پس از جنگ چه می‌شود؟ روایت فارن پالیسی از توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن

در حالی که نشانه‌هایی از نزدیک شدن ایران و آمریکا به توافقی برای پایان دادن به جنگ دیده می‌شود، ابعاد اقتصادی چنین توافقی برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از یک سو احتمال آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران و رفع محدودیت‌های صادرات نفت مطرح شده و از سوی دیگر اقتصاد ایران در طول ماه‌های جنگ با خسارت‌های گسترده، رکود شدید، اختلال در زیرساخت‌های صنعتی و قطع طولانی‌مدت اینترنت مواجه بوده است. در این میان، حتی اگر توافقی حاصل شود، بازگشت شرایط منطقه به وضعیت پیش از جنگ، به‌ویژه در موضوع تنگه هرمز، چندان ساده به نظر نمی‌رسد.

جهان صنعت نیوز – یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح در مذاکرات احتمالی میان ایران و آمریکا، سرنوشت دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور است. برآوردها نشان می‌دهد حجم این دارایی‌ها ممکن است به ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که معادل حدود یک‌سوم تولید ناخالص داخلی فعلی ایران ارزیابی می‌شود.

نکته مهم آن است که بخش عمده این منابع در خاک آمریکا قرار ندارد. این دارایی‌ها در نتیجه تحریم‌ها و به‌ویژه تهدید تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه کشورها و نهادهایی که با ایران همکاری می‌کنند، در نقاط مختلف جهان مسدود شده‌اند.

بخشی از این منابع در کشورهایی مانند کره جنوبی، هند، قطر و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس نگهداری می‌شود. این دارایی‌ها عمدتاً حاصل معاملات ناتمام نفت و گاز یا پرداخت‌هایی هستند که در گذشته انجام شده اما به دلایل مختلف تکمیل نشده‌اند. حتی بخشی از این مطالبات به سفارش‌های نظامی دوران حکومت پهلوی بازمی‌گردد که هزینه آن‌ها پرداخت شده اما هرگز تحویل داده نشده‌اند.

بر همین اساس، در صورت رفع شبکه تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی، حجم قابل‌توجهی از منابع مالی می‌تواند در اختیار ایران قرار گیرد و جریان تازه‌ای از ارز وارد اقتصاد کشور شود.

 نفت؛ امتیازی فراتر از دارایی‌های مسدودشده

با وجود اهمیت دارایی‌های بلوکه‌شده، آنچه در کوتاه‌مدت می‌تواند اثر اقتصادی بیشتری داشته باشد، احتمال رفع محدودیت‌های صادرات نفت ایران است. به گفته تحلیلگران، آمریکا ظاهراً آمادگی دارد فروش نفت ایران را از شمول تحریم‌ها خارج کند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که محدود کردن صادرات نفت، مهم‌ترین ابزار سیاست فشار حداکثری علیه ایران در سال‌های گذشته بوده است. برخلاف دارایی‌های بلوکه‌شده که به منابع انباشته‌شده مربوط می‌شوند، رفع محدودیت صادرات نفت به معنای دسترسی فوری ایران به درآمدهای ارزی جدید خواهد بود.

از نگاه آمریکا نیز چنین اقدامی می‌تواند به بازگشت تعادل به بازار جهانی نفت کمک کند. نگرانی از افزایش قیمت انرژی و تأثیر آن بر فضای سیاسی داخلی آمریکا، به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، یکی از انگیزه‌های اصلی واشنگتن برای بررسی این گزینه عنوان می‌شود.

با این حال، مسیر دستیابی به توافق همچنان با ابهام همراه است. مخالفت‌هایی در داخل ایران، اختلاف‌نظرهایی در ساختار سیاسی آمریکا و همچنین مقاومت اسرائیل در برابر برخی مفاد احتمالی توافق، از جمله موانع پیش‌روی مذاکرات به شمار می‌روند.

اقتصاد ایران زیر فشار جنگ

بررسی وضعیت اقتصاد ایران در دوران جنگ نشان می‌دهد فشارهای ناشی از درگیری بسیار فراتر از آثار تحریم‌ها بوده است. برآوردهای وزارت کار ایران نشان می‌دهد شوک ناشی از جنگ ممکن است به از دست رفتن شغل حدود ۲ میلیون نفر منجر شده باشد؛ رقمی که از میان نیروی کار حدود ۳۰ میلیون نفری کشور استخراج شده است.

در مقابل، برخی فعالان کارگری ارقام بالاتری را مطرح کرده و تعداد افراد بیکار شده را بین ۳ تا ۴ میلیون نفر برآورد می‌کنند. در صورت صحت این برآوردها، حدود ۱۰ درصد نیروی کار کشور تحت تأثیر مستقیم رکود ناشی از جنگ قرار گرفته است.

این تحولات از نگاه اقتصادی به معنای ورود اقتصاد ایران به یک شوک رکودی سنگین است؛ رکودی که آثار آن تنها محدود به بازار کار نیست و بخش‌های مختلف تولیدی را نیز دربر گرفته است.

 تخریب زیرساخت‌های صنعتی و خسارت‌های گسترده

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، آسیب به زیرساخت‌های صنعتی ایران بوده است. بر اساس این روایت، صنایع فولاد و پتروشیمی در زمره اهداف حملات قرار گرفته‌اند و زیرساخت‌های صنعتی کشور با خسارت‌های قابل توجهی مواجه شده‌اند.

هدف این حملات، تضعیف ظرفیت‌های صنعتی و تولیدی ایران عنوان شده است. در نتیجه، بخشی از ظرفیت‌های اقتصادی کشور مستقیماً در معرض آسیب قرار گرفته و آثار آن در تولید، اشتغال و درآمدهای ارزی قابل مشاهده خواهد بود.

برآورد رسمی ایران از میزان خسارت‌های اقتصادی جنگ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام شده است. این رقم معادل حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی کشور یا حتی بیشتر از آن ارزیابی می‌شود و نشان‌دهنده ابعاد گسترده خسارت‌های واردشده به اقتصاد ایران است.

هزینه سنگین قطع اینترنت

یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، قطع گسترده اینترنت در ایران بوده است؛ رخدادی که از آن به عنوان طولانی‌ترین خاموشی اینترنت در تاریخ یاد شده و حدود ۸۸ روز ادامه داشته است.

این موضوع برای اقتصادی که بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های آن به خدمات دیجیتال وابسته است، هزینه‌های سنگینی به همراه داشته است. برآورد می‌شود بیش از ۱۰ میلیون نفر از ایرانیان به‌طور مستقیم در کسب‌وکارها و فعالیت‌های مبتنی بر اینترنت فعالیت داشته باشند.

برخی برآوردها نشان می‌دهد در جوامعی با سطح بالای اتصال دیجیتال، قطع اینترنت به ازای هر ۱۰ میلیون نفر جمعیت، روزانه حدود ۲۳ میلیون دلار خسارت اقتصادی ایجاد می‌کند. با تعمیم این محاسبه به جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفری ایران، میزان زیان روزانه حدود ۱۸۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

تداوم این وضعیت در طول ۸۸ روز، خسارت قابل توجهی را به فعالیت‌های اقتصادی، زنجیره‌های تأمین، تجارت الکترونیک و خدمات آنلاین وارد کرده است. اگرچه امکان دسترسی محدود به اینترنت از طریق سیم‌کارت‌های ویژه فراهم شده، اما استفاده از این خدمات مستلزم ثبت اطلاعات کامل نزد نهادهای دولتی بوده و برای بسیاری از فعالان اقتصادی جذابیتی نداشته است.

تنگه هرمز؛ بازگشت به گذشته دشوار است

در کنار مسائل اقتصادی، آینده تنگه هرمز نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات پس از جنگ محسوب می‌شود. تحلیل ارائه‌شده در این گفت‌وگو بر این نکته تأکید دارد که بازگشت شرایط این آبراه راهبردی به وضعیت پیش از جنگ چندان محتمل نیست.

از این منظر، تجربه جنگ نشان داده است که کنترل یا اعمال نفوذ بر تنگه هرمز می‌تواند ابزار مهمی در اختیار ایران قرار دهد. به همین دلیل حتی اگر اخذ عوارض مستقیم از کشتی‌ها متوقف شود، احتمال طراحی سازوکارهای دیگری برای دریافت هزینه یا اعمال نوعی کنترل همچنان وجود دارد.

در چنین شرایطی، ممکن است شکل جدیدی از تفاهم میان ایران و بازیگران بین‌المللی شکل گیرد؛ توافقی که عبور نفتکش‌ها را ممکن سازد اما در عین حال نشان‌دهنده تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه نسبت به دوران پیش از جنگ باشد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 589817
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *