راز بقای دلار؛ قدرت واقعی در دست «سینودلارها»

در حالی که تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و افزایش نقش چین در تجارت انرژی بار دیگر بحث جایگزینی «پترودلار» با «پترویوان» را مطرح کرده است، بررسی سازوکارهای مالی جهانی نشان میدهد که هنوز فاصله قابل توجهی میان گسترش استفاده از یوان در تجارت و تبدیل آن به یک ارز ذخیره جهانی وجود دارد. استدلال اصلی این است که قدرت تاریخی پترودلار نه از استفاده دلار در خرید نفت، بلکه از بازگشت و سرمایهگذاری مجدد درآمدهای نفتی دلاری در نظام مالی بینالمللی ناشی میشد. در مقابل، آنچه امروز نقش تعیینکنندهتری در اقتصاد جهانی دارد نه «پترویوان»، بلکه حجم عظیم دلارهایی است که از مازاد تجاری کشورهای شرق آسیا، بهویژه چین، ایجاد و دوباره وارد بازارهای مالی جهان میشود؛ پدیدهای که از آن با عنوان «سینودلار» یاد میشود.
جهان صنعت نیوز – جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تلاش چین برای افزایش استفاده از یوان در تجارت بینالمللی، بار دیگر موضوع جایگزینی دلار در معاملات نفتی را به کانون توجه بازگردانده است. از نگاه بسیاری از ناظران، اگر صادرکنندگان نفت به جای دلار از یوان استفاده کنند، ممکن است توازن قدرت اقتصادی و مالی جهان دستخوش تغییر شود.
چین طی سالهای اخیر زیرساختهای لازم برای انجام مبادلات بینالمللی با ارز خود را توسعه داده است. ایجاد سامانه پرداخت بینالمللی اختصاصی، گسترش استفاده از یوان در تجارت خارجی و همکاری با کشورهایی مانند روسیه و ایران، همگی بخشی از این راهبرد محسوب میشوند. روسیه به دلیل تحریمهای غرب و ایران به دلیل تقابل سیاسی با آمریکا، انگیزه بالایی برای کاهش وابستگی به دلار دارند و همین موضوع زمینه افزایش استفاده از یوان در تجارت نفت را فراهم کرده است.
اما پرسش اصلی این است که آیا افزایش استفاده از یوان در معاملات نفتی به معنای شکلگیری یک نظام مالی جدید و تضعیف جایگاه دلار خواهد بود؟
راز قدرت واقعی پترودلار
برای پاسخ به این پرسش باید به ریشههای شکلگیری پترودلار بازگشت. پس از شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ و پایان پیوند دلار با طلا، توافقی میان آمریکا و عربستان سعودی شکل گرفت که بر اساس آن نفت با دلار معامله میشد و در مقابل آمریکا امنیت عربستان را تضمین میکرد.
با این حال، اهمیت واقعی این توافق صرفاً در استفاده از دلار برای خرید نفت نبود. آنچه به پترودلار قدرت بخشید، سرمایهگذاری مجدد درآمدهای نفتی در بازارهای مالی دلاری بود. دلارهایی که از فروش نفت به دست میآمد، دوباره وارد شبکه مالی جهانی میشد و برای تأمین مالی تجارت، سرمایهگذاری، خرید داراییها و اعطای وام مورد استفاده قرار میگرفت. به همین دلیل، پترودلار را نباید صرفاً دلار مورد استفاده در خرید یک بشکه نفت دانست، بلکه باید آن را درآمد نفتی دلاری تلقی کرد که به دنبال محلی برای سرمایهگذاری است.
چرا پترویوان نمیتواند نقش مشابهی ایفا کند؟
شرایطی که پترودلار را به یک نیروی قدرتمند مالی تبدیل کرد، امروز برای یوان وجود ندارد. کشورهایی که نفت خود را به چین میفروشند، معمولاً یوانهای دریافتی را برای خرید کالا و خدمات چینی مصرف میکنند. روسیه بخش مهمی از درآمدهای یوانی خود را صرف واردات کالاهایی مانند تجهیزات و وسایل نقلیه میکند. ایران نیز برای بازسازی اقتصاد خود به واردات گسترده نیاز دارد و ناچار است درآمدهای ارزی خود را هزینه کند.
در مورد کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. این کشورها دیگر مازاد تجاری عظیم دهههای گذشته را ندارند و هر مقدار یوانی که دریافت کنند، به احتمال زیاد صرف خرید کالا و خدمات از چین خواهد شد.
در نتیجه، هرچند استفاده از یوان در تسویه تجاری با سرعت در حال افزایش است، اما شرایط لازم برای شکلگیری یک ذخیره بزرگ و پایدار از یوان در خارج از چین فراهم نیست.
محدودیتهای ساختاری یوان
حتی اگر برخی سرمایهگذاران خارجی موفق به انباشت یوان شوند، مسئله مهم بعدی نحوه استفاده از این منابع است.
اقتصاد چین با مازاد پسانداز داخلی مواجه است و در نتیجه فرصتهای سرمایهگذاری جذاب و گستردهای برای جذب سرمایه خارجی فراهم نیست. نرخ بازده اوراق قرضه پایین است و دسترسی به بازارهای مالی داخلی نیز به دلیل محدودیتهای کنترل سرمایه با دشواری همراه است.
بازار اوراق قرضه برونمرزی یوان نیز اگرچه در سالهای اخیر رشد کرده، اما هنوز از عمق و نقدشوندگی لازم برای ایفای نقش مشابه بازارهای مالی دلاری برخوردار نیست.
به همین دلیل، یوان هنوز نتوانسته بستری مشابه آنچه دلار طی دهههای گذشته در اختیار سرمایهگذاران جهانی قرار داده، فراهم کند.
ظهور «سینودلارها»
معادل مدرن پترودلارهای دهه ۱۹۷۰ نه درآمدهای نفتی، بلکه دلارهایی است که از مازاد تجاری عظیم اقتصادهای صنعتی شرق آسیا ایجاد میشود. کشورهایی مانند چین، کره جنوبی و تایوان سالانه بیش از یک تریلیون دلار مازاد تجاری تولید میکنند. این منابع مالی باید دوباره وارد نظام مالی جهانی شوند و همین فرآیند نقش مهمی در تأمین نقدینگی بینالمللی ایفا میکند.
در میان این کشورها، چین جایگاه ویژهای دارد. مدل رشد اقتصادی این کشور بر حفظ مازاد تجاری گسترده استوار است و همین موضوع باعث شده حجم «سینودلارها» بسیار فراتر از هر حجم قابل تصور از پترویوان باشد.
در واقع، دلارهای حاصل از صادرات چین نه تنها در بازارهای مالی جهان گردش میکنند، بلکه بر قیمت داراییهای مهم جهانی نیز اثر میگذارند. به عنوان نمونه، بخشی از رشد ذخایر طلای چین نتیجه تبدیل همین درآمدهای دلاری به ذخایر طلا بوده است.
معمای ارز ذخیره جهانی
یکی از مهمترین استدلالهای مطرحشده به «معمای تریفین» بازمیگردد؛ نظریهای که بیان میکند کشوری که ارز ذخیره جهانی را عرضه میکند، ناچار است کسری تجاری داشته باشد تا بتواند نقدینگی لازم را در اختیار جهان قرار دهد. ایالات متحده همچنان این نقش را ایفا میکند و با وجود کسری تجاری گسترده، دلار را به عنوان مهمترین دارایی ذخیره جهان حفظ کرده است.
اما چین در نقطه مقابل قرار دارد. این کشور برای حفظ مدل اقتصادی خود به مازاد تجاری عظیم وابسته است و همین موضوع با الزامات عرضه یک ارز ذخیره جهانی در تضاد قرار میگیرد.
از این منظر، تصور اینکه چین بتواند همزمان مازاد تجاری عظیم خود را حفظ کند و در عین حال یوان را به یک ارز ذخیره جهانی تبدیل کند، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
آینده دلار؛ همچنان بدون رقیب جدی
رشد استفاده از یوان در تجارت جهانی واقعیتی انکارناپذیر است و سهم این ارز در تسویه مبادلات تجاری چین به سرعت در حال افزایش است. با این حال، فاصله زیادی میان گسترش استفاده از یک ارز در تجارت و تبدیل آن به ستون اصلی نظام مالی بینالمللی وجود دارد.
مادامی که چین بر حفظ مازاد تجاری و کنترل جریان سرمایه تأکید داشته باشد، شکلگیری یک بازار عمیق جهانی برای یوان با موانع جدی مواجه خواهد بود. در چنین شرایطی، حتی افزایش معاملات نفتی با یوان نیز به تنهایی نمیتواند جایگاه دلار را به چالش بکشد.
بر همین اساس، آنچه امروز نظام مالی جهان را شکل میدهد، نه پترویوان، بلکه «سینودلارها» هستند؛ دلارهایی که از مازاد تجاری عظیم چین و سایر اقتصادهای شرق آسیا سرچشمه میگیرند و همچنان به تقویت جایگاه دلار در اقتصاد جهانی کمک میکنند.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :