اسرائیل، توافق ایران و آمریکا را نابود خواهد کرد؟

برخلاف تصور رایج در اسرائیل، توافق اخیر میان آمریکا و ایران احتمالاً با مخالفت‌های لفظی تل‌آویو فرو نخواهد پاشید. هرچند دولت نتانیاهو این توافق را تهدیدی علیه منافع امنیتی خود می‌داند و از مفاد آن رضایت ندارد، اما اکونومیست بر این باور است که مجموعه‌ای از ملاحظات راهبردی، سیاسی و بین‌المللی می‌تواند اسرائیل را به پذیرش تدریجی واقعیت‌های جدید وادار کند. با این حال، حتی اگر اسرائیل تصمیم بگیرد توافق را تخریب نکند، مسیر صلح همچنان شکننده خواهد بود؛ زیرا بسیاری از ابهام‌های اصلی توافق حل نشده و بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست.

جهان صنعت نیوز – توافق اخیر میان آمریکا و ایران از همان ساعات نخست با واکنش منفی گسترده در اسرائیل روبه‌رو شد. بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران اسرائیلی معتقدند این توافق بخش مهمی از نگرانی‌های امنیتی آنها را نادیده گرفته است. از نگاه منتقدان اسرائیلی، مسئله هسته‌ای ایران همچنان حل نشده، محدودیتی بر برنامه موشکی تهران اعمال نشده، حمایت ایران از نیروهای نیابتی کاهش نیافته و در مقابل، لغو تحریم‌ها و مشوق‌های اقتصادی می‌تواند منابع مالی تازه‌ای در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهد.

در چنین فضایی، بنیامین نتانیاهو نه تنها تمایلی به پایان جنگ نداشت، بلکه قطعاً خواهان پایان آن با چنین شرایطی نیز نبود. به همین دلیل، بسیاری در واشنگتن نگران بودند که اسرائیل تلاش کند توافق را از مسیر خارج کند؛ نگرانی‌ای که با ادامه درگیری میان ارتش اسرائیل و حزب‌الله در لبنان بلافاصله پس از امضای توافق تقویت شد.

چرا اسرائیل انگیزه تخریب توافق را دارد؟

از زمان حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل دامنه عملیات نظامی خود را به سراسر منطقه گسترش داده است. جنگ در غزه، حملات به لبنان، سوریه و ایران باعث شده بخش بزرگی از نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل بیش از گذشته به راهکارهای نظامی باور پیدا کنند. در این نگاه، ایران منشأ اصلی تهدیدهای امنیتی اسرائیل است و دیپلماسی نمی‌تواند این تهدید را از بین ببرد. از همین رو، بسیاری از تصمیم‌گیران اسرائیلی معتقدند فشار نظامی باید ادامه پیدا کند.

افزون بر این، نتانیاهو ممکن است تصور کند دونالد ترامپ توان یا تمایل لازم برای وادار کردن اسرائیل به توقف کامل عملیات نظامی را ندارد. تجربه غزه نیز چنین برداشتی را تقویت می‌کند؛ جایی که دولت آمریکا نتوانست طرح‌های صلح خود را به‌طور کامل اجرا کند یا اسرائیل را به عقب‌نشینی از مناطق اشغالی وادار سازد. از این منظر، اسرائیل امروز نسبت به چند سال قبل احساس قدرت بیشتری می‌کند و ممکن است تصور کند هزینه مخالفت با توافق چندان سنگین نخواهد بود.

چرا اسرائیل در نهایت کنار می‌آید؟

با وجود همه این مخالفت‌ها، اکونومیست معتقد است سه عامل مهم می‌تواند اسرائیل را به پذیرش توافق سوق دهد.

نخستین عامل، وابستگی راهبردی اسرائیل به آمریکا است. هرچند اسرائیل قدرتمندترین نیروی نظامی منطقه محسوب می‌شود، اما نمی‌تواند بدون حمایت واشنگتن عمل کند. انتقادهای اخیر ترامپ از عملکرد اسرائیل در لبنان و هشدارهای جی‌دی ونس به سیاستمداران اسرائیلی نشان داده است که مخالفت آشکار با کاخ سفید می‌تواند هزینه‌های سیاسی قابل توجهی داشته باشد. این مسئله در سال انتخاباتی اسرائیل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ورود به رویارویی مستقیم با آمریکا می‌تواند برای نتانیاهو و سایر رهبران اسرائیل هزینه داخلی سنگینی ایجاد کند؛ هزینه‌ای که بخش بزرگی از جریان سیاسی اسرائیل تمایلی به پرداخت آن ندارد.

دومین دلیل برای خویشتنداری اسرائیل، شکنندگی ذاتی توافق است. از نگاه بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی، شاید اصلاً نیازی به تخریب فعال توافق وجود نداشته باشد؛ زیرا خود توافق ممکن است به دلیل اختلافات داخلی طرفین از هم بپاشد. بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن همچنان عمیق است. تصمیم‌گیری‌های ترامپ غیرقابل پیش‌بینی باقی مانده و در ایران نیز پس از جنگ، رهبری سخت‌گیرتری قدرت را در دست گرفته است. افزون بر این، مهم‌ترین موضوعات توافق از جمله برنامه هسته‌ای ایران و نحوه مدیریت تنگه هرمز با ابهام‌های فراوانی همراه است. در چنین شرایطی، احتمال شکست توافق حتی بدون دخالت اسرائیل نیز قابل توجه به نظر می‌رسد. بنابراین تل‌آویو ممکن است ترجیح دهد به جای تحمل هزینه‌های سیاسی یک اقدام آشکار، منتظر فروپاشی تدریجی توافق بماند.

سومین عامل به نتایج جنگ اخیر بازمی‌گردد. جنگ نتوانست اهداف راهبردی روشنی را برای اسرائیل محقق کند. در نتیجه ممکن است بخشی از رهبران اسرائیلی به این جمع‌بندی برسند که تغییر رژیم در ایران یا نابودی کامل ظرفیت‌های راهبردی آن دست‌کم در کوتاه‌مدت دست‌یافتنی نیست. در چنین شرایطی، اسرائیل ممکن است به مدل قدیمی‌تر جنگ سایه‌ها بازگردد؛ یعنی کاهش حملات آشکار نظامی و تمرکز بر عملیات پنهانی، خرابکاری، حملات سایبری و هدف قرار دادن انتقال تسلیحات به نیروهای نیابتی. بر اساس این سناریو، اسرائیل همچنان رهبران گروه‌های همسو با ایران را هدف قرار خواهد داد، اما احتمالاً از عملیات مستقیم و گسترده در خاک ایران فاصله می‌گیرد. چنین رویکردی امکان حفظ فشار بر تهران را فراهم می‌کند، بدون آنکه کل توافق را به خطر بیندازد. حتی ممکن است واشنگتن و تهران نیز تا زمانی که از مزایای توافق بهره‌مند می‌شوند، نسبت به برخی از این اقدامات واکنش محدودی نشان دهند.

تجربه برجام؛ الگویی برای امروز؟

اکونومیست برای تقویت این استدلال به تجربه برجام اشاره می‌کند. در سال ۲۰۱۵ نیز نتانیاهو به‌شدت با توافق هسته‌ای مخالفت کرد. سخنرانی جنجالی او در کنگره آمریکا و تلاش‌های گسترده لابی‌های حامی اسرائیل نیز نتوانست مانع اجرای توافق شود. در نهایت اسرائیل ناچار شد واقعیت برجام را بپذیرد و تمرکز خود را از پرونده هسته‌ای به فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و حزب‌الله منتقل کند. حتی حملات پنهانی اسرائیل علیه ایران نیز تا سال ۲۰۱۸ و خروج ترامپ از برجام به‌طور محسوسی کاهش یافت.

این تجربه نشان می‌دهد که مخالفت شدید اولیه لزوماً به معنای رویارویی دائمی نیست و اسرائیل در گذشته نیز در برابر توافقی که آن را خطرناک می‌دانست، ناچار به سازگاری شده است.

آرامش یا وقفه‌ای پیش از بحران بعدی؟

با وجود همه این عوامل، آینده توافق همچنان نامطمئن است. نتانیاهو احتمالاً تلاش خواهد کرد دولت ترامپ را دوباره به سمت سیاست‌های تهاجمی‌تر سوق دهد. در عین حال، حتی اگر اسرائیل محدودیت‌های بیشتری بپذیرد، این وضعیت لزوماً به معنای ثبات پایدار نخواهد بود. مشکل اصلی آن است که اختلافات بنیادین میان ایران، آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجاست. موضوع هسته‌ای، برنامه موشکی، نیروهای نیابتی و امنیت منطقه‌ای نه حل شده‌اند و نه حتی چارچوب روشنی برای حل آنها وجود دارد.

به همین دلیل، توافق فعلی بیش از آنکه نقطه پایان یک منازعه باشد، شبیه یک وقفه در میانه بحران است؛ وقفه‌ای که می‌تواند از وقوع یک جنگ فاجعه‌بار جلوگیری کند، اما تضمینی برای جلوگیری از دور بعدی تنش‌ها و درگیری‌ها ارائه نمی‌دهد.

در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو آن است که اسرائیل در نهایت با اکراه با واقعیت توافق کنار بیاید؛ نه به این دلیل که آن را مطلوب می‌داند، بلکه به این دلیل که هزینه مخالفت مستقیم را بیش از منافع آن ارزیابی می‌کند. اما پذیرش توافق لزوماً به معنای صلح پایدار نیست و ممکن است تنها آغاز مرحله‌ای جدید از رقابت و رویارویی غیرمستقیم در منطقه باشد.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 594600
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *