فارن پالیسی: ترامپ و نتانیاهو ایران را دوباره قدرتمند کردند

جنگ اخیر علیه ایران، از نگاه فارن پالیسی، نهتنها به تقویت موقعیت آمریکا و اسرائیل منجر نشد، بلکه جایگاه راهبردی هر دو را برای سالهای آینده تضعیف کرد. در این روایت، ایران با وجود ضعفهای پیشین و خسارتهای جنگ، اکنون اهرمی قدرتمند کنترل تنگه هرمز در اختیار دارد. تفاهمنامه اخیر نیز نه نشانه پیروزی واشنگتن، بلکه سند عقبنشینی آن است؛ توافقی که میتواند به ایران امکان دهد بخشی از منابع مالی، صادرات نفت و وزن ژئوپلیتیکی خود را بازیابی کند.
جهان صنعت نیوز، فارن پالیسی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را یک شکست ژئوپلیتیکی برای واشنگتن و تلآویو میداند. این جنگ نهتنها موقعیت برتر این دو کشور را که چند ماه پیش در اختیار داشتند از بین برد، بلکه روندی تازه در توازن قدرت جهانی ایجاد کرد؛ روندی که میتواند آمریکا و اسرائیل را در ماهها و سالهای آینده ضعیفتر کند.
دونالد ترامپ پس از جنگ چهرهای تضعیفشده در داخل و خارج آمریکا معرفی شده است. تهدیدهای او دیگر مانند گذشته اثر بازدارنده ندارد و تصویر قدرت آمریکا در خاورمیانه، اروپا و شرق آسیا آسیب دیده است. تفاهمنامه اخیر بیش از آنکه دستاوردی برای واشنگتن باشد، نوعی عقبنشینی است؛ زیرا ایران در برابر امضای تفاهمنامه، پذیرش مذاکرات ۶۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز، امتیازهای مالی و نفتی مهمی دریافت میکند.
بر اساس متن تفاهمنامه، این امتیازها میتواند شامل آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران و معافیتهای فوری برای صادرات نفت خام، فرآوردههای نفتی، خدمات بانکی، بیمه و حملونقل باشد. از نگاه فارن پالیسی، آمریکا در ازای هزینههای سنگین جنگ، تلفات انسانی، آسیب به اقتصاد داخلی، کاهش ذخایر تسلیحاتی و تضعیف موقعیت خود نزد متحدان، دستاورد مشخصی به دست نیاورده است.
ایران از انزوا به اهرمسازی رسید
نکته محوری آن است که ایران، با وجود ضعف اقتصادی و فشارهای شدید پیش از جنگ، پس از درگیری اخیر به بازیگری مهمتر تبدیل شده است. جمهوری اسلامی که طی دههها مشروعیت خود را بر پایه ذهنیت تقابل با دشمنان خارجی ساخته بود، اکنون میتواند ادعا کند در برابر قدرتهای منطقهای و جهانی ایستاده است.
مهمترین ابزار جدید ایران، تنگه هرمز است. تهران اکنون قدرت این آبراه را بهتر از گذشته درک کرده و میتواند از آن برای بازکردن گرههای ساختار تحریمی استفاده کند. کنترل تنگه هرمز به ایران اهرمی داده که هم بر منطقه و هم بر اقتصاد جهانی اثر میگذارد.
ترامپ با نادیده گرفتن هشدارهای اطلاعاتی درباره احتمال اقدام ایران در تنگه هرمز، وارد جنگی شد که تصور میکرد از طریق حملات هوایی میتواند به تغییر رفتار یا حتی تغییر رژیم منجر شود. اما نتیجه معکوس شد و اکنون آمریکا برای پایان دادن به جنگ ناچار به پذیرش تفاهمی شده که برتری ایران را افزایش میدهد.
عقبنشینی آمریکا و نگرانی متحدان
متحدان اروپایی آمریکا نیز هرچند میدانند تفاهمنامه به سود ایران است، اما از آن حمایت کردهاند؛ زیرا آن را تنها راه پایان دادن به جنگی میدانند که از ابتدا با آن موافق نبودند. در این میان، آسیبپذیری اقتصاد جهانی و نگرانی از اختلال در بازارها به یکی از عوامل اصلی حمایت از تفاهمنامه تبدیل شده است.
فارن پالیسی همچنین بر ضعف شخصی ترامپ تأکید دارد و معتقد است ایران و دیگر بازیگران جهانی اکنون بهتر میدانند چگونه از نگرانی او نسبت به سقوط بازارها استفاده کنند. از این منظر، ترس ترامپ از بحران اقتصادی به نقطه ضعف اصلی او تبدیل شده است؛ ضعفی که چین پیشتر در جنگ تعرفهای از آن بهره برده و اکنون ممکن است در پرونده تایوان نیز آن را آزمایش کند.
مقایسه تفاهمنامه کنونی با توافق هستهای ۲۰۱۵ که ترامپ پیشتر آن را بدترین توافق تاریخ میخواند، محدودیتها و نظارتهای بسیار سختگیرانهتری بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد. اما در تفاهمنامه جدید، حتی احتمال رقیقسازی ذخایر غنیشده ایران در داخل کشور مطرح شده و نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی هنوز قطعی نشده است.
شکست راهبردی اسرائیل
از نگاه فارن پالیسی اسرائیل نیز بازنده است؛ اسرائیل پیش از آغاز جنگ اخیر توانسته بود موقعیت خود را در برابر ایران و نیروهای همسو با آن تقویت کند. حمله به تأسیسات هستهای، موشکی و دفاعی ایران، ضربه به حزبالله و ترور برخی چهرههای مهم، بخشی از این روند بود. اما بنیامین نتانیاهو با آغاز جنگی فراتر از ظرفیت راهبردی اسرائیل، هم دشمن اصلی خود یعنی ایران را دوباره تقویت کرد و هم شکافی جدی در روابط با آمریکا به وجود آورد. این شکاف در حالی شکل گرفته که حمایت آمریکا مهمترین ستون امنیتی اسرائیل محسوب میشود.
تفاهمنامه اخیر بدون حضور اسرائیل امضا شده؛ در حالی که اسرائیل در آغاز جنگ هماهنگی نزدیکی با واشنگتن داشت. افزون بر این، در تفاهمنامه بر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، تأکید شده است. این مسئله برای اسرائیل و جریانهای تندرو در کابینه نتانیاهو قابل پذیرش نیست و میتواند اختلاف با واشنگتن را عمیقتر کند.
فرسایش حمایت سیاسی از اسرائیل
اسرائیل پیش از این نیز به دلیل جنگ غزه بخشی از حمایت دموکراتها را از دست داده بود، اما اکنون با ریزش حمایت در میان جریان راست آمریکا نیز روبهروست. بخشی از پایگاه سیاسی ترامپ معتقد است نتانیاهو او را به جنگی پرهزینه در خاورمیانه کشانده و وعدههای انتخاباتی او را تضعیف کرده است.
حمایت سنتی از اسرائیل که زمانی در هر دو حزب آمریکا کموبیش بدیهی بود، اکنون در حال تبدیل شدن به یک هزینه سیاسی است. این تحول میتواند برای اسرائیل بسیار خطرناک باشد؛ زیرا به معنای فرسایش مهمترین پشتوانه بینالمللی آن است.
فارن پالیسی نتیجه میگیرد که ترامپ، مانند بسیاری از رؤسایجمهور پیش از خود، با محدودیتهای قدرت نظامی روبهرو شده است. ایران اکنون میتواند ادعا کند دست بالا را دارد و تهدیدهای تازه ترامپ دیگر مانند گذشته اثرگذار نیست. وقتی آمریکا در مهمترین لحظه از ورود به نبرد تنگه هرمز پرهیز کرده، تهدید به اقدام نظامی در آینده دیگر برای ایران چندان ترسآور نخواهد بود.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :