زمان کور کنکور؛ بلاتکلیف تا اطلاع ثانوی!

نامشخص بودن زمان دقیق برگزاری کنکور، دانش‌آموزان پایه دوازدهم را در وضعیت مبهم و فرساینده‌ای قرار داده؛ وضعیتی که این روزها با نگرانی، اضطراب و فشار روحی برای آن‌ها گره خورده است.

جهان صنعت نیوز، صدای بچه‌ها یکی پس از دیگری بلند می‌شود «خانوم من دیگه نمی‌تونم درس بخونم!» « ما خیلی کم اومدیم مدرسه خانوم، من هنوز مطالبی که قبل از عید به صورت غیرحضوری خوندیم رو خوب یاد نگرفتم و به همین خاطر تمام تست‌هاشو اشتباه می‌زنم!» « خانوم شما همیشه به ما گفتید کتاب بخونید ولی من دیگه نمی‌تونم حتی نزدیک کتاب ها برم تا بازشون کنم و بخونم! انگار اصلا از کتاب خوندن زده شدم!» « کلاس های آنلاینمون خیلی بده! با این سرعت اینترنت من نصف حرف هارو نمی‌شنوم و اصلا نمی‌تونم متوجه بشم معلم‌ها چه مبحثی رو دارن تدریس می‌کنن!» « خانوم به شماهم نگفتن کنکور دقیقا چه زمانی هست؟ من دارم کلافه می‌شم! از استرس شب خوابم نمیبره! مدام فکر می‌کنم هرچیزی که خوندم رو یادم رفته! می‌خوام تا بیش‌تر از این یادم نرفته کنکور بدم!»

تمام این حرف‌ها در گفت‌وگوی دوستانه یک معلم با دانش‌آموزان پایه دوازدهمی اش مطرح شد؛ گفت‌وگویی که قرار بود تنها یک ساعت طول بکشد، اما وقتی دانش‌آموزان سفره دلشان را برای معلمشان باز کردند، نزدیک به دو ساعت و نیم ادامه پیدا کرد. مکالمه‌ای طولانی که در لابه‌لای هر جمله‌اش می‌شد فشار روانی، نگرانی و خستگی دانش‌آموزانی را احساس کرد که یک سال تمام خود را برای ماراتنی به نام کنکور آماده کرده بودند. کنکوری که حالا برای تمامی آن‌ها دیگر فقط یک آزمون نیست؛ بلکه به مسابقه فرسایشی تبدیل شده که انگار خط پایانی ندارد و روزبه‌روز توان و امید شرکت‌کنندگانش را کم میکند.

هرساله در همین روزها، یعنی در آستانه تابستان، دانش‌آموزان پایه دوازدهم معمولاً وارد مرحله جمع‌بندی، مرور نهایی درس‌ها و تمرین برای افزایش سرعت تست‌زنی می‌شدند؛ دانش‌آموزانی که یک سال تمام تلاش کرده بودند تا خود را برای یکی از مهم‌ترین آزمون‌های علمی کشور آماده کنند و آینده تحصیلی‌شان را در دانشگاه‌های کشور رقم بزنند. اما رسیدن به این نقطه، برای بسیاری از آن‌ها فقط به درس خواندن محدود نمی‌شود. فشاری که گاهی از سوی برخی مدارس و موسسات آموزشی، با وعده کسب رتبه‌های دو رقمی یا نهایتاً زیر هزار، چند برابر و این مسیر را از یک رقابت علمی به دوره‌ای پرفشار تبدیل می‌کند. دوره‌ای که در آن اضطراب مداوم، بی‌خوابی، تپش قلب و حتی مصرف قرص‌های آرام‌بخش، به بخشی از زندگی بعضی دانش‌آموزان تبدیل می شود.

اما امسال دانش‌آموزان دوازدهمی نه‌تنها از این فشارها در امان نبودند، بلکه به‌دلیل مشخص نبودن تاریخ دقیق برگزاری کنکور، روزهایی سخت‌تر از سال‌های گذشته را پشت سر می‌گذارنند. شرایطی که ریحانه، دانش‌آموز پایه دوازدهم رشته علوم انسانی، آن را این‌طور روایت می‌کند: «مدرسه از بهار سال گذشته می‌خواست برای بچه‌ها برنامه مطالعاتی کنکور تنظیم کنه، اما یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که همه ما تجربه کردیم، شروع جنگ دوازده‌روزه بود. اون اتفاق تمرکز بچه‌ها رو حتی برای درس خوندن امتحان‌های باقی‌مونده هم از بین برد، چه برسه به کنکور! بعد از تموم شدن جنگ، مدرسه با چند هفته تأخیر دوباره برنامه‌هاش رو شروع کرد و می‌خواست تا قبل از عید، درس‌های مهم و پرضریب هر رشته رو برای بچه‌ها جمع‌بندی کنه!»

اما ماه های منتهی به عید که ریحانه از آن صحبت می‌کرد، هیچ شباهتی به ماه‌های پایانی در سال‌های گذشته نداشت. دانش‌آموزان در میان فشار درس، بلاتکلیفی و اضطراب آینده، هم‌زمان روزهای تلخ و سنگینی را هم پشت سر می‌گذاشتند. روزهای سختی که از اوایل زمستان آغاز شد و خستگی و فرسودگی آن‌ها را بیشتر از همیشه کرد. از محدودیت‌های اینترنت و روزهای اغتشاشات آن روزها گرفته تا سایه جنگ که چندی بعد بر سر کشور افتاد؛ اتفاقاتی که آرامش و تمرکز بسیاری از دانش‌آموزان را از بین برد و آن‌ها را در یکی از حساس‌ترین مقاطع زندگی‌شان با فشار روانی بیشتری روبه‌رو کرد.

هم پول رفت هم صبرمان!

حنانه دانش آموز دوازدهمی رشته ریاضی عقیده داشت بیشترین افرادی که در این میان ضربه خوردند دانش آموزان کنکوری بودند: « یادم است با وجود محدودیت اینترنت در سال گذشته، اخبار بسیار بدی در بین بچه‌ها دست به دست می‌شد و همین باعث می‌شد تا تمرکزمون رو از دست بدیم و نتونیم به درستی درس بخونیم! از طرفی هم مجازی شدن مدارس علتی شد تا خیلی از بچه ها مثل من نتونن به خوبی مباحث رو یاد بگیرن! البته ما امیدوارم بودیم که بعد از گذروندن اون ایام تلخ دوباره بتونیم به مدرسه برگردیم و با معلم هامون به صورت حضوری رفع اشکال کنیم اما فقط چند هفته به مدرسه رفتیم و دوباره جنگ شد! من هنوز هم مباحث قبلی رو به خوبی یاد نگرفتم و حالا که تمام مباحث روی هم انباشته شده تقریبا هیچ تستی رو نمی‌تونم درست بزنم!»

غیرحضوری شدن کلاس‌های درس و سرعت نه‌چندان مطلوب اینترنت، برای دانش‌آموزانی که کنکور را مهم‌ترین و طاقت‌فرساترین مرحله زندگی خود می‌دانند، به عاملی تبدیل شده که روند درس خواندنشان را مختل کرده است؛ ضربه‌ای که اغلب خودش را در قالب منفی زدن تست‌ها یا حتی کنار گذاشتن کامل بعضی دروس نشان می‌دهد. همین اتفاقات، درست مثل دومینو، یکی پس از دیگری روی هم اثر می‌گذارند و دانش‌آموزان را وارد چرخه‌ای از نگرانی و اضطراب می‌کنند؛ چرخه‌ای که از ترس افت تحصیلی و نتیجه نگرفتن در تست‌ها شروع می‌شود و بیرون آمدن از آن برای بسیاری از اینن دانش آموزان ساده نیست.

اما این شرایط فقط فشار روحی و روانی برای دانش‌آموزان به همراه نداشته، بلکه آن‌ها را با مشکلات مالی هم روبه‌رو کرده است. آناهیتا، یکی دیگر از دانش‌آموزان پایه دوازدهم رشته علوم انسانی، در ادامه صحبت‌های دوستانش می‌گوید: «من برای دو تا از درس‌هایی که ضعیف‌تر بودم، معلم خصوصی گرفته بودم تا هم سطح خودم رو بهتر کنم و هم نکات تست‌زنی اون درس‌ها رو یاد بگیرم. تا قبل از شروع جنگ، هزینه کلاس‌ها رو خودم با پولی که از خانواده می‌گرفتم پرداخت می‌کردم، اما حالا با افزایش قیمت‌ها مجبور شدم از خانواده هم کمک بگیرم. از طرف دیگز، چون زمان دقیق کنکور مشخص نیست، اصلاً نمی‌دونم تا کی باید هزینه این کلاس‌ها رو پرداخت کنم!!»

آرزوی جدید کنکوری‌ها، فقط تاریخ آزمون را اعلام کنید!

از پس تمامی این حرف‌ها، روایت دانش‌آموزان یک نکته را به‌خوبی نشان می‌دهد که هرچه این بلاتکلیفی و نامشخص بودن زمان کنکور طولانی‌تر، فشار روحی و مالی بیشتری به دانش آموزان وارد می‌شود و آرام‌آرام توان و امیدشان را از آنها می‌گیرد؛ تا جایی که بعضی از آن‌ها حتی انگیزه خود را برای شرکت در کنکور یا ادامه مسیر در دانشگاه از دست می‌دهند. زهرا، یکی از دانش‌آموزان علوم انسانی پایه دوازدهم، در همین‌باره می‌گوید: «این بلاتکلیفی درباره زمان کنکور باعث شده بارها به انصراف دادن فکر کنم. البته که من واقعاً درس خوندن رو دوست دارم، اما این صبر که می‌کنم افشردن جان است! هر روز در حال مرور درس‌ها و تست زدن هستیم، ولی انگار هیچ‌وقت تموم نمی‌شه! بعضی وقت‌ها حتی نمی‌تونم به باز کردن کتاب فکر کنم، چون ناگهان تپش قلب می‌گیرم و حالم بد می‌شه. قبل از همه این اتفاقات، آرزوم این بود که رتبه خوبی بیارم و جامعه‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی قبول بشم؛ اما الان تنها چیزی که می‌خوام، فقط اینه که زمان دقیق برگزاری کنکور مشخص بشه!»

حالا دیگر طولانی شدن زمان برگزاری کنکور و بلاتکلیفی به‌وجود آمده، فقط دانش‌آموزان پایه دوازدهم را درگیر نکرده، بلکه خانواده‌های آن‌ها را هم وارد این مسیر فرسایشی و به‌نظر تمام‌نشدنی کرده است. دانش‌آموزانی که سال‌های آخر تحصیلشان را با امید رسیدن به روزهای دانشجویی و درس خواندن در بهترین دانشگاه‌های کشور پشت سر می‌گذارنند و به همین دلیل، خود و خانواده‌هایشان سختی‌های زیادی را تحمل می‌کنند؛ از هزینه‌های سنگین کلاس‌ها و آزمون‌ها گرفته تا کنار گذاشتن ساده‌ترین تفریحات مثل سفر رفتن یا حتی حضور در جمع‌های خانوادگی، فقط برای اینکه بتوانند رتبه بهتری کسب کنند و به فضای علمی دانشگاه‌ها راه پیدا کنند.

اما اکنون بسیاری از آن‌ها در شرایطی قرار گرفته‌اند که این مسیر برایشان شبیه به جاده‌ای بی‌انتها شده است. مسیری که علاوه بر فشار همیشگی کنکور، فشاری که بیشتر ما آن را با پوست و گوشتمان تجربه کرده‌ایم. حالا بار سنگین دیگری را هم بر دوش آن‌ها گذاشته؛ بلاتکلیفی درباره زمان برگزاری آزمون! نسلی که روزی رویای قبولی در بهترین دانشگاه‌های کشور را داشت، حالا فقط یک خواسته ساده دارد؛ اینکه زمان دقیق برگزاری این آزمون زودتر مشخص شود تا بتوانند هرچه زودتر از این بلاتکلیفی و فشار روانی تمام‌نشدنی رها شوند.

منبع: مهر

اجتماعی و فرهنگی
شناسه : 589631
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *