چرا دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا دشوار شده است؟ ؛ ترامپ توافق میخواهد، اما نه شبیه برجام

با گذشت بیش از سه ماه از آغاز جنگ آمریکا با ایران، دولت دونالد ترامپ هنوز نتوانسته دستاورد نظامی خود را به یک موفقیت سیاسی و دیپلماتیک پایدار تبدیل کند. مذاکراتی که قرار بود به سرعت به توافقی جامع منجر شود، اکنون در میان مجموعهای از مطالبات متضاد، اهداف گسترشیافته و بیاعتمادی متقابل گرفتار شده است. در این میان، به نظر میرسد خود ترامپ نیز با یک معضل سیاسی روبهرو شده است؛ او نه میخواهد توافقی مشابه برجام امضا کند و نه مایل است بدون توافق از جنگی خارج شود که هزینههای سنگینی برای آمریکا و منطقه به همراه داشته است.
جهان صنعت نیوز – در هفتههای اخیر، ترامپ تلاش کرده است حمایت کشورهای مختلف منطقه را برای پیشبرد توافق با ایران جلب کند. در یکی از مهمترین تماسهای خود، او با رهبران عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، ترکیه، مصر، اردن، بحرین و پاکستان گفتوگو کرد و از آنها خواست از توافق در دست مذاکره حمایت کنند.
اما رئیسجمهور آمریکا به چارچوب محدود مذاکرات اکتفا نکرد. او تلاش کرد مذاکرات با ایران را به پروژهای بزرگتر گره بزند؛ گسترش توافقهای ابراهیم و عادیسازی روابط کشورهای بیشتری با اسرائیل. این پیشنهاد با استقبال چندانی مواجه نشد و فضای جلسه را به سمت نوعی سکوت و تردید سوق داد.
همین اتفاق تصویری روشن از مشکلی ارائه میدهد که طی هفتههای گذشته بر روند مذاکرات سایه انداخته است. آنچه در ابتدا قرار بود یک توافق محدود برای پایان دادن به درگیریها باشد، به تدریج به مجموعهای از اهداف گسترده و پیچیده تبدیل شده که دستیابی همزمان به همه آنها دشوار به نظر میرسد.
پیروزی نظامی بدون دستاورد سیاسی
دولت آمریکا معتقد است عملیات نظامی علیه ایران به بخش مهمی از اهداف نظامی خود دست یافته و زیرساختهای دفاعی و نظامی ایران آسیب جدی دیدهاند. با این حال، از نگاه منتقدان، موفقیت نظامی الزاماً به معنای موفقیت سیاسی نیست.
ایران با وجود فشارهای نظامی گسترده، همچنان در صحنه باقی مانده و توانسته از طریق کنترل تنگه هرمز بخشی از اهرم فشار خود را حفظ کند. به همین دلیل واشنگتن نتوانسته برتری نظامی را به یک توافق سیاسی پایدار تبدیل کند.
در واقع هیچیک از اهداف اولیه جنگ هنوز به طور کامل محقق نشدهاند. از یک سو برنامه هستهای ایران به صورت نهایی تعیین تکلیف نشده و از سوی دیگر تنگه هرمز همچنان به یک نقطه تنش تبدیل شده است. همین مسئله باعث شده نیاز آمریکا به دستیابی به توافق، دستکم از منظر سیاسی داخلی، افزایش یابد.
اسرائیل، لبنان و گرههای جدید مذاکرات
همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا، جنگ اسرائیل در لبنان نیز به یکی از موانع اصلی تبدیل شده است. ایران خواهان توقف این جنگ است، اما اسرائیل تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد و همچنان حزبالله را هدفی راهبردی برای تضعیف نفوذ منطقهای تهران میداند.
این موضوع دامنه مذاکرات را بیش از پیش گسترش داده است. اکنون مذاکرات تنها به پرونده هستهای یا بازگشایی تنگه هرمز محدود نیست. مجموعهای از موضوعات از جمله برنامه هستهای ایران، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، آتشبس پایدار در لبنان، تضمین امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی شکلدهی به ائتلافهای جدید منطقهای در دستور کار قرار گرفتهاند.
در نتیجه، هر بار که طرفین به یک توافق نزدیک میشوند، موضوع جدیدی به فهرست اختلافات افزوده میشود و مسیر دستیابی به توافق دشوارتر میشود.
خطر شکلگیری یک بلاتکلیفی دائمی
برخلاف نگرانیهایی که از شکلگیری یک جنگ بیپایان مطرح میشود، آنچه بیش از همه محتمل به نظر میرسد ورود طرفها به یک وضعیت بلاتکلیف و طولانیمدت است؛ وضعیتی که در آن همه بازیگران انگیزه کافی برای ادامه مذاکرات دارند اما انگیزه لازم برای پذیرش تعهدات نهایی را پیدا نمیکنند.
حتی اگر توافقی کوتاهمدت برای بازگشایی نسبی تنگه هرمز و ازسرگیری بخشی از تجارت دریایی حاصل شود، بسیاری از مسائل اصلی به دورههای بعدی مذاکرات موکول خواهد شد. پیچیدگی موضوعات باقیمانده به اندازهای است که مهمترین بند هر توافق موقت میتواند همان بندی باشد که امکان تمدید مذاکرات را هر ۶۰ روز یکبار فراهم میکند.
چرا ترامپ از توافقی شبیه برجام هراس دارد؟
یکی از مهمترین موانع سیاسی پیش روی کاخ سفید، مقایسه توافق احتمالی با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ است. ترامپ طی سالهای گذشته برجام را به شدت مورد انتقاد قرار داده و در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز از آن خارج شده بود.
اکنون او به دنبال توافقی است که بتواند آن را بزرگتر و موفقتر از توافق دولت اوباما معرفی کند. به همین دلیل تلاش شده موضوعاتی فراتر از محدودیتهای هستهای وارد مذاکرات شود؛ از جمله انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به آمریکا یا کشور ثالث.
اما این ایده نیز با موانع جدی روبهرو شده است. در کنار آن، ترامپ نسبت به هرگونه کاهش تحریمها که بتواند درآمد قابل توجهی برای ایران ایجاد کند نیز محتاط است. او نمیخواهد توافقی امضا کند که از نظر منتقدان، نسخهای ضعیفتر از توافقی باشد که سالها علیه آن موضعگیری کرده است.
هرمز؛ مهمترین گره باقیمانده
در نهایت، بازگشایی کامل تنگه هرمز همچنان یکی از دشوارترین موضوعات مذاکرات است. حتی اگر توافق سیاسی حاصل شود، بازگرداندن شرایط به وضعیت عادی نیازمند عملیات گسترده پاکسازی مینها، تأمین امنیت کشتیرانی و بازسازی اعتماد شرکتهای حملونقل و بیمه خواهد بود.
برای بازگشت تردد کشتیها به سطح پیش از جنگ، تنها توافق سیاسی کافی نیست. فعالان بازار باید اطمینان پیدا کنند که کشتیها دیگر در معرض حملات موشکی، پهپادی یا دریایی قرار نخواهند گرفت. همچنین کاهش هزینههای بیمه و رفع محدودیتهای اعمالشده از سوی نیروی دریایی آمریکا نیز ضروری خواهد بود.
توافقی که هنوز دور از دسترس است
دولت ترامپ در هفتههای اخیر بارها اعلام کرده که به توافق نزدیک شده است. حتی در مقاطعی پیشنویس اولیه توافق آماده تلقی میشد. بر اساس این چارچوب، ایران ذخایر اورانیوم غنیشده خود را واگذار میکرد، بخشی از تحریمها به تدریج کاهش مییافت و کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز به صورت مرحلهای از سر گرفته میشد.
اما همزمان درگیریهای نظامی ادامه یافته، حملات جدید میان دو طرف انجام شده و اظهارات متناقض درباره آینده مذاکرات بر ابهامات افزوده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد مهمترین چالش ترامپ نه شکست نظامی یا دیپلماتیک، بلکه دستیابی به توافقی است که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی تاریخی معرفی کند. هرچه مذاکرات طولانیتر میشود، فاصله میان این هدف و واقعیتهای پیچیده منطقه بیشتر آشکار میشود.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :