تغییر ساختار تورم اقتصاد ایران؛ فاصله با ابرتورم چقدر است؟

اقتصاد ایران پس از چند سال تورم مزمن، اکنون در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ جایی که افزایش قابل توجه تورم ماهانه، همزمان با تشدید نااطمینانیهای سیاسی و تقویت انتظارات تورمی، نشانههایی از ورود به فاز تورم شتابان را آشکار کرده است. با این حال، اگرچه وضعیت فعلی هشداردهنده است، اما هنوز فاصله معناداری با ابرتورم وجود دارد. پرسش اصلی این است که آیا این روند میتواند اقتصاد را به سمت یک بحران تورمی تمامعیار سوق دهد یا همچنان امکان مهار آن وجود دارد؟
جهان صنعت نیوز – برای پاسخ به این پرسش که «آیا ابرتورم در راه است؟» باید ابتدا مسیر طیشده اقتصاد ایران در سالهای اخیر را بررسی کرد. اقتصاد ایران از سال ۱۳۹۷ وارد یک رژیم تورمی مزمن شده است؛ وضعیتی که در آن هر موج تورمی، پس از یک دوره تعدیل نسبی، در سطحی بالاتر تثبیت شده و بهجای بازگشت به تعادل، به یک سطح جدید از تورم تبدیل شده است.
در موج نخست، که از ابتدای سال ۱۳۹۷ تا نیمه ۱۳۹۸ ادامه داشت، شوکهای ارزی و افزایش انتظارات تورمی باعث شد تورم نقطهبهنقطه از حدود ۷ درصد به بیش از ۵۲ درصد برسد. هرچند این جهش در ادامه با کاهش نسبی همراه شد، اما نکته کلیدی این بود که تورم هرگز به سطوح پایین پیشین بازنگشت. همین ویژگی، نشانه اولیه شکلگیری یک رژیم تورمی مزمن بود؛ رژیمی که در آن تورم نهتنها کاهش نمییابد بلکه در سطوح بالا نهادینه میشود.
موج دوم تورمی در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ شکل گرفت. در این دوره نیز تورم مجدداً به محدوده ۵۰ درصد بازگشت. اگرچه در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ تورم نقطهبهنقطه ظاهراً کاهش یافت و به محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد رسید، اما این کاهش ظاهری بههیچوجه به معنای مهار تورم نبود. تورم ماهانه در این دوره در محدوده ۲ تا ۳ درصد تثبیت شد، که خود به معنای تداوم یک تورم سالانه بالا و پایدار است. در واقع، اقتصاد وارد مرحلهای شد که میتوان آن را تورم مزمن تثبیتشده نامید.
موج سوم؛ نشانههای ورود به تورم شتابان
آنچه شرایط فعلی را متمایز میکند، ظهور موج سوم تورمی در سال ۱۴۰۴ و ابتدای ۱۴۰۵ است. در این مقطع، تورم ماهانه بهطور معناداری افزایش یافته و در برخی ماهها به سطوحی نزدیک به ۱۰ درصد رسیده است. چنین سطحی از تورم ماهانه نشاندهنده عبور از تورم مزمن به سمت تورم شتابان است؛ وضعیتی که در آن سرعت افزایش قیمتها بهصورت فزاینده بالا میرود.
ویژگی اصلی این مرحله، از کنترل خارج شدن انتظارات تورمی است. در چنین شرایطی، رفتارهای اقتصادی دیگر بر اساس وضعیت فعلی قیمتها شکل نمیگیرد، بلکه بر پایه پیشبینی افزایش بیشتر قیمتها تنظیم میشود. این تغییر رفتاری، تورم را به یک پدیده رفتاری و خودتقویتشونده تبدیل میکند.
همزمانی چند عامل کلیدی، این روند را تشدید کرده است که میتوان نااطمینانیهای سیاسی، فشارهای ارزی، افزایش هزینههای تولید و تقویت انتظارات تورمی را از مهمترین این عوامل دانست. این ترکیب، یک چرخه ایجاد میکند که در آن هر عامل، عامل دیگر را تقویت میکند و در نهایت به تداوم تورم بالا منجر میشود. در چنین وضعیتی، حتی اگر یکی از این عوامل موقتاً تضعیف شود، سایر عوامل میتوانند روند تورمی را حفظ کنند.
تغییر ساختار تورم؛ از شوک ارزی تا تورم چندمنشأ
یکی از مهمترین تحولات اقتصاد ایران، تغییر در ساختار تورم است. بررسی ترکیب تورم ماهانه از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵ نشان میدهد که اقتصاد از یک تورم شوکمحور به یک تورم چندمنشأ منتقل شده است.
در سال ۱۳۹۷، تورم عمدتاً تحت تأثیر خوراکیها بود. سهم بالای این گروه، که در بسیاری از ماهها به بیش از ۵۰ درصد میرسید، نشاندهنده انتقال سریع شوکهای ارزی به قیمت کالاهای مصرفی بود. در این مرحله، تورم ماهیتی برونزا داشت و از کانال نرخ ارز به اقتصاد تحمیل میشد.
اما در سال ۱۳۹۸، کانون تورم تغییر کرد. در این سال، مسکن به مهمترین عامل تورم تبدیل شد. این تحول، نشاندهنده انتقال تورم از کالاهای مصرفی به داراییها بود؛ جایی که انتظارات تورمی و رفتارهای سفتهبازانه نقش پررنگتری پیدا کردند. در واقع، اقتصاد وارد فاز تورم داراییمحور شد.
در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، ساختار تورم پیچیدهتر شد. دیگر نمیتوان یک عامل واحد را بهعنوان محرک اصلی معرفی کرد. خوراکیها، مسکن و حملونقل بهطور همزمان در شکلگیری تورم نقش داشتند. این همزمانی، نشانه شکلگیری یک تورم ساختاری چندمنشأ بود.
در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، اگرچه نوسانات برخی گروهها کاهش یافت، اما تورم در سطحی بالا تثبیت شد. در این دوره، مسکن به یکی از پایدارترین اجزای تورم تبدیل شد و تورم بهتدریج در هزینههای اساسی زندگی نهادینه شد. این همان مرحلهای است که میتوان آن را تورم چسبنده نامید؛ تورمی که کاهش آن بهسادگی امکانپذیر نیست.
فشار دوگانه؛ همزمانی تورم معیشتی و دارایی
در سال ۱۴۰۴ و ابتدای ۱۴۰۵، اقتصاد با یک وضعیت پیچیدهتر مواجه شده است. در این مقطع، سهم خوراکیها مجدداً افزایش یافته، در حالی که مسکن همچنان نقش غالب خود را حفظ کرده است. این همزمانی، به معنای شکلگیری یک فشار تورمی دوگانه است.
از یک سو، افزایش قیمت خوراکیها مستقیماً سطح معیشت خانوارها، بهویژه دهکهای پایین، را تحت فشار قرار میدهد. از سوی دیگر، تداوم تورم در بخش مسکن، هزینههای زندگی را بهصورت ساختاری افزایش میدهد. این ترکیب، اثرات تورم را هم عمیقتر و هم گستردهتر میکند.
برآیند این وضعیت، شکلگیری یک تورم چندبخشی است؛ تورمی که در آن اقلام معیشتی و داراییها بهطور همزمان یکدیگر را تقویت میکنند. چنین ساختاری، تورم را در برابر سیاستهای کنترل تورم مقاوم میکند و آن را به یک پدیده پایدار و در عین حال شتابپذیر تبدیل میسازد.
آیا ابرتورم در راه است؟
بر اساس دادهها و شواهد موجود، اقتصاد ایران هنوز به آستانه ابرتورم نرسیده است. دلیل اصلی این است که تورم ماهانه، با وجود افزایش قابل توجه، هنوز به سطوح بحرانی ابرتورم نزدیک نشده است.
با این حال، نکته مهم این است که مسیر فعلی اقتصاد، یک مسیر ناپایدار است. تداوم تورمهای ماهانه بالا، در کنار تشدید انتظارات تورمی و نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی، میتواند اقتصاد را به سمت شرایط بحرانیتر سوق دهد. به بیان دیگر، اگرچه ابرتورم هنوز محقق نشده، اما شرایط بهگونهای است که در صورت تداوم روند فعلی، امکان حرکت به سمت آن وجود دارد.
در واقع، اقتصاد ایران در یک مرحله هشدار قرار دارد؛ مرحلهای که در آن نشانههای اولیه یک بحران تورمی شدید قابل مشاهده است، اما هنوز امکان جلوگیری از آن وجود دارد. این مرحله، از منظر سیاستگذاری اهمیت بسیار بالایی دارد، زیرا تصمیمات اتخاذشده در این مقطع میتواند مسیر آینده تورم را تعیین کند.
تورم مهارپذیر یا بحران قریبالوقوع؟
تحلیل روندهای تورمی نشان میدهد که اقتصاد ایران از یک تورم شوکمحور به یک تورم مزمن، و سپس به یک تورم چندمنشأ و در حال شتابگیری رسیده است. این تحول، به معنای پیچیدهتر شدن مسئله تورم و کاهش اثربخشی ابزارهای سنتی کنترل آن است.
در شرایط فعلی، تورم نهتنها ناشی از عوامل اقتصادی، بلکه نتیجه تعامل پیچیدهای از انتظارات، نااطمینانیها و ساختارهای اقتصادی است. همین موضوع باعث شده که تورم به یک پدیده خودتقویتشونده تبدیل شود.
با این حال، فاصله با ابرتورم همچنان حفظ شده است. اما این فاصله، در صورت تداوم روندهای فعلی، میتواند بهسرعت کاهش یابد. بنابراین، مهمترین نتیجه این تحلیل آن است که اقتصاد ایران در آستانه یک نقطه عطف قرار دارد: یا مسیر به سمت تثبیت و کنترل تورم تغییر میکند، یا اقتصاد وارد فازهای شدیدتر و بیثباتتر تورمی خواهد شد.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :