طلا در عصر بحران؛ آیا جهان در حال فرار از دلار است؟ 

رکورد تاریخی قیمت طلا در ژانویه ۲۰۲۶ (نزدیک به ۵۹۰۰ دلار برای هر اونس) نشانه‌ای از تغییر عمیق در نظم پولی جهانی بود. در حالی که جنگ در خاورمیانه و بسته‌شدن تنگه هرمز اقتصاد جهان را دچار شوک کرده، بانک‌های مرکزی با سرعت در حال افزایش ذخایر طلای خود هستند و سرمایه‌گذاران نیز بیش از گذشته به این فلز به‌عنوان پناهگاه ارزش نگاه می‌کنند. با این حال، رفتار طلا در بحران اخیر نشان داد که حتی امن‌ترین دارایی‌ها نیز در کوتاه‌مدت از منطق پیچیده بازارها پیروی می‌کنند.

جهان صنعت نیوز، در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ عددی روی تابلو معاملات بورس کالای شیکاگو ثبت شد که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه تغییر یک عصر مالی می‌دانند: حدود ۵۸۹۰ دلار برای هر اونس طلا. این رکورد در حالی ثبت شد که بسیاری از پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه وال‌استریت تحقق چنین قیمتی را برای سال ۲۰۲۸ در نظر گرفته بودند. روند قیمتی طلا در سال‌های اخیر نشان می‌دهد این جهش یک نوسان مقطعی نبوده است. قیمت طلا در یک سال بیش از ۴۱ درصد افزایش یافته و از سال ۲۰۱۶ تقریباً چهار برابر شده است. اگر مبنا سال ۲۰۱۵ در نظر گرفته شود، رشد قیمت به بیش از ۳۶۰ درصد می‌رسد.

در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ نیز تقاضای جهانی برای طلا به حدود ۱۲۳۱ تن رسید و ارزش معاملات به رکورد ۱۹۳ میلیارد دلار صعود کرد. تقاضای شمش و سکه با افزایش ۴۲ درصدی به ۴۷۴ تن رسید و بانک‌های مرکزی نیز در همین دوره ۲۴۴ تن طلا خریدند. صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) نیز با ورود خالص ۶۲ تن طلا مواجه شدند.

مجموع این ارقام حاکی از این است که  طلا به بخشی از استراتژی بقا در نظام مالی جهانی تبدیل شده است.

سالی که مدل‌های تحلیلی را غافلگیر کرد

سال ۲۰۲۶ برای بازار طلا سالی غیرمنتظره بوده است. این فلز سال را با قیمت حدود ۴۳۸۰ دلار آغاز کرد اما ظرف کمتر از یک ماه تا محدوده نزدیک به ۵۹۰۰ دلار جهش کرد؛ رشدی حدود ۲۷ درصد در کمتر از چهار هفته.

ترکیبی از عوامل ژئوپلیتیکی و مالی پشت این جهش قرار داشت: افزایش تنش‌های جهانی، نگرانی از بدهی ۳۶ تریلیون دلاری آمریکا، ضعف نسبی دلار و همچنین خرید سنگین بانک‌های مرکزی.

با این حال، آنچه رالی ژانویه را از جهش‌های قبلی متمایز می‌کرد ترکیب خریداران بود. برخلاف بسیاری از دوره‌های قبلی که صندوق‌های سفته‌باز و معامله‌گران کوتاه‌مدت موتور اصلی بازار بودند، این بار بانک‌های مرکزی، صندوق‌های ثروت ملی و سرمایه‌گذاران بلندمدت آسیایی نقش اصلی را ایفا کردند. چنین تغییری معمولاً نشانه یک تحول ساختاری در بازار است نه یک موج سفته‌بازانه.

پارادوکس جنگ هرمز

با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه و بسته‌شدن تنگه هرمز، بسیاری انتظار داشتند طلا جهش تازه‌ای را تجربه کند. منطق کلاسیک بازار می‌گوید در زمان جنگ سرمایه‌ها به سمت طلا حرکت می‌کنند. اما این بار نتیجه متفاوت بود.

در اوج بحران، قیمت طلا بیش از ۱۰ درصد سقوط کرد و از محدوده بالای ۵۲۰۰ دلار به حدود ۴۵۰۰ دلار رسید. دلیل این رفتار به زنجیره‌ای از تحولات اقتصادی بازمی‌گشت.

بسته‌شدن تنگه هرمز باعث جهش قیمت نفت شد و نفت برنت از حدود ۶۰ دلار به بالای ۱۱۰ دلار رسید. این جهش انرژی تورم را در اقتصاد جهانی افزایش داد و انتظارات تورمی در آمریکا بالا رفت. در نتیجه، احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو کاهش یافت.

از آنجا که طلا دارایی بدون سود است، افزایش نرخ بهره یا انتظار برای آن معمولاً فشار نزولی بر قیمت طلا وارد می‌کند. به همین دلیل، در کوتاه‌مدت بخشی از سرمایه‌گذاران از بازار طلا خارج شدند.

فروش اجباری دارایی‌ها نیز در این افت نقش داشت. در دوره‌های شوک مالی، بسیاری از سرمایه‌گذاران برای جبران زیان در بازار سهام مجبور می‌شوند دارایی‌های سودآور خود از جمله طلا را بفروشند تا نقدینگی تأمین کنند.

بازگشت تدریجی طلا

با فروکش نسبی شوک اولیه و شکل‌گیری امید به مذاکرات، بازار طلا دوباره روند صعودی پیدا کرد. کاهش حدود ۷ درصدی قیمت نفت و کاهش نسبی نگرانی‌های تورمی نیز به این بازگشت کمک کرد.

در نتیجه، قیمت طلا از کف حدود ۴۵۰۰ دلار در ماه مارس به محدوده حدود ۴۷۰۰ دلار در اوایل ماه مه بازگشت. بازار اکنون در نقطه‌ای حساس قرار دارد: اگر مذاکرات سیاسی به نتیجه برسد و قیمت انرژی کاهش یابد، فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره فراهم خواهد شد و این مسئله می‌تواند موج تازه‌ای از رشد طلا را آغاز کند.

در مقابل، شکست مذاکرات و تداوم شوک‌های انرژی ممکن است در کوتاه‌مدت دوباره فشار بر قیمت طلا ایجاد کند، هرچند در بلندمدت همچنان نقش پناهگاه سرمایه را حفظ خواهد کرد.

چرا بانک‌های مرکزی در حال انبار طلا هستند؟

یکی از مهم‌ترین روندهای ساختاری بازار طلا در سال‌های اخیر، افزایش خرید بانک‌های مرکزی بوده است. تنها در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ حدود ۲۴۴ تن طلا توسط بانک‌های مرکزی خریداری شد و پیش‌بینی می‌شود این روند در طول سال ادامه یابد.

در سال ۲۰۲۵ نیز خرید خالص بانک‌های مرکزی از ۷۰۰ تن عبور کرد که بالاترین سطح از دهه ۱۹۶۰ محسوب می‌شود.

کشورهایی مانند چین، هند، لهستان و ازبکستان از جمله خریداران اصلی بوده‌اند. چین به تنهایی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۶۰ تن طلا خریداری کرده است.

عامل اصلی این روند، نگرانی کشورها از وابستگی بیش از حد به دلار و دارایی‌های مالی غربی است. پس از مسدود شدن بخشی از ذخایر ارزی روسیه در سال ۲۰۲۲، بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدند که دارایی‌های دلاری می‌توانند در شرایط سیاسی خاص به ابزار فشار تبدیل شوند.

در مقابل، طلا دارایی‌ای است که ریسک طرف مقابل ندارد؛ هیچ دولت یا بانکی نمی‌تواند آن را مسدود یا مصادره کند.

پنج موتور صعودی طلا

چشم‌انداز بلندمدت بازار طلا به چند نیروی ساختاری وابسته است که احتمالاً در سال‌های آینده نیز فعال خواهند ماند.

نخستین عامل خرید مستمر بانک‌های مرکزی است که تقاضای پایه‌ای قدرتمندی برای طلا ایجاد کرده است. دومین عامل روند جهانی کاهش وابستگی به دلار و متنوع‌سازی ذخایر ارزی است.

عامل سوم به وضعیت مالی آمریکا بازمی‌گردد. بدهی عمومی این کشور از ۳۶ تریلیون دلار عبور کرده و کسری بودجه سالانه نیز در سطح بسیار بالایی قرار دارد؛ موضوعی که برخی سرمایه‌گذاران را نسبت به پایداری بلندمدت دلار نگران کرده است.

عامل چهارم تورم ساختاری در اقتصاد جهانی است که نرخ بهره واقعی را پایین نگه می‌دارد—و این شرایط معمولاً به نفع طلاست و در نهایت، محدودیت عرضه نیز نقش مهمی دارد. تولید معدنی طلا طی سال‌های اخیر رشد بسیار اندکی داشته و کشف معادن بزرگ جدید کاهش یافته است.

پیام طلا برای نظم پولی جهان

جهش قیمت طلا بازتاب تغییرات عمیق‌تر در اقتصاد جهانی است. نظام پولی که برای دهه‌ها بر پایه اعتماد به دلار و ثبات تجارت جهانی شکل گرفته بود، اکنون با فشارهای ژئوپلیتیکی، بدهی‌های بزرگ دولتی و رقابت قدرت‌های اقتصادی روبه‌رو شده است.

در چنین فضایی، طلا دوباره نقش تاریخی خود را به‌عنوان دارایی بی‌طرف و ذخیره ارزش ایفا می‌کند. پیام فلز زرد شاید ساده باشد: اعتماد به ساختار فعلی اقتصاد جهانی در حال کاهش است و سرمایه‌گذاران و دولت‌ها به دنبال پناهگاهی هستند که خارج از نظام مالی متعارف قرار دارد.

اخبار برگزیدهطلا و ارز
شناسه : 586127
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *