بازیِ باخت – باخت ترامپ در خروج از برجام

رئیس جمهور امریکا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ با دعوت از خبرنگاران در کاخ سفید بخشنامهای را امضا کرد که بر اساس آن آمریکا رسما از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج میشد و کارزار فشار حداکثری را علیه ایران آغاز میکرد. هدف اعلانی دونالد ترامپ از این اقدام رسیدن به یک توافق بهتر با ایران بود. هشت سال پس از این اقدام به رغم اجرای سختترین رژیم تحریمهای بینالمللی علیه ایرانیان و تحمیل دو جنگ، ترامپ همچنان در تحمیل توافقی خلاف منافع ایران ناکام ماندهاست.
جهان صنعت نیوز، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از زمان ورودش به کارزار انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا وعده دادهبود که از توافق هستهای ایران و ۶ قدرت جهانی که سال ۱۳۹۴ امضا شدهبود، خارج شود.
ترامپ به این بهانه که برجام توافقی به نفع ایران و بر خلاف منافع آمریکاست، ادعا میکرد که میتواند توافقی بهتر از برجام برسد. ترامپ در همان جلسه امضای بخشنامه خروج از برجام خطاب به خبرنگاران گفت: «رهبران ایران طبیعتاً خواهند گفت که از مذاکره برای یک توافق جدید سر باز میزنند؛ آنها امتناع خواهند کرد و این مشکلی نیست. اگر من هم جای آنها بودم احتمالاً همین را میگفتم. اما واقعیت این است که آنها خواهند خواست که یک توافق جدید و پایدار انجام دهند. … من آمادهام.»
هشت سال پس از خروج ترامپ از برجام، او همچنان به دنبال توافقی جدید با جمهوری اسلامی ایران است و مداوم ادعای خود مبنی بر آمادگی رهبران جمهوری اسلامی ایران برای توافق جدید و بهتر را تکرار میکند. اما هرگونه توافقی همچنان بسیار دور از دسترس است، تهران پس از هشت سال لغو تعهدات برجام بسیار در برنامه هستهای خود پیشرفت کردهاست، به دلیل تحمیل دو جنگ مطالبات بسیار گستردهتری نسبت به سال ۲۰۱۸ از آمریکا دارد و امتیازهای بیشتری میخواهد و با اهرمهایی که در جنگ اخیر برای فشار به واشنگتن به دست آوردهاست، بدون تردید در مذاکرات فشار بیشتری بر گرفتن امتیازهای بیشتر وارد میکند.
تیم کین، سناتور دموکرات آمریکایی به تازگی در مورد تصمیم ۸ سال پیش ترامپ برای خروج از برجام گفتهاست: «فکر میکنم آن تصمیمِ رئیسجمهور ترامپ برای پاره کردن یک توافق دیپلماتیک، در تاریخ به عنوان یکی از بدترین تصمیمات اتخاذ شده توسط یک رئیسجمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی ثبت خواهد شد. اگر دیپلماسی را غیرممکن کنید، معمولاً جنگ را اجتنابناپذیر میکنید.»
بر اساس گزارش رویترز، جنگ دوم تحمیلی هم نتوانستهاست تغییر چندانی در وضعیت برنامه هستهای ایران ایجاد کند. رویترز مینویسد به گفته منابع آگاه، ارزیابیها از برنامه هستهای تهران حتی پس از دو ماه جنگ (که به ادعای ترامپ یکی از اهداف اصلی آن جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هستهای است) تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است.
توسعه بیسابقه توانمندیهای هستهای ایران
بر اساس برجام ایران متعهد شدهبود که دست کم تا سال ۱۴۰۹ صرفا تا سقف ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده در خاک خود نگهداری کند و اورانیوم را بیش از ۳.۶۵ درصد غنیسازی نکند. اما با خروج زودهنگام آمریکا از برجام، تنها دو سال و نیم پس از اجرای این توافق، ایران نیز به تدریج تعهدات خود را در واکنش کنار گذاشت.
از سال ۱۳۹۹ تا زمان آغاز نخستین جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران، تهران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد، نزدیک به یک تن اورانیوم غنیشده ۲۰ درصد و نزدیک به ۹ تن اورانیوم غنیشده زیر ۵ درصد درون کشور در اختیار داشت.
ایران در طول این دوران در حوزه تحقیق و توسعه هستهای هم پیشرفتهای زیادی انجام داد. در حالی که بر اساس برجام ایران متعهد شدهبود که تا سال جاری میلادی صرفا از سانتریفیوژهای نسل قدیم IR-1 استفاده کند، بعد از خروج آمریکا از برجام به تدریج با کاهش تعهدات در برجام نسل سانتریفیوژهای مدرنتر بومی از جمله IR-6 را با ظرفیت بسیار بیشتر به صورت عملیات به کار گرفت.
بر خلاف انتظار ترامپ خروج از برجام نه تنها باعث تسلیم ایران و توافقی سختگیرانهتری از برجام نشد، بلکه عملا باعث شد ایران بسیار سریعتر در حوزه دانش هستهای پیشرفت کند و به فناوریهایی دست پیدا کند که با تعهد به برجام برای مدتها از آنها محروم میماند.
دنی سیترینوویچ، مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل مینویسد: «پیامدهای خروج آمریکا از برجام، روشن و قابلاندازه گیری است. انبار بزرگ اورانیوم غنیشده ایران، بهکارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته، دانش فنی انباشتهشده در این کشور و نزدیکی فزایندهاش به وضعیت آستانه هستهای»، همگی پیامدهای مستقیم خروج آمریکا هستند. آن تصمیم عملاً امکان بازگشت به مسیر دیپلماتیک با شرایطی مطلوبتر از آنچه در توافق اصلی حاصل شده بود را از بین برد.»
حتی ادعای ترامپ مبنی بر نابودسازی برنامه هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه نیز از سوی بسیاری از کارشناسان مورد تردید قرار گرفتهاست. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ایران هر زمان بخواهد میتواند غنیسازی اورانیوم را از سر بگیرد. متیو بان، پژوهشگر مسائل هستهای در دانشگاه هاروارد به نیویورک تایمز میگوید: «ما نمیتوانیم دانش آنها را با بمباران از بین ببریم.» او در ادامه افزود از آنجا که یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم میتواند «ابعادی در حد و اندازه یک سوپرمارکت» داشته باشد، اراضی کوهستانی ایران مکانهای بسیاری را برای پنهان کردن یک تلاش مخفیانه جهت توسعه برنامه هستهای فراهم میکند.
گرفتار شدن در باتلاق جنگ
استیصال ترامپ به دلیل ناتوانی در رسیدن به یک توافق جدید با شرایط سختگیرانهتر با ایران باعث شد که وادار شود دو بار برای مجبور کردن ایران به پذیرش شرایط آمریکا وارد جنگ شود.
هر چند جنگ نخست تحمیلی آمریکا و اسرائیل با ایران در مدت کوتاهی به پایان رسید، اما جنگ دوم که ۹ ماه بعد آغاز شد اکنون بیش از دو ماه است که ادامه پیدا کردهاست و هزینههای بسیار سنگینی برای ایران، آمریکا و جهان بر جاگذاشتهاست.
شبکه خبری سیانان در گزارشی مینویسد: «اگر ایالات متحده و در پی آن ایران از برجام خارج نشده بودند، این دو کشور شاید امروز به جای آنکه در حال جنگ با یکدیگر باشند، در حال مذاکره برای تمدید این توافق بودند.»
بر اساس آمار رسمی وزارت جنگ ترامپ، هزینههای ۲ ماه جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران بدون در نظر گرفتن آسیبهایی که به پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه وارد شدهاست، دست کم ۲۵ میلیارد دلار بود. بسیاری از رسانهها و تحلیلگران آمریکایی در این آمار تردید کردهاند و رقم واقعی هزینههای را بیش از ۵۰ میلیارد دلار ارزیابی کردهاند. اما هزینههای جنگ ترامپ علیه ایرانیان بسیار فراتر از هزینههای مستقیم نظامی است. اختلال در تجارت جهانی با ناامن شدن تنگه هرمز بر اثر اقدامات نظامی آمریکا و افزایش قیمت انرژی در سراسر جهان از جمله افزایش ۵۰ درصدی قیمت سوخت در آمریکا آثار بلندمدت اقتصادی بر جا میگذارد که میتواند با استمرار وضعیت فعلی هزاران میلیارد دلار به اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا در طول سالهای آینده آسیب وارد کند.
واشنگتن به رغم تحمیل هزینههای فراوان نه تنها هنوز نتوانستهاست ایران را وادار به پذیرش توافقی جدید بکند و بلکه به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران با اهرمهای جدیدی که ایران در طول جنگ اخیر به دست آوردهاست، از جمله تشدید کنترل بر عبور و مرور بر تنگه هرمز و نشان دادن قابلیت تابآوری در مقابل فشار نظامی قدرتمندترین ارتش جهان، قطعا برای توافق جدید امتیازهایی بسیار بیشتر از برجام طلب خواهد کرد.
همچنان در حسرت توافق
دونالد ترامپ بعد از خروج از برجام سالها با اجرای کارزار فشار حداکثری (که در دوران ریاست جمهوری جو بایدن هم تقریبا بدون تغییر ادامه یافت) و دو جنگ پر هزینه، هنوز نتوانستهاست که ایران را وادار به یک توافق جدید هستهای کند.
سوزان نوسل، تحلیلگر مسائل بینالملل در نشریه فارن پالیسی مینویسد: «ترامپ فاقد انضباط و تخصص لازم برای پیشبرد آن چیزی است که توافقهای موفق واقعاً به آن نیاز دارند: یعنی کار پرزحمت و دقیقِ مذاکره بر سر سازوکارهای حفاظتی پیچیده و مفاد خلاقانهای که به حل اختلافات کمک میکنند. فقط کافی است برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ را در نظر بگیرید که شامل ۱۵۹ صفحه متن بود و توسط کارشناسان در طول ۲۰ ماه مذاکرات فشرده تدوین شد. ترامپ نه تنها در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد، بلکه وکلا و مذاکرهکنندگان باسابقه را نیز از حلقه نزدیک مشاوران و هیئتهای دیپلماتیک خود کنار گذاشته است. در حالی که ظاهراً وظیفه پیشبرد همزمان مذاکرات اوکراین، غزه و حالا ایران به استیو ویتکوف، رفیق دوران املاک و مستغلات او، و جرد کوشنر، دامادش، سپرده شده است، چشمانداز به نتیجه رسیدن هر یک از این مذاکرات و دستیابی به آتشبسهای پایدار، بسیار بعید به نظر میرسد.»
اقدامهای ترامپ علاوه بر ایجاد هزینههای فراوان برای آمریکا، آسیبهای کلانی به اقتصاد ایران، رفاه شهروندان ایرانی و بعد از جنگ تحمیلی دوم، اقتصاد جهانی وارد کردهاست و میتوان گفت که تصمیم ترامپ تحت فشار لابی اسرائیل و سیاستمداران جنگطلب برای خروج از برجام، خسارت محض برای منافع ایران، آمریکا و تمام جهان بود.
منبع: ایرنا
سیاسیلینک کوتاه :