاه نیست، بلکه این است که آن باشگاه دیگر نمیتواند منافع یک عضو کلیدی را تأمین کند.
سه عامل اصلی در این تصمیم همزمان نقش داشتهاند: جنگ ایران، تشدید رقابت با عربستان و همراستایی بلندمدت با ایالات متحده. این همزمانی باعث شده خروج امارات نتیجه یک بازآرایی راهبردی باشد.
جنگ ایران؛ تبدیل امارات به خط مقدم
جنگ ایران، امارات را بهگونهای وارد خط مقدم کرده که پیشتر انتظار آن را نداشت. تهران حملات خود به خاک امارات را با اشاره به همراستایی بلندمدت ابوظبی با واشنگتن توجیه کرده است؛ همراستاییای که با اعطای عنوان شریک دفاعی اصلی از سوی آمریکا در سال ۲۰۲۴ رسمیت یافت.
حملات به فجیره، اختلال در بندر جبلعلی و پیامدهای مستقیم بر دبی، نشان داد که امارات هزینه این همپیمانی را بهطور مستقیم پرداخت کرده است. در عین حال، از نگاه ابوظبی، واکنش شرکای منطقهای بهویژه در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس ضعیف بوده است. این نارضایتی، که درست پیش از اعلام خروج از اوپک بهصورت علنی بیان شد، بخشی از زمینه سیاسی این تصمیم را شکل داده است.
شوک انرژی و ارزش ظرفیت مازاد
جنگ ایران به یک شوک عرضه تاریخی در بازار نفت منجر شده است. تولید اوپک در یک ماه حدود ۲۷ درصد کاهش یافته و زنجیرههای عرضه بهشدت مختل شدهاند. در چنین شرایطی، ظرفیت مازاد تولید به یک دارایی ژئوپلیتیکی کلیدی تبدیل شده است.
امارات طی سالهای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی برای افزایش ظرفیت تولید خود انجام داده و اکنون این ظرفیت به اهرمی راهبردی تبدیل شده است. ماندن در اوپک به معنای پذیرش سهمیهبندی و محدودیت در استفاده از این ظرفیت است؛ موضوعی که با منطق جدید سیاست انرژی امارات سازگار نیست. در این چارچوب، خروج از اوپک یک تصمیم عقلایی برای حفظ کنترل بر این دارایی تلقی میشود.
رقابت ساختاری با عربستان؛ اختلاف مدل اقتصادی
در پس این تصمیم، رقابت عمیقتری میان ریاض و ابوظبی قرار دارد. این اختلاف به سال ۲۰۱۶ و شکلگیری ائتلاف اوپکپلاس بازمیگردد، زمانی که امارات احساس کرد سهمیههای تولیدی آن با ظرفیت رو به رشدش همخوانی ندارد. بحران قیمت نفت در دوران کرونا در سال ۲۰۲۰ این شکاف را تشدید کرد و امارات کاهشهای شدید تولید را ناعادلانه تلقی کرد.
اگرچه در سال ۲۰۲۱ با افزایش سهمیه پایه امارات، این اختلاف بهطور موقت مدیریت شد، اما ریشههای آن باقی ماند. تفاوت اصلی در مدل اقتصادی دو کشور است: عربستان برای تأمین مالی برنامههای خود به قیمتهای بالای نفت نیاز دارد، در حالی که امارات بهدنبال حداکثرسازی حجم تولید و بازگشت سرمایهگذاریهای انجامشده است. این دو رویکرد، اساساً قابل جمع در یک چارچوب مشترک نیستند.
نشانه روشن این شکاف، عدم مشورت ابوظبی با ریاض پیش از اعلام خروج بود؛ موضوعی که بیانگر تغییر در توازن روابط میان دو قدرت اصلی خلیج فارس است.
همراستایی با آمریکا؛ همگرایی منافع
عامل سوم، همگرایی تدریجی منافع میان امارات و دونالد ترامپ است. از یک سو، آمریکا بهدنبال افزایش عرضه نفت و کاهش قیمتها است؛ از سوی دیگر، امارات خواهان آزادی عمل برای افزایش تولید است. این همراستایی باعث شده واشینگتن عملاً از خروج امارات حمایت ضمنی کند.
نمونهای از این حمایت، پشتیبانی وزارت خزانهداری آمریکا از ایجاد خط مبادله ارزی اضطراری برای ابوظبی در آستانه اعلام این تصمیم است. در واقع، این خروج در بستری از هماهنگی منافع میان دو طرف شکل گرفته است، نه در تقابل با آن. در کنار این همراستایی، امارات از چین نیز بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده کرده است. گسترش همکاریهای اقتصادی با پکن و طرح احتمال قیمتگذاری نفت به یوان، بیشتر بهعنوان ابزاری برای کسب امتیازات بهتر از آمریکا مطرح شده است، نه نشانهای از تغییر جهت راهبردی. در واقع، سرمایهگذاریهای اصلی امارات همچنان به سمت بازارهای آمریکا و اروپا هدایت میشود و روابط با چین در چارچوب یک سیاست موازنهسازی مدیریت میشود.
تضعیف ساختاری اوپک و فروپاشی اجماع خلیج فارس
خروج امارات ضربهای جدی به اوپک وارد میکند. این کشور پیش از جنگ حدود ۱۲ درصد از تولید این سازمان را در اختیار داشت و یکی از معدود اعضایی بود که ظرفیت مازاد قابل توجهی داشت. پیش از این نیز کشورهایی مانند قطر و آنگولا از اوپک خارج شده بودند و این روند اکنون به تضعیف تدریجی این کارتل منجر شده است.
در شرایطی که بازار نفت با اختلالات بیسابقه مواجه است، رهبری عربستان بر یک سازمان کوچکتر و ضعیفتر، چالشهای جدیتری را ایجاد خواهد کرد. به بیان دیگر، اوپک در حال از دست دادن توان خود برای مدیریت عرضه جهانی است.
جنگ ایران نهتنها وحدت منطقهای را تقویت نکرد، بلکه شکافهای موجود را آشکارتر کرد. در حالی که کشورهایی مانند عمان و قطر بر دیپلماسی و همزیستی تأکید دارند و عربستان نیز بهدنبال کاهش تنش است، امارات موضعی سختگیرانهتر اتخاذ کرده و خواستار جبران خسارت، بازگشایی کامل تنگه هرمز و محدودسازی گسترده قدرت ایران شده است.
این تفاوت رویکردها نشان میدهد که اجماع سنتی خلیج فارس، که بر پایه نهادهای مشترک و منافع همسو شکل گرفته بود، در حال فروپاشی است.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :