آیا ایرانی‌ها واقعاً از حمله آمریکا استقبال کردند؟

مداخله‌های نظامی آمریکا در دهه‌های اخیر معمولاً با استدلال‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی توجیه شده‌اند، اما همزمان رؤسای جمهور آمریکا بارها ادعا کرده‌اند که مردم کشورهای هدف نیز خواهان این مداخلات هستند. فارن افرز در گزارشی با تمرکز بر جنگ ایران و آمریکا استدلال می‌کند که میان ادعای کمک به مردم و وجود واقعی رضایت عمومی در کشور هدف فاصله قابل توجهی وجود دارد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد رضایت مردم محلی نه‌تنها از منظر اخلاقی، بلکه از منظر سیاسی نیز برای افکار عمومی آمریکا اهمیت دارد و نادیده گرفتن آن می‌تواند حمایت داخلی از جنگ را تضعیف کند.

جهان صنعت نیوز در سال گذشته همزمان با اعتراضات در ایران، دونالد ترامپ اعلام کرد که کمک در راه است. چند هفته بعد عملیات نظامی آمریکا علیه ایران آغاز شد. یکی از مهم‌ترین استدلال‌های ترامپ این بود که حمله آمریکا فرصتی در اختیار ایرانیان قرار می‌دهد تا حکومت خود را سرنگون کنند و نظام سیاسی دیگری را جایگزین آن سازند. او در پیام خود خطاب به مردم ایران، آغاز جنگ را ساعت آزادی توصیف کرد و از ایرانیان خواست پس از پایان عملیات کنترل کشور را در دست بگیرند.

در پس این اظهارات، یک فرض اساسی وجود داشت؛ اینکه مردم ایران خواهان مداخله نظامی آمریکا هستند. اگرچه برخی چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور از جمله رضا پهلوی چنین برداشتی را تأیید می‌کردند، اما دیدگاه بخش گسترده جامعه ایران درباره حمله نظامی آمریکا و اسرائیل روشن نبود. به باور مجله فارن افرز، مخالفت با حکومت لزوماً به معنای استقبال از بمباران خارجی نیست.

این نخستین بار نیز نبود که یک رئیس‌جمهور آمریکایی چنین ادعایی را مطرح می‌کرد. دولت‌های آمریکا در کنار اهداف راهبردی نظیر دفاع از امنیت ملی، حمایت از متحدان یا نابودی برنامه‌های تسلیحاتی، همواره تلاش کرده‌اند مداخله نظامی را خواست مردم محلی جلوه دهند. نمونه مشهور آن اظهارات دیک چنی در آستانه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود که پیش‌بینی می‌کرد نیروهای آمریکایی به عنوان آزادکننده مورد استقبال عراقی‌ها قرار خواهند گرفت.

رضایت مردم محلی؛ یک عامل تعیین‌کننده در حمایت آمریکایی‌ها از جنگ

فارن افرز با استناد به پژوهشی نشان می‌دهد افکار عمومی آمریکا به موضوع رضایت مردم محلی اهمیت قابل توجهی می‌دهد. در این پژوهش که در سال ۲۰۲۳ و با مشارکت ۳۳۶۰ شهروند آمریکایی انجام شد، از پاسخ‌دهندگان خواسته شد درباره سناریوهای فرضی مداخله نظامی آمریکا در یک کشور خیالی قضاوت کنند.

نتایج نشان داد زمانی که تقریباً همه اعضای یک اقلیت تحت آزار از مداخله نظامی حمایت می‌کردند، میزان حمایت آمریکایی‌ها از عملیات نظامی ۱۹ واحد درصد بیشتر از حالتی بود که مداخله تقریباً هیچ پشتوانه محلی نداشت. اهمیت این عامل تقریباً هم‌تراز با تفاوت میان یک عملیات با احتمال موفقیت ۹۵ درصدی و عملیاتی با احتمال موفقیت ۵۰ درصدی بود.

همچنین میزان تلفات غیرنظامیان نیز تأثیر قابل توجهی بر حمایت عمومی داشت. در سناریوهایی که هیچ تلفات غیرنظامی پیش‌بینی نمی‌شد، حمایت از عملیات نظامی بیش از ۲۰ واحد درصد بالاتر از سناریوهایی بود که هزاران قربانی غیرنظامی در آنها پیش‌بینی شده بود.

به اعتقاد فارن افرز، این یافته‌ها نشان می‌دهد رضایت مردم محلی صرفاً یک شاخص برای سنجش احتمال موفقیت عملیات نیست. حتی زمانی که احتمال موفقیت و هزینه‌های انسانی از پیش مشخص شده بود، پاسخ‌دهندگان همچنان به مسئله رضایت اهمیت می‌دادند. این موضوع نشان می‌دهد که برای بسیاری از آمریکایی‌ها، رضایت مردم محلی یک اصل اخلاقی محسوب می‌شود.

از کوزوو تا عراق؛ تجربه‌های متفاوت مداخلات نظامی

فارن افرز برای تأیید این استدلال به نمونه‌های تاریخی نیز اشاره می‌کند. در سال ۱۹۹۹ و پیش از آغاز عملیات ناتو در صربستان برای حمایت از آلبانیایی‌های کوزوو، فضای عمومی در کوزوو به شدت حامی آمریکا و ناتو بود. در همان مقطع، حدود ۶۰ درصد آمریکایی‌ها از عملیات نظامی حمایت می‌کردند و حفاظت از غیرنظامیان را یکی از مهم‌ترین دلایل مداخله می‌دانستند.

در مقابل، در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ اطلاعات معتبری درباره دیدگاه واقعی عراقی‌ها وجود نداشت. با این حال دولت جورج بوش با اطمینان از استقبال مردم عراق از نیروهای آمریکایی سخن می‌گفت. در آن زمان بخش بزرگی از افکار عمومی آمریکا نیز ادعاهای دولت درباره تسلیحات کشتار جمعی و ارتباط عراق با القاعده را پذیرفته بود. به همین دلیل، احتمالاً ادعای استقبال عراقی‌ها از حمله آمریکا نیز برای بسیاری از شهروندان باورپذیر بود.

مشکل اصلی؛ چگونه می‌توان رضایت واقعی را سنجید؟

دولت‌هایی که بدون شواهد کافی از رضایت مردم محلی سخن می‌گویند، در صورت آشکار شدن نادرستی این ادعاها با خطر از دست دادن حمایت داخلی مواجه خواهند شد. از این رو، بار اثبات رضایت بر عهده سیاستگذاران است.

در برخی موارد تشخیص افکار عمومی ساده است. برای مثال در کانادا و گرینلند نظرسنجی‌های معتبر نشان داده‌اند که اکثریت قاطع مردم با الحاق به آمریکا مخالف هستند. همین موضوع باعث شده ادعاهای ترامپ درباره استقبال این جوامع از پیوستن به آمریکا برای بسیاری از آمریکایی‌ها قانع‌کننده نباشد.

اما در بسیاری از کشورها، دسترسی به افکار عمومی واقعی بسیار دشوار است. ایران نمونه‌ای از چنین وضعیتی است. اگرچه اعتراضات نشان‌دهنده مخالفت بخشی از جامعه با حکومت بود، اما این مسئله به معنای حمایت از تغییر حکومت از طریق حمله نظامی خارجی نیست.

همچنین نمی‌توان دیدگاه ایرانیان خارج از کشور را نماینده دیدگاه شهروندانی دانست که مستقیماً پیامدهای جنگ را تحمل می‌کنند. حتی در میان ایرانیان آمریکایی نیز در هفته نخست جنگ، نظرسنجی‌ها از شکاف تقریباً برابر میان موافقان و مخالفان مداخله آمریکا و اسرائیل حکایت داشت.

رضایت؛ یک الزام اخلاقی و سیاسی

مجله فارن افرز در پایان استدلال می‌کند که تنها در شرایطی استثنایی، نظیر وقوع نسل‌کشی یا جنایت‌های گسترده علیه بشریت، می‌توان بدون احراز دقیق رضایت مردم محلی دست به مداخله نظامی زد. در سایر موارد، دولت آمریکا باید پیش از اقدام نظامی تلاش کند از طریق نهادهای مدنی معتبر، سازمان‌های بین‌المللی و دیگر کانال‌های قابل اعتماد، دیدگاه واقعی مردم محلی را شناسایی کند.

نادیده گرفتن خواست مردم کشور هدف تنها یک خطای اخلاقی نیست، بلکه می‌تواند پیامدهای سیاسی مهمی نیز در داخل آمریکا داشته باشد. شهروندان آمریکایی نسبت به خواست مردم کشورهایی که قرار است آزاد شوند بی‌تفاوت نیستند و سیاستمدارانی که بدون شواهد کافی از رضایت عمومی سخن می‌گویند، در نهایت ممکن است حمایت داخلی از جنگ را نیز از دست بدهند.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 591552
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *