ایران و معادله هزینه؛ چگونه تهران هزینه‌های جنگ را به چالش راهبردی دشمن تبدیل کرد؟

یک رسانه عربی در یادداشتی نوشت که در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای و هم‌زمان با شکل‌گیری فضای جدید در مذاکرات میان تهران و واشنگتن، معادله تقابل دیگر صرفاً بر پایه برتری نظامی تعریف نمی‌شود؛ بلکه توان تحمیل هزینه به طرف مقابل، به متغیر تعیین‌کننده در بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است.

جهان صنعت نیوز، شبکه المیادین در تحلیلی با عنوان «ایران و معادله هزینه؛ امپراتوری در برابر فرسایش بازدارندگی» به قلم «الهامی الملیجی» نوشت که جوهره رویارویی اخیر میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، نه در مقایسه تسلیحات یا فناوری‌های نظامی، بلکه در سنجش توان طرف‌ها برای تحمل هزینه‌های جنگ نهفته است.

این تحلیل تأکید می‌کند که امپراتوری‌ها همواره با ضربه‌ای ناگهانی فرو نمی‌پاشند، بلکه روند افول آنها زمانی آغاز می‌شود که رقیب بتواند ابزارهای قدرتشان را به باری سنگین تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که پایگاه‌ها به اهداف، ائتلاف‌ها به هزینه و جنگ‌ها به فرسایش مداوم تبدیل شوند.

بر اساس این ارزیابی، ایران در جریان تحولات اخیر تلاش کرده است صرفاً نقش طرف پاسخ‌دهنده را ایفا نکند، بلکه با ایجاد «معادله هزینه»، شرایطی را شکل دهد که هر اقدام طرف مقابل با محاسبات پیچیده‌تری همراه شود؛ از هزینه‌های دفاعی و امنیتی گرفته تا آثار اقتصادی و سیاسی بلندمدت.

پایگاه‌های آمریکا؛ از ابزار قدرت تا کانون نگرانی

در ادامه این تحلیل آمده است که ساختار نفوذ آمریکا در منطقه خلیج فارس طی سال‌های گذشته بر پایه این تصور بنا شده بود که پایگاه‌های نظامی و حضور گسترده نظامی، امنیت و بازدارندگی ایجاد می‌کند، اما به باور نویسنده، تحولات اخیر این معادله را با پرسش‌های جدیدی مواجه کرده است.

در این چارچوب، پایگاه‌های نظامی آمریکا دیگر تنها نماد قدرت نیستند، بلکه در صورت گسترش درگیری‌ها می‌توانند به اهداف بالقوه تبدیل شوند.

در این تحلیل از پایگاه «العدید» به عنوان یکی از مصادیق این وضعیت یاد شده و گفته می‌شود مسئله فراتر از یک پایگاه خاص است و کل حضور نظامی آمریکا در منطقه اکنون با این پرسش روبه‌رو شده است که آیا صرفاً تضمین امنیت است یا می‌تواند به نقطه‌ای برای انتقال بحران تبدیل شود.

نویسنده بر این باور است که آسیب دیدن بازدارندگی آمریکا، از منظر سیاسی حتی می‌تواند مهم‌تر از خسارت‌های نظامی محدود باشد؛ زیرا بخشی از قدرت واشنگتن بر این تصور استوار بوده است که می‌تواند جنگ‌ها را بدون پرداخت هزینه مستقیم مدیریت کند.

هزینه‌های حمایت از رژیم صهیونیستی

در بخش دیگری از این گزارش به مسئله حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی پرداخته شده است. در این تحلیل آمده که رژیم صهیونیستی با وجود برخورداری از ظرفیت‌های نظامی و حمایت گسترده آمریکا، در جریان تحولات اخیر قادر به مدیریت مستقل بحران نبوده است.

بر اساس این ارزیابی، هر موج حملات موشکی یا پهپادی نه تنها ساختار دفاعی تل‌آویو را به چالش کشیده، بلکه میزان مصرف سامانه‌های دفاعی، نیاز به پشتیبانی بیشتر و هزینه‌های اقتصادی و نظامی آمریکا را نیز افزایش داده است.

در این چارچوب، نویسنده معتقد است اگر درگیری‌ها طولانی شوند، پرسش اصلی دیگر این نخواهد بود که چه کسی ضربه شدیدتری وارد می‌کند، بلکه این خواهد بود که کدام طرف توان فرسایش بیشتری دارد و چه کسی طرف مقابل را وارد چرخه هزینه‌های سنگین‌تر می‌کند.

رژیم صهیونیستی می‌تواند آغازگر درگیری باشد اما تضمینی برای پایان آن در اختیار ندارد و هرچه نیازش به حمایت گسترده‌تر آمریکا افزایش یابد، وابستگی راهبردی آن آشکارتر خواهد شد.

هرمز؛ ابزار فشار فراتر از نفت

این تحلیل سپس به نقش تنگه هرمز پرداخته و آن را صرفاً یک گذرگاه نفتی توصیف نمی‌کند. نویسنده معتقد است هرمز به یکی از گره‌های حساس اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ مسیری که علاوه بر انتقال انرژی، به حمل‌ونقل دریایی، بیمه، ارتباطات و حتی زیرساخت‌های داده‌ای نیز مرتبط است.

در این چارچوب برای تبدیل هرمز به ابزار فشار، لزوماً نیازی به بستن کامل آن وجود ندارد، بلکه کافی است عبور و مرور در آن با محاسبات و نگرانی‌های جدید همراه شود.

به نوشته این تحلیلگر، هرگونه تنش پیرامون ایران می‌تواند فراتر از حوزه نظامی، بازارهای انرژی، زنجیره‌های تأمین و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و همین مسئله سبب می‌شود معادلات تقابل با تهران تنها محدود به میدان نبرد باقی نماند.

مذاکرات از منظر بازدارندگی

نویسنده در بخش پایانی تأکید می‌کند که نباید مذاکرات را فرآیندی جدا از بازدارندگی تلقی کرد. از نگاه او، ایران پس از تحولات اخیر وارد فضای گفت‌وگو شده است در حالی که پیامدهای سیاسی تحولات میدانی نیز همچنان فعال است؛ از نگرانی درباره پایگاه‌های نظامی گرفته تا هزینه‌های حمایت از رژیم صهیونیستی و نقش متغیرهای ژئوپلیتیکی مانند هرمز.

در پایان این تحلیل آمده است که در شرایط جدید، مسئله اصلی دیگر صرفاً برتری نظامی نیست، بلکه توان تحمیل هزینه و تغییر محاسبات طرف مقابل اهمیت یافته است و همین موضوع می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی در الگوهای قدرت در نظام بین‌الملل باشد.

منبع: ایرنا

سیاسی
شناسه : 588858
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *