توافقی که صلح نمیآورد؛ چرا خطر جنگ ایران و آمریکا هنوز تمام نشده است؟

توافق جدید میان آمریکا و ایران که قرار است به صورت یک تفاهمنامه در ژنو امضا شود، اگرچه میتواند به جنگ نزدیک به چهار ماهه دو کشور و بازگشایی تنگه هرمز پایان دهد، اما از نگاه اکونومیست این توافق راهحل نهایی بحران نیست. این توافق در واقع چارچوبی برای ادامه مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران است و بسیاری از اختلافات اصلی میان دو طرف را حل نمیکند. به همین دلیل، خطر بازگشت تنشها همچنان پابرجاست و سرنوشت صلح به موفقیت مذاکرات جامعتری وابسته خواهد بود که در ماههای آینده انجام میشود.
جهان صنعت نیوز – پس از ماهها گمانهزنی و دهها بار اعلام قریبالوقوع بودن توافق از سوی دونالد ترامپ، سرانجام آمریکا و ایران از دستیابی به توافقی خبر دادهاند که به گفته دو طرف میتواند به جنگ نزدیک به چهار ماهه میان آنها پایان دهد و زمینه بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند. توافقی که از آن به عنوان یک تفاهمنامه یاد میشود و قرار است روز جمعه در ژنو به امضا برسد.
این توافق میتواند تا حدی از فشار وارد شده بر منطقه و بازارهای جهانی انرژی بکاهد، اما به باور اکونومیست نباید آن را پایان مناقشهای دانست که ریشههای آن همچنان پابرجاست. بسیاری از مسائل بنیادینی که زمینهساز درگیری میان ایران و آمریکا شدند، در این توافق حل نشدهاند و همین موضوع آینده آن را با ابهام مواجه میکند.
جزئیات رسمی تفاهمنامه هنوز منتشر نشده و احتمالاً تا زمان امضای نهایی محرمانه باقی خواهد ماند. در این فاصله هر دو طرف تلاش خواهند کرد روایت مطلوب خود را از توافق ارائه دهند. با این حال، گزارشهای منتشرشده در هفتههای اخیر و اظهارات برخی دیپلماتهای آگاه از روند مذاکرات نشان میدهد خطوط کلی توافق تا حد زیادی مشخص شده است.
توافقی برای ادامه مذاکرات
مهمترین بخش تفاهمنامه، تعهد دو طرف به رفع محاصره تنگه هرمز و بازگشایی آن ظرف ۳۰ روز آینده است. اما فراتر از این موضوع، توافق فعلی بیش از آنکه یک راهحل نهایی باشد، چارچوبی برای آغاز دور تازهای از مذاکرات محسوب میشود.
بر اساس این تفاهمنامه، ایران و آمریکا وارد یک دوره ۶۰ روزه مذاکره خواهند شد تا درباره توافقی جامعتر پیرامون برنامه هستهای ایران گفتوگو کنند. به عبارت دیگر، آنچه امروز به عنوان توافق اعلام شده، در واقع توافقی برای ادامه مذاکره درباره توافق اصلی است.
در این میان مهمترین دغدغه آمریکا سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خواهد بود. ایران در حال حاضر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی و نزدیک به ۹ هزار کیلوگرم اورانیوم با غنای پایینتر در اختیار دارد. دولت ترامپ طی ماههای گذشته خواهان تحویل این ذخایر به آمریکا بود، اما ایران با این درخواست مخالفت کرد و در مقابل پیشنهاد داد سطح غنیسازی این مواد کاهش یابد.
به نظر میرسد واشنگتن در این زمینه تا حدی از مواضع قبلی خود عقبنشینی کرده است. قرار است آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مذاکرات آتی مشارکت داشته باشد و درباره نحوه مدیریت این ذخایر مشاوره دهد. انتقال اورانیوم به یک کشور ثالث نیز به عنوان یکی از گزینههای احتمالی مطرح شده است.
کاهش محدود تحریمها و ابهام درباره سایر پروندهها
در مقابل، آمریکا متعهد شده است همزمان با امضای تفاهمنامه بخشی از تحریمها را به صورت موقت کاهش دهد. این اقدامات میتواند شامل صدور مجوز صادرات نفت ایران و آزادسازی تدریجی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران باشد که ارزش آنها تا ۲۴ میلیارد دلار برآورد میشود.
تفاهمنامه همچنین قرار است به جنگ میان اسرائیل و حزبالله لبنان نیز پایان دهد، اما گزارشها حاکی از آن است که مفاد مربوط به این بخش مبهم هستند. هنوز مشخص نیست آیا توافق شامل الزام اسرائیل به خروج از مناطق تحت کنترل خود در جنوب لبنان خواهد شد یا خیر.
در روند دستیابی به توافق، قطر نقش مهمی در میانجیگری میان تهران و واشنگتن ایفا کرده است. دیپلماتهای قطری طی هفتههای اخیر رفتوآمدهای متعددی میان دو کشور داشتهاند و به طور نزدیک با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و مسئول اصلی مذاکرات، همکاری کردهاند.
انتشار خبر توافق واکنش فوری بازارهای جهانی را نیز به همراه داشت. قیمت نفت برنت در معاملات صبح دوشنبه بیش از پنج درصد کاهش یافت و به حدود ۸۳ دلار در هر بشکه رسید. با این حال، این قیمت همچنان حدود ۲۰ دلار بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ قرار دارد.
بازگشت بازار انرژی به شرایط عادی زمانبر خواهد بود
اگرچه توافق میتواند مسیر صادرات نفت را باز کند، اما بازگشت کامل بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. دهها نفتکش حامل نفت خام ماههاست که در منطقه متوقف شدهاند و حجم بزرگی از نفت تولیدکنندگان خلیج فارس نیز در مخازن ذخیره شده و در انتظار بازگشایی تنگه هرمز است.
با این وجود، کارشناسان معتقدند عادی شدن کامل تردد دریایی و تجارت نفت ممکن است ماهها طول بکشد؛ بهویژه اگر مذاکرات درباره توافق نهایی با مشکل مواجه شود. دستیابی به یک توافق جامع در بازه زمانی ۶۰ روزه هدفی بلندپروازانه به نظر میرسد، زیرا مسئله اورانیوم غنیشده تنها یکی از موضوعات مورد اختلاف است.
آمریکا خواهان محدودیتهای گستردهتر بر برنامه هستهای ایران خواهد بود و ایران نیز در مقابل رفع تحریمهای بیشتری را مطالبه خواهد کرد. در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که توافق موقت فعلی به یک وضعیت میانمدت و طولانیتر تبدیل شود، بدون آنکه اختلافات اصلی حل شوند.
هیچ طرفی پیروز قطعی نیست
از نگاه اکونومیست، اگر جنگ در همین نقطه پایان یابد، هیچیک از طرفها را نمیتوان پیروز مطلق آن دانست. دونالد ترامپ در آغاز جنگ از مردم ایران خواسته بود برای آزادی خود آماده شوند، اما اکنون با همان حکومتی به توافق رسیده که پیشتر به دنبال تغییر آن بود.
همین موضوع میتواند توافق را در داخل آمریکا با مخالفتهای سیاسی مواجه کند. برخی چهرههای جمهوریخواه از جمله لیندزی گراهام خواستار بررسی توافق در کنگره شدهاند و انتقادهای خود را متوجه جیدی ونس به عنوان معمار اصلی تفاهمنامه کردهاند.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز به بسیاری از اهداف اعلامی خود نرسیده است. تلآویو همواره تأکید داشت هرگونه توافق باید علاوه بر برنامه هستهای، برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از گروههای منطقهای را نیز شامل شود؛ موضوعاتی که به نظر نمیرسد در توافق نهایی جایگاه مهمی داشته باشند.
اگرچه برنامه موشکی ایران آسیب دیده است، اما ایران همچنان توانایی شلیک موشک به سمت اسرائیل را حفظ کرده و حمایت از حزبالله نیز ادامه دارد. افزون بر این، جنگ موجب بروز تنشهایی میان اسرائیل و مهمترین متحد خود یعنی آمریکا شده است. در ماههای اخیر حتی ترامپ نیز بارها از عملکرد بنیامین نتانیاهو ابراز نارضایتی کرده است.
صلحی شکننده با آیندهای نامطمئن
در ایران نیز احتمالاً توافق را به عنوان نشانهای از موفقیت خود معرفی خواهد کرد؛ موفقیتی که از نگاه مقامهای ایرانی در مقاومت برابر دو دشمن قدرتمند و حفظ ساختار سیاسی کشور متجلی شده است. اما اکونومیست معتقد است جامعه ایران بیش از آنکه احساس پیروزی داشته باشد، از دو جنگ پیاپی و بحران اقتصادی فرسوده شده است.
اقتصاد ایران با تورم بسیار بالا، کاهش ارزش پول ملی و آسیبهای گسترده ناشی از جنگ روبهروست. بر اساس یکی از برآوردهای رسمی، حملات اسرائیل به بخش صنعت ایران موجب از بین رفتن بیش از یک میلیون شغل شده است. در چنین شرایطی، اگر توافق نهایی نتواند چشمانداز روشنی برای پایان دائمی درگیریها و بهبود اقتصادی ایجاد کند، دستاورد ایران نیز چندان پایدار نخواهد بود.
به باور اکونومیست، دو عامل اصلی زمینهساز جنگ بودند؛ نخست شکست مذاکرات هستهای در دورههای پیشین و دوم اعتراضات در زمستان گذشته و در پی تورم بالا و سقوط ارزش پول ملی شکل گرفتند. تفاهمنامه جدید هیچیک از این دو مسئله را حل نمیکند. نه مناقشه هستهای پایان یافته و نه کاهش محدود تحریمها برای خروج اقتصاد ایران از بحران عمیق فعلی کافی است.
به همین دلیل، مهمترین خطر پیش روی توافق آن است که به جای پایان جنگ، صرفاً وقفهای موقت در آن باشد. آمریکا نمیتواند با تداوم برنامه هستهای ایران کنار بیاید و ایران نیز بدون رفع گسترده محدودیتهای اقتصادی قادر به حل بحرانهای داخلی خود نیست. اگر دو طرف در ماههای آینده به توافقی جامع دست پیدا نکنند، ممکن است بار دیگر به این نتیجه برسند که از مسیر تقابل نظامی امتیاز بیشتری به دست خواهند آورد؛ سناریویی که میتواند آتش جنگ را دوباره شعلهور کند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :