جنگ ایران چگونه امارات را به اسرائیل نزدیکتر کرد؟

جنگ ایران و آمریکا، امارات متحده عربی را در برابر آزمونی قرار داده که میتواند مسیر آینده سیاست خارجی و امنیتی این کشور را تعیین کند. امارات که طی دو دهه گذشته تلاش کرده با اتکا به توان اقتصادی، مداخلات منطقهای، روابط نزدیک با آمریکا و عادیسازی روابط با اسرائیل جایگاه خود را به سطح یک قدرت میانرده جهانی ارتقا دهد، اکنون با پیامدهای مستقیم جنگ در مرزهای خود روبهرو شده است. حملات موشکی و پهپادی ایران به زیرساختهای امارات، رهبران ابوظبی را نه به سمت عقبنشینی، بلکه به سوی تعمیق همکاری با آمریکا و اسرائیل سوق داده است. با این حال، مجله فارن افرز معتقد است این راهبرد در بلندمدت ممکن است به بهای فاصله گرفتن امارات از همسایگان عرب، افزایش وابستگی به بازیگران خارجی و تضعیف استقلال راهبردی این کشور تمام شود.
جهان صنعت نیوز – امارات سالهاست تلاش میکند از موقعیت خود به عنوان کشوری با نهادهای کارآمد در منطقهای بیثبات برای ارتقای جایگاه بینالمللی خود بهره ببرد. این راهبرد در حوزه امنیتی از طریق استفاده از توان نظامی و منابع مالی برای حمایت از متحدان منطقهای دنبال شده و در حوزه اقتصادی نیز با اتکا به صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای بزرگی ه در پی جذب سرمایه، تجارت و فناوریهای پیشرفته بوده است.
در عرصه دیپلماسی نیز ابوظبی همواره خود را نزدیکترین شریک آمریکا در خلیج فارس معرفی کرده، اما همزمان روابط اقتصادی و فناورانه خود با چین را توسعه داده و به کانالی برای گردش سرمایههای ایرانی و روسی تبدیل شده است. از نگاه تصمیمگیران اماراتی، انجام سرمایهگذاریهای بزرگ راهبردی حتی در صورت ایجاد هزینههای کوتاهمدت برای حفظ امنیت و ثبات کشور در محیطی آکنده از دولتهای شکننده و ساختارهای فرسوده منطقهای ضروری است.
همین منطق پشت بسیاری از سیاستهای بحثبرانگیز امارات از مداخله در سودان و یمن گرفته تا برقراری روابط رسمی با اسرائیل در سال ۲۰۲۰ قرار داشته است. اگرچه این اقدامات با انتقادات منطقهای همراه بوده، اما در مقابل برای ابوظبی سرمایه سیاسی در واشنگتن ایجاد کرده و روابط آن را با قدرتمندترین ارتش خاورمیانه و تنها قدرت هستهای منطقه رسمی ساخته است.
هزینههای سیاست مداخلهگرانه ابوظبی
مجله فارن افرز تأکید میکند که سیاست خارجی فعال امارات همواره با واکنشهای منفی روبهرو بوده است. حمایت ابوظبی از نیروهای پشتیبانی سریع در جنگ داخلی سودان یکی از مهمترین نمونههاست. امارات این سیاست را با هدف مهار نفوذ جریانهای اسلامگرا در ارتش سودان توجیه میکند، اما در عین حال امیدوار است از طریق شکلگیری دولتی همسو در خارطوم، حضور اقتصادی و نظامی خود را در شاخ آفریقا گسترش دهد.
این سیاست با انتقادات گسترده بینالمللی مواجه شده و حتی برخی مقامهای آمریکایی حمایت امارات از این نیروها را پشتیبانی از گروهی متهم به نسلکشی توصیف کردهاند. در یمن نیز تلاش نیروهای مورد حمایت امارات برای تسلط کامل بر جنوب این کشور با واکنش عربستان مواجه شد و ریاض مستقیماً برای حفظ نفوذ خود وارد عمل شد.
در حوزه اقتصادی نیز شرکتهای اماراتی با اتهاماتی مبنی بر کنار زدن فعالیتهای اقتصادی محلی در کشورهای مختلف آفریقایی روبهرو بودهاند. لغو امتیاز بندری شرکت DP World در جیبوتی و ملیسازی کامل آن بندر از مهمترین نمونههای این تنشها به شمار میرود.
با وجود این انتقادات، رهبران امارات معتقدند کشورشان در شرایطی اقدام میکند که دیگران از تصمیمگیری و اقدام قاطع خودداری میکنند. ذخایر مالی عظیم نیز به ابوظبی امکان داده است تا هزینههای سیاسی ناشی از این انتقادات را مدیریت کند و همچنان روابط اقتصادی خود را با شرکای مختلف حفظ کند.
جنگ ایران؛ فروپاشی فرضیه امنیت از راه دور
به اعتقاد مجله فارن افرز، جنگ با ایران مهمترین فرض بنیادین راهبرد امارات را زیر سؤال برده است؛ این فرض که ابوظبی میتواند بحرانهای منطقه را در خارج از مرزهای خود مدیریت کند بدون آنکه مستقیماً در معرض پیامدهای آن قرار گیرد.
پیش از جنگ، رهبران امارات تصور میکردند بازدارندگی آمریکا و نقش اقتصادی دبی به عنوان یکی از مسیرهای تنفس اقتصاد ایران، مانع از تبدیل شدن امارات به هدف مستقیم تهران خواهد شد. اما در عمل بخش عمدهای از بیش از شش هزار حمله پهپادی و موشکی ایران به کشورهای عربی خلیج فارس متوجه امارات شد و زیرساختهای تجاری، فرودگاهها، مراکز داده و تأسیسات مختلف این کشور را هدف قرار داد.
اگرچه سامانههای دفاعی آمریکایی و تجهیزات دریافتی از اسرائیل توانستند تلفات انسانی را محدود کنند، اما تصویر امارات به عنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران و گردشگران آسیب دید. بسته شدن تنگه هرمز نیز بنادر این کشور را با اختلال مواجه کرد و صنعت گردشگری را تحت فشار قرار داد.
نزدیکی بیشتر به اسرائیل و فاصله از همسایگان عرب
واکنش امارات به جنگ، تغییر مسیر راهبردی نبوده بلکه تشدید همان سیاستهای پیشین است. رهبران امارات پس از جنگ انتقادهای خود از کشورهای عربی را افزایش دادهاند و آنها را به دلیل واکنش ضعیف در برابر ایران مورد سرزنش قرار دادهاند.
در این میان شکاف میان امارات و عربستان بیش از گذشته آشکار شده است. دو کشور اگرچه هر دو خواهان همکاری منطقهای هستند، اما در مورد نحوه مواجهه با ایران اختلاف بنیادین دارند. ابوظبی بر مهار ایران از طریق فشار و بازدارندگی نظامی تأکید دارد، در حالی که ریاض همچنان راهحل دیپلماتیک و توافق مذاکرهشده را ترجیح میدهد. خروج امارات از اوپک نیز نشانهای از افزایش فاصله سیاسی میان ابوظبی و ریاض محسوب میشود.
در مقابل، روابط امارات و اسرائیل بیش از هر زمان دیگری تقویت شده است. انتقال تجهیزات دفاعی اسرائیل به امارات و همکاریهای امنیتی ناشی از جنگ باعث شده این رابطه از یک ابزار سیاسی برای کسب نفوذ در واشنگتن به یکی از ارکان اصلی راهبرد امنیتی امارات تبدیل شود. نگرانی از کاهش احتمالی حضور آمریکا در خاورمیانه نیز این وابستگی را تشدید کرده است.
استقلال راهبردی یا وابستگی بیشتر؟
فارن افرز استدلال میکند که راهبرد کنونی امارات ممکن است در کوتاهمدت امنیت بیشتری برای این کشور فراهم کند، اما در بلندمدت مخاطرات قابل توجهی به همراه دارد. نزدیکی بیش از حد به اسرائیل و آمریکا، همزمان با افزایش فاصله از عربستان و دیگر کشورهای عربی، میتواند نفوذ منطقهای امارات را تضعیف کند.
از سوی دیگر، ادامه نااطمینانیهای ناشی از جنگ، مدل اقتصادی امارات را نیز تهدید میکند. جذب سرمایه، نخبگان و صنایع پیشرفته در شرایطی که خطر حملات مجدد ایران وجود داشته باشد، دشوارتر خواهد شد. در چنین شرایطی احتمال دارد ابوظبی بیش از گذشته به دنبال گسترش نفوذ اقتصادی در آفریقا و کنترل منابع، زنجیرههای تأمین و زیرساختهای راهبردی برود؛ مسیری که خود میتواند واکنشهای سیاسی و بینالمللی تازهای ایجاد کند.
آینده امارات تا حد زیادی به سرنوشت روابط ایران و آمریکا وابسته است. اگر جنگ از سر گرفته شود، احتمال همسویی آشکارتر امارات با اسرائیل وجود دارد. اگر توافقی پایدار میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد، ابوظبی ممکن است بار دیگر به سمت همکاری بیشتر با کشورهای عربی و سرمایهگذاری در ایران حرکت کند. اما تا زمانی که منطقه در وضعیت میان جنگ و صلح قرار دارد، امارات به احتمال زیاد بر تعمیق روابط امنیتی با اسرائیل و جلب حمایت آمریکا تمرکز خواهد کرد؛ راهبردی که ممکن است در نهایت به جای افزایش استقلال راهبردی، وابستگی این کشور به تصمیمات واشنگتن و تلآویو را افزایش دهد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :