دو مرد، دو راهبرد؛ اختلاف پنهان در دولت ترامپ بر سر ایران و لبنان

هم‌زمان با پیشرفت مذاکرات میان آمریکا و ایران، پرونده لبنان به یکی از مهم‌ترین موضوعات این گفت‌وگوها تبدیل شده است؛ تغییری که باعث شده دولت آمریکا به‌طور هم‌زمان از دو مسیر متفاوت برای حل یک بحران استفاده کند. از یک سو، معاون رئیس‌جمهور آمریکا مذاکرات با ایران را با هدف مهار حزب‌الله و پایان درگیری‌های منطقه‌ای پیش می‌برد و از سوی دیگر، وزیر خارجه آمریکا از طریق مذاکره مستقیم میان اسرائیل و دولت لبنان تلاش می‌کند زمینه تقویت دولت لبنان و عقب‌نشینی اسرائیل را فراهم کند. اگرچه کاخ سفید تأکید دارد این دو مسیر مکمل یکدیگر هستند، اما تفاوت رویکردها و پیچیدگی‌های میدانی، موفقیت این دیپلماسی را با ابهام روبه‌رو کرده است.

جهان صنعت نیوز – دولت آمریکا در شرایطی تلاش می‌کند به جنگ میان ایران و اسرائیل پایان دهد که لبنان به یکی از مهم‌ترین موضوعات مذاکرات تبدیل شده است. در ظاهر، دو مقام ارشد دولت ترامپ یعنی معاون رئیس‌جمهور و وزیر خارجه با هماهنگی کامل فعالیت می‌کنند، اما هر یک مسیر متفاوتی را برای رسیدن به این هدف دنبال می‌کند.

وزیر خارجه آمریکا ماه‌هاست بر مذاکرات مستقیم میان اسرائیل و لبنان متمرکز شده تا با محدود کردن فعالیت حزب‌الله، شرایط خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را فراهم کند. در مقابل، معاون رئیس‌جمهور مسئول مذاکرات با ایران است؛ مذاکراتی که اکنون علاوه بر برنامه هسته‌ای، آینده لبنان نیز به بخشی از آن تبدیل شده است. به همین دلیل، آمریکا عملاً درباره آینده لبنان از دو کانال جداگانه مذاکره می‌کند؛ یکی با تهران و دیگری با دولت‌های لبنان و اسرائیل.

لبنان چگونه وارد مذاکرات ایران و آمریکا شد؟

در ابتدای مذاکرات، مقام‌های آمریکایی تمایلی نداشتند پرونده لبنان وارد گفت‌وگوهای ایران و آمریکا شود و تمرکز اصلی را بر برنامه هسته‌ای ایران قرار داده بودند. اما در ادامه، برای ازسرگیری مذاکرات، درخواست ایران برای گنجاندن موضوع لبنان و نقش گروه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای در دستور کار پذیرفته شد.

اهمیت این موضوع تا آنجا افزایش یافته که در نخستین بند تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان دو کشور، چندین بار به لبنان اشاره شده و پایان دائمی جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، یکی از اهداف توافق عنوان شده است.

در چارچوب این مذاکرات، آمریکا تلاش می‌کند ایران را متقاعد کند در ازای دریافت مشوق‌های اقتصادی، حمایت خود از حزب‌الله را کاهش دهد. با این حال، نه اسرائیل و نه لبنان عضو این مذاکرات نیستند.

مسیر جداگانه واشنگتن برای تقویت دولت لبنان

همزمان با مذاکرات ایران، وزیر خارجه آمریکا مسیر مستقلی را دنبال می‌کند که هدف آن تقویت دولت لبنان و ایجاد شرایطی است که اسرائیل بتواند با اطمینان بیشتری نیروهای خود را از جنوب این کشور خارج کند. این تلاش‌ها تاکنون به امضای یک توافق چارچوب میان مقام‌های اسرائیلی و لبنانی در وزارت خارجه آمریکا منجر شده است. این چارچوب، روند مشخصی برای افزایش اختیارات دولت لبنان و خلع سلاح حزب‌الله ترسیم می‌کند و علاوه بر آن، اختصاص ۱۰۰ میلیون دلار کمک‌های بشردوستانه با هماهنگی سازمان ملل و کمک‌های بیشتر به ارتش لبنان را نیز در بر می‌گیرد.

با وجود این پیشرفت‌ها، مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند اجرای این توافق با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو خواهد بود.

رویکرد معامله‌محور در برابر دیپلماسی سنتی

مجله آتلانتیک تفاوت اصلی دو مقام آمریکایی را در شیوه مدیریت مذاکرات می‌داند.

معاون رئیس‌جمهور رویکردی مبتنی بر معامله و دستیابی سریع به توافق را دنبال می‌کند و معتقد است برای پایان دادن به جنگ باید از فرصت ایجادشده استفاده کرد. او همچنین انتظار دارد اسرائیل از نتیجه مذاکرات حمایت کند و انتقاد از تلاش‌های آمریکا را کنار بگذارد.

در مقابل، وزیر خارجه بر مذاکرات دولت با دولت تأکید دارد و معتقد است مسئله لبنان باید صرفاً با دولت رسمی این کشور حل شود، زیرا لبنان یک کشور مستقل است و نباید نقش ایران در این روند تقویت شود. از نگاه او، حمایت ایران از حزب‌الله یک عامل بیرونی است و نباید به محور اصلی مذاکرات مربوط به روابط اسرائیل و لبنان تبدیل شود.

پیچیدگی‌های میدانی همچنان پابرجاست

با وجود پیشرفت مذاکرات، عوامل متعددی می‌تواند روند صلح را متوقف کند.ادامه حضور نیروهای اسرائیلی در بخش‌هایی از جنوب لبنان، احتمال ادامه حملات اسرائیل با استناد به ملاحظات امنیتی، امکان حملات حزب‌الله به خاک اسرائیل، ازسرگیری درگیری میان ایران و اسرائیل و حتی حملات مستقیم ایران، همگی از عواملی هستند که می‌توانند کل روند مذاکرات را با شکست روبه‌رو کنند.

در همین حال، کاخ سفید معتقد است فشارهای نظامی و اقتصادی اخیر بر ایران شرایطی فراهم کرده که امکان دستیابی به صلحی پایدار بیش از گذشته وجود دارد و مقام‌های دولت تأکید می‌کنند همه اعضای دولت از راهبرد رئیس‌جمهور حمایت می‌کنند.

تجربه‌های گذشته، هشداری برای مذاکرات امروز

مجله آتلانتیک یادآور می‌شود که تلاش آمریکا برای حل بحران لبنان سابقه طولانی دارد. پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ نیز توافق صلحی میان دو کشور امضا شد که در ابتدا موفقیت بزرگی به شمار می‌رفت، اما کمتر از یک سال بعد فروپاشید و لبنان دوباره وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی شد. به همین دلیل، برخی کارشناسان معتقدند بحران لبنان مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، امنیتی و منطقه‌ای درهم‌تنیده است و حل هم‌زمان همه آنها بسیار دشوار خواهد بود.

از زمان تأسیس اسرائیل تاکنون، دو کشور تنها چهار بار وارد مذاکرات رسمی شده‌اند که سه مورد آن با میانجیگری آمریکا انجام شده است. اگرچه در پایان سال ۲۰۲۴ نیز آتش‌بسی میان دو طرف برقرار شد، اما درگیری‌ها هرگز به طور کامل متوقف نشد.

جنگ، لبنان را به محور مذاکرات تبدیل کرد

در جنگ اخیر تهران به گروه‌های هم‌پیمان خود دستور آماده‌باش داد و حزب‌الله نخستین گروهی بود که حملات تازه‌ای علیه اسرائیل انجام داد. در ادامه، اسرائیل عملیات نظامی گسترده‌ای را در جنوب لبنان آغاز کرد که بنا بر آمار سازمان ملل هزاران کشته و بیش از یک میلیون آواره بر جای گذاشت. همین تحولات باعث شد لبنان از یک موضوع جانبی به یکی از مسائل اصلی مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شود. ایران نیز استدلال کرد که دستیابی به ثبات منطقه بدون تعیین تکلیف وضعیت لبنان امکان‌پذیر نیست و این موضوع باید بخشی از توافق با واشنگتن باشد.

مجله آتلانتیک تأکید می‌کند دولت لبنان سال‌هاست به دلیل اختلافات سیاسی، بحران اقتصادی و ضعف نهادهای حکومتی با مشکلات جدی روبه‌رو است و حزب‌الله همچنان از نفوذ سیاسی و توان نظامی مستقلی برخوردار است. از همین رو، برخی مقام‌ها و تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند وارد کردن لبنان به مذاکرات ایران و آمریکا، هرچند ممکن است به کاهش درگیری‌ها کمک کند، اما همزمان جایگاه ایران را نیز در تعیین آینده لبنان تقویت می‌کند.

به اعتقاد آنان، ایران می‌تواند نفوذ خود بر حزب‌الله را به ابزاری برای چانه‌زنی در مذاکرات تبدیل کند و آمریکا نیز ناچار خواهد شد هر توافق نهایی را به گونه‌ای تنظیم کند که هم برای اسرائیل و هم برای لبنان قابل پذیرش باشد.

در مقابل، طرفداران رویکرد وزیر خارجه آمریکا معتقدند تقویت دولت لبنان و محدود کردن نقش حزب‌الله تنها راه کاهش نفوذ بلندمدت ایران در این کشور است و مذاکره مستقیم با تهران درباره آینده لبنان، دولت رسمی این کشور را بیش از گذشته تضعیف خواهد کرد.

آینده مذاکرات به حل هم‌زمان چند بحران وابسته است

مقام‌های آمریکایی تلاش کرده‌اند اختلاف برداشت‌ها درباره نقش دو مذاکره‌کننده را کاهش دهند و بر هماهنگی کامل میان آنها تأکید کنند. با این حال، همزمان با گسترش موضوعات مورد مذاکره، دستیابی به توافق نیز دشوارتر شده است. حمله پهپادی ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز و پاسخ نظامی آمریکا، تنها یک روز پس از توافق اولیه، نشان داد تنش‌های منطقه‌ای همچنان می‌تواند روند مذاکرات را با اختلال مواجه کند.

مجله آتلانتیک نتیجه می‌گیرد که مذاکرات جدید آمریکا با ایران، برخلاف توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که تقریباً فقط بر برنامه هسته‌ای متمرکز بود، اکنون مجموعه‌ای از پرونده‌های امنیتی و منطقه‌ای را در بر گرفته است. به همین دلیل، موفقیت این مذاکرات نه تنها به حل اختلافات هسته‌ای، بلکه به مدیریت هم‌زمان بحران‌هایی مانند لبنان، حزب‌الله، روابط ایران و اسرائیل و ثبات منطقه وابسته خواهد بود.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 595500
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *