قیمت دلار پایین میآید؟؛ شوک جنگ بازار ارز را وارد فاز جدید کرد

بازار ارز ایران در سالهای اخیر وارد مرحلهای از بیثباتی ساختاری شده است که ویژگی اصلی آن، ترکیب رشد پرشتاب، نوسانهای خوشهای و تضعیف سازوکارهای تعدیلکننده است. این روند در کنار شوکهای جدید ناشی از جنگ، اختلال در صادرات و محدودیتهای لجستیکی، چشمانداز نرخ دلار را در مسیر صعودی، پرنوسان و مستعد جهشهای مقطعی قرار داده است؛ بهگونهای که حتی اخبار مثبت سیاسی نیز تنها قادر به ایجاد اصلاحهای کوتاهمدت خواهند بود و نه تغییر روند.
جهان صنعت نیوز – بررسی روند قیمت دلار در بازه زمانی ۱۳۹۷ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که بازار ارز از یک الگوی کلاسیک جهش و تثبیت فاصله گرفته و وارد یک مسیر صعودی پیوسته شده است. افزایش نرخ دلار از حدود ۵ هزار تومان به سطوح بالای ۱۵۰ هزار تومان، به معنای رشد سالانه نزدیک به ۶۰ درصد است؛ اما اهمیت این روند در سطح قیمت نیست و در تغییر رفتار بازار نهفته است.
در دورههای اولیه، بازار ارز پس از هر جهش، وارد یک دوره تثبیت میشد؛ اما از سال ۱۴۰۲ به بعد این الگو تغییر کرده و قیمت دلار با شیبی فزاینده و بدون وقفههای معنادار در حال افزایش است. این تغییر را میتوان بهعنوان یک شکست ساختاری در بازار ارز تفسیر کرد؛ به این معنا که مکانیزم تعیین قیمت دیگر مشابه گذشته عمل نمیکند و نقش انتظارات به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است.
در چنین شرایطی، قیمت دلار به یک متغیر پیشران در اقتصاد تبدیل شده است. این تغییر جایگاه، خود به تشدید بیثباتی دامن میزند؛ زیرا افزایش قیمت دلار بهطور مستقیم بر انتظارات تورمی و رفتار فعالان اقتصادی اثرگذار است و همین موضوع چرخهای از افزایش قیمت و نااطمینانی ایجاد میکند.
نوسانهای خوشهای؛ بیثباتی که ماندگار میشود
یکی از ویژگیهای کلیدی بازار ارز در سالهای اخیر، ظهور نوسانهای خوشهای است. به این معنا که شوکهای ارزی بهصورت منفرد رخ نمیدهند، بلکه در قالب دورههایی از نوسان شدید و مداوم ظاهر میشوند. تجربه سالهای ۱۳۹۷، ۱۳۹۹ و بهویژه ۱۴۰۴ نشان میدهد که وقتی بازار وارد فاز بیثباتی میشود، این وضعیت برای چندین ماه ادامه مییابد.
این الگو نشاندهنده افزایش نوسان قیمت دلار و پایداری ریسک است. به بیان دیگر، بیثباتی در بازار ارز یک پدیده گذرا نیست و تمایل دارد در زمان تداوم پیدا کند. چنین رفتاری معمولاً در بازارهایی مشاهده میشود که فاقد لنگرهای تثبیتکننده قوی هستند و انتظارات نقش غالب را ایفا میکنند.
در این چارچوب، هر جهش ارزی نهتنها یک شوک قیمتی، بلکه نشانهای از افزایش نااطمینانی در اقتصاد است. این نااطمینانی بهسرعت به سایر بازارها منتقل شده و ساختار کلی اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
قیمت دلار حقیقی؛ روایت عمیقتر از تضعیف پول ملی
در کنار نرخ اسمی، بررسی شاخص قیمت دلار حقیقی تصویر دقیقتری از تحولات بازار ارز ارائه میدهد. این شاخص از حدود ۷۷ در سال ۱۳۹۷ به محدوده ۱۸۰ تا ۱۹۰ در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ رسیده است؛ رشدی که معادل افزایش سالانه ۱۲ تا ۱۵ درصد است. در اقتصادهای باثبات، انتظار میرود قیمت دلار حقیقی در بلندمدت به میانگین خود بازگردد؛ اما در ایران روندی کاملاً متفاوت مشاهده میشود. قیمت دلار حقیقی نهتنها به میانگین بازنمیگردد، بلکه در یک مسیر صعودی پایدار حرکت میکند. این موضوع نشاندهنده تضعیف مستمر موقعیت واقعی پول ملی است.
نکته مهمتر، تفاوت رفتار نرخ اسمی و واقعی است. در نرخ اسمی، الگوی جهش و تثبیت مشاهده میشود، اما در نرخ واقعی، هر جهش به تثبیت در سطحی بالاتر منجر میشود. بهعنوان مثال، پس از جهش سال ۱۳۹۷، شاخص واقعی کاهش یافت، اما هرگز به سطح قبلی بازنگشت و در سطحی بالاتر تثبیت شد. این الگو در سالهای بعد نیز تکرار شده است.
این رفتار نشان میدهد که شوکهای ارزی در ایران موقتی نیستند و اثرات آنها در ساختار اقتصاد باقی میماند. به بیان دیگر، هر جهش ارزی سطح تعادل اقتصاد را به سمت بالا جابهجا میکند.
تضعیف نیروهای تعدیلکننده و پایداری روند صعودی قیمت دلار
یکی از مهمترین تحولات سالهای اخیر، کاهش عمق اصلاحهای ارزی است. در دورههای گذشته، پس از هر جهش، کاهشهای قابلتوجهی در قیمت دلار مشاهده میشد؛ اما در سالهای اخیر این کاهشها بسیار محدود شدهاند. این تغییر نشان میدهد که نیروهای تعدیلکننده در بازار ارز تضعیف شدهاند. بهعبارت دیگر، بازار دیگر توان بازگشت به سطوح قبلی را ندارد و هر اصلاح بهسرعت متوقف شده و روند صعودی از سر گرفته میشود.
این وضعیت در نرخ اسمی و واقعی بهطور همزمان مشاهده میشود و بیانگر آن است که بیثباتی به یک ویژگی ساختاری بلندمدت در اقتصاد تبدیل شده است.
شوک جنگ؛ تغییر وزن عرضه در بازار ارز
تا پیش از جنگ، روند صعودی قیمت دلار عمدتاً ناشی از عوامل تقاضایی مانند تورم و انتظارات بود. اما تحولات اخیر، بهویژه جنگ ۴۰ روزه، وزن سمت عرضه را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است.
بر اساس دادهها، حدود ۶۹ درصد صادرات ایران در گروههایی از جمله سوختها، پتروشیمی، فولاد و مواد معدنی متمرکز است که در جنگ آسیب دیدهاند. تنها بخش سوختها بیش از ۳۰ درصد صادرات را تشکیل میدهد و پتروشیمی و فلزات نیز سهم قابلتوجهی دارند. آسیب به این صنایع به معنای کاهش مستقیم ظرفیت ارزآوری کشور است. حتی اگر این کاهش موقتی باشد، اثر آن بر بازار ارز قابلتوجه خواهد بود، زیرا بخش عمدهای از منابع ارزی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
در کنار کاهش تولید، اختلال در مسیرهای صادراتی نیز فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کرده است. حدود ۵۲ درصد صادرات ایران از مسیرهای بندری و مناطق جنوبی انجام میشود؛ مسیرهایی که در جنگ آسیب دیدهاند و در شرایط کنونی به دلیل محاصره دریایی آمریکا با چالش جدی روبرو هستند.
مهمتر اینکه حدود ۴۵ درصد صادرات کشور همزمان هم به این مسیرها وابسته است و هم در گروههای کالایی آسیبپذیر قرار دارد. این همپوشانی باعث میشود که حتی در صورت تداوم تولید، امکان صادرات و ارزآوری بهشدت محدود شود.
در چنین شرایطی، مشکل بازار ارز تنها کاهش تولید نیست واختلال در انتقال کالا و دسترسی به بازارهای خارجی نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
نقش امارات؛ شوکی فراتر از یک مقصد صادراتی
قطع رابطه با امارات یکی از مهمترین شوکهای اخیر به بازار ارز است. امارات با سهم حدود ۱۴ درصدی، یکی از مقاصد اصلی صادرات ایران است؛ اما اهمیت این کشور به این سهم محدود نمیشود.
امارات نقش یک هاب تجاری و مالی را در اقتصاد ایران ایفا میکند. بسیاری از مبادلات تجاری، تسویهها و شبکههای مالی از طریق این کشور انجام میشود. بنابراین قطع این ارتباط، فراتر از کاهش یک بازار صادراتی، به معنای اختلال در کل شبکه تجارت خارجی است.
این موضوع میتواند فشار قابلتوجهی بر بازار ارز وارد کند، زیرا بخشی از جریانهای ارزی حتی در تجارت با سایر کشورها نیز از طریق این مسیر انجام میشد.
برآیند شوکها؛ ورود به فاز کمبود ارز
ترکیب سه عامل کاهش تولید صادراتی، اختلال لجستیکی و قطع کانالهای تجاری، بازار ارز را در معرض یک شوک همزمان قرار داده است. نتیجه این وضعیت، کاهش جریان ورودی ارز به اقتصاد است.
در چنین شرایطی، حتی اگر انتظارات بهبود یابد، اثر آن بر کاهش قیمت دلار محدود خواهد بود؛ زیرا مشکل اصلی، کاهش واقعی عرضه ارز است. به بیان دیگر، بازار ارز از یک مسئله انتظاری به یک مسئله واقعی در تراز ارزی تبدیل شده است.
سناریوی آینده؛ صعود با اصلاحهای کوتاهمدت
بر اساس شواهد موجود، سناریوی محتمل پیش بینی قیمت دلار، تداوم روند صعودی همراه با نوسانهای شدید است. کاهشهای مقطعی ممکن است در اثر اخبار سیاسی یا مداخلات رخ دهد، اما این کاهشها ماهیت اصلاحی خواهند داشت.
سطوح قیمتی جدید بهتدریج تثبیت میشوند و جهشهای بعدی از همین سطوح آغاز خواهند شد. این الگو نشان میدهد که بازار ارز در حال حرکت در یک مسیر صعودی پلهای است که در آن هر پله جدید به سطح تعادل تبدیل میشود.
تنها عاملی که میتواند این مسیر را تغییر دهد، یک شکست ساختاری در متغیرهای بنیادی است. در غیر این صورت، رفتار گذشته بهعنوان الگوی غالب ادامه خواهد یافت.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :