جام جهانی مهاجران؛ تیمهای ملی چقدر ملی هستند؟

جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر دوره دیگری نشان میدهد فوتبال ملی دیگر تنها بر پایه بازیکنانی که در همان کشور متولد شدهاند تعریف نمیشود. افزایش سهم بازیکنان متولد خارج، گسترش نقش دیاسپورا، مهاجرت، آکادمیهای اروپایی و تغییر قواعد فیفا، ترکیب تیمهای ملی را دگرگون کرده است. با این حال، همین جام جهانی که از نظر ترکیب تیمها جهانیتر از همیشه شده، در سطح حضور تماشاگران با محدودیتهای سخت مهاجرتی و ویزایی روبهرو است.
جهان صنعت نیوز – نخستین حضور تیم ملی فوتبال هائیتی در جام جهانی ۱۹۷۴ با ترکیبی کاملاً داخلی رقم خورد. همه ۲۲ بازیکن آن تیم در هائیتی متولد شده بودند و تقریباً همه آنها در باشگاههای داخلی بازی میکردند. اما بیش از نیمقرن بعد، تصویر تیم ملی هائیتی کاملاً تغییر کرده است. در نخستین بازی این تیم برابر اسکاتلند، ۱۶ نفر از ۲۶ بازیکن هائیتی در خارج از این کشور متولد شده بودند و بیشتر آنها در باشگاههای آمریکای شمالی و اروپا بازی میکردند.
این تغییر بازتاب شرایط اجتماعی و سیاسی هائیتی است. بیثباتی اقتصادی، آشفتگی سیاسی و ناامنی گسترده موجب شده بسیاری از شهروندان این کشور مهاجرت کنند و استعدادهای فوتبالی هائیتی در بیرون از مرزها پرورش یابند. پس از ترور رئیسجمهور جوونل موئیز در سال ۲۰۲۱ و گسترش خشونتهای گروههای مسلح، تیم ملی هائیتی حتی نتوانسته مسابقات خانگی خود را در داخل کشور برگزار کند و ناچار شده دیدارهای انتخابی جام جهانی را در کوراسائو انجام دهد و در فلوریدا و نیوجرسی تمرین کند.
تیمهای ملی در عصر دیاسپورا
هائیتی نمونهای استثنایی نیست. جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار میشود، نشان میدهد بسیاری از تیمها اکنون به بازیکنانی وابستهاند که در کشوری غیر از کشور مورد نمایندگی خود متولد شدهاند. این روند از دهه ۱۹۸۰ سرعت گرفته و بازتابی از افزایش مهاجرت، جهانیشدن فوتبال حرفهای و تغییر مفهوم تعلق ملی در ورزش است.
فیفا در سال ۲۰۰۴ قواعد انتخاب بازیکن برای تیمهای ملی را سختتر کرد. این اقدام پس از آن انجام شد که فدراسیون فوتبال قطر برای جذب بازیکنانی بدون پیوند قبلی با کشور، مشوقهای مالی پیشنهاد داده بود. بر اساس قواعد فعلی، بازیکن باید تابعیت دائمی کشور مورد نظر را داشته باشد و اگر این تابعیت از راه تولد به دست نیامده باشد، باید ارتباط مستقیمی از طریق محل تولد، پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ یا دستکم پنج سال اقامت پیوسته با آن کشور وجود داشته باشد.
این قواعد از یک سو مانع طبیعیسازی فرصتطلبانه بازیکنان شده و از سوی دیگر، مسیر مشروعی برای حضور بازیکنان دارای ریشه خانوادگی و مهاجرتی در تیمهای ملی ایجاد کرده است. نتیجه این تغییر را میتوان در ترکیب تیمهای جام جهانی ۲۰۲۶ دید؛ جایی که تیمهای متکی بر دیاسپورا (دیاسپورا یا دور از وطن به معنای پراکندگی و مهاجرت گروههای قومی، ملی یا مذهبی از سرزمین اصلی خود به سایر نقاط جهان است، به طوری که این جوامع همچنان پیوندهای عمیق هویتی، فرهنگی و عاطفی را با وطن خود حفظ میکنند) سهم چشمگیری یافتهاند.
سهم بازیکنان متولد خارج در جام جهانی همیشه وجود داشته، اما اکنون به بالاترین سطح رسیده است. در نخستین دوره جام جهانی در سال ۱۹۳۰، کمی بیش از ۵ درصد بازیکنان برای کشوری غیر از محل تولد خود بازی میکردند. این سهم در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به ۱۶.۵ درصد رسید و در جام جهانی ۲۰۲۶ تا ۲۳.۲ درصد افزایش یافته است. یکی از دلایل اصلی این رشد، افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی به ۴۸ تیم است؛ تغییری که امکان حضور کشورهایی با ترکیبهای فراملی و متکی بر مهاجرت را بیشتر کرده است.
کشورهایی که با نیروی مهاجرت به جام جهانی رسیدند
در میان تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، برخی کشورها بیش از دیگران به بازیکنان متولد خارج وابستهاند. کوراسائو نمونهای روشن از این وضعیت است. این کشور با جمعیتی حدود ۱۵۶ هزار نفر، کوچکترین کشوری است که تاکنون به جام جهانی رسیده و تقریباً تمام بازیکنان تیمش در هلند متولد شدهاند؛ وضعیتی که با میراث چند قرن حکمرانی استعماری هلند بر این جزیره پیوند دارد.
کشورهای دیگری نیز سهم بالایی از بازیکنان متولد خارج دارند. جمهوری دموکراتیک کنگو با ۷۶.۹ درصد، مراکش با ۷۳.۱ درصد، الجزایر با ۶۱.۵ درصد، بوسنی و هرزگوین با ۵۷.۷ درصد و تونس با ۵۷.۷ درصد از جمله تیمهایی هستند که بهشدت به بازیکنان پرورشیافته در خارج از کشور متکیاند. در مقابل، تیمهایی مانند اتریش، برزیل، کلمبیا و آفریقای جنوبی هیچ بازیکن متولد خارجی در ترکیب خود ندارند.
فرانسه در این میان نقش ویژهای دارد. در میان همه ۴۸ تیم حاضر در جام جهانی، ۹۹ بازیکن در فرانسه متولد شدهاند و ۵۴ نفر از آنها زاده منطقه پاریس بزرگ هستند. این آمار جایگاه پاریس را بهعنوان یکی از مهمترین مراکز پرورش استعداد فوتبال در جهان تثبیت میکند. برای مقایسه، لندن بزرگ ۱۴ بازیکن به این دوره از جام جهانی فرستاده است.
در کنار کشورها، برخی آکادمیهای باشگاهی اروپایی نیز به زیرساخت جهانی فوتبال تبدیل شدهاند. بازیکنانی که در آکادمی منچسترسیتی پرورش یافتهاند، برای ۱۰ تیم ملی مختلف بازی میکنند. آکادمیهای منچستریونایتد و آرسنال هرکدام بازیکنانی در هشت تیم ملی دارند، پاریسنژرمن در هفت تیم و بایرنمونیخ در پنج تیم. آژاکس نیز با ۱۷ بازیکن در پنج تیم ملی، بیشترین تعداد فارغالتحصیلان آکادمی را در این جام جهانی دارد.
جام جهانی جهانیتر؛ اما با مرزهای سختتر
با وجود آنکه ترکیب تیمها در جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از همیشه جهانی شده، حضور هواداران با محدودیتهای جدی روبهرو است. آمریکا که میزبان ۷۸ مسابقه و سهچهارم کل بازیهای تورنمنت است، در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ سیاستهای مهاجرتی و مسافرتی سختگیرانهتری اعمال کرده است.
هائیتی و ایران مشمول ممنوعیت کامل سفر به آمریکا هستند و تقریباً همه اتباع آنها از دریافت ویزای مهاجرتی و غیرمهاجرتی محروماند؛ هرچند برای بازیکنان و کارکنان ضروری تیمها استثناهایی در نظر گرفته شده است. سنگال و ساحل عاج نیز در فهرست محدودیتهای جزئی قرار گرفتهاند و صدور ویزای توریستی جدید برای شهروندان آنها متوقف شده است. در نتیجه، هوادارانی که تا اول ژانویه ویزای آمریکا نداشتهاند، اکنون امکان دریافت آن را ندارند.
این محدودیتها پیامدهای گستردهای داشته است. شماری از مقامهای ایرانی از دریافت ویزای آمریکا محروم شدهاند، فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرده امکان تخصیص بلیت برای بازیهای آمریکا به هوادارانش لغو شده، داور سومالیایی عمر آرتان از ورود به آمریکا بازمانده و ایمن حسین، مهاجم عراقی، هنگام ورود به شیکاگو نزدیک به هفت ساعت بازجویی شده است.
نکته مهم آن است که سختترین محدودیتها اغلب متوجه کشورهایی است که تیمهایشان تا حد زیادی بر بازیکنان متولد خارج تکیه دارند. این همپوشانی را نباید تصادفی داشنت؛ زیرا همان بیثباتی و کمبود فرصت که استعدادهای فوتبالی یک کشور را به مهاجرت سوق میدهد، در نگاه سیاستهای مهاجرتی آمریکا، شهروندان همان کشور را به گروههای پرریسک برای ورود تبدیل میکند.
کانادا و مکزیک نیز مانعها را به طور کامل از میان نمیبرند. کانادا برای بسیاری از همین کشورها ویزای بازدیدکننده میخواهد و دریافت آن نیز آسانتر از ویزای آمریکا نیست. مکزیک برای کسانی که ویزای معتبر آمریکا، کانادا، بریتانیا، ژاپن یا شنگن دارند، ویزا نمیخواهد، اما هوادارانی که از ورود به آمریکا محروماند، احتمالاً باید مستقیماً برای ویزای مکزیک اقدام کنند.
این وضعیت با دورههای قبلی جام جهانی تفاوت دارد. روسیه در سال ۲۰۱۸ برای دارندگان بلیت و فنآیدی ورود بدون ویزا را مجاز کرد و قطر نیز در سال ۲۰۲۲ به هواداران اجازه داد در مدت برگزاری مسابقات بدون ویزای سنتی وارد کشور شوند.
در نتیجه، جام جهانی ۲۰۲۶ از نظر ترکیب تیمها جهانیترین دوره تاریخ است، اما سکوهای آن به همان اندازه جهانی نخواهد بود. بسیاری از کشورهایی که با کمک بازیکنان دیاسپورا به جام جهانی رسیدهاند، در عمل نمیتوانند هواداران زیادی از داخل کشور خود به ورزشگاهها بفرستند و بخش مهمی از حمایت آنها از سوی جوامع مهاجر مقیم کشورهای میزبان تأمین خواهد شد.
این تضاد در بازی فرانسه و سنگال در نیوجرسی آشکار بود. فرانسه تیمی دارد که بیشتر بازیکنانش در داخل این کشور متولد شدهاند، اما بسیاری از آنها فرزندان مهاجران هستند. سنگال در مقابل، تیمی دارد که تقریباً نیمی از بازیکنانش در خارج متولد شدهاند و بسیاری از آنها در فرانسه رشد فوتبالی کردهاند. این دو تیم دو چهره متفاوت از یک واقعیت واحد را نشان میدهند: فوتبال ملی امروز محصول کسانی است که ماندهاند، کسانی که رفتهاند و فرزندان هر دو گروه.
تیمهای ملی معمولاً بازتاب تصویر آرمانی یک کشور از خود دانسته میشوند. اما ترکیب تیمهای جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه تصویر آرمانی کشورها باشد، واقعیت امروز آنها را نشان میدهد؛ واقعیتی که با مهاجرت، دیاسپورا، مرزهای سیاسی، فرصتهای نابرابر و شبکه جهانی فوتبال ساخته شده است.
اخبار برگزیدهورزشیلینک کوتاه :