سه اقتصاددان پاسخ میدهند: آینده کار با هوش مصنوعی چه میشود؟

بحث درباره اثر هوش مصنوعی بر بازار کار، میان خوشبینی و بدبینی شدید در نوسان است. برخی اقتصاددانان آن را آغازگر دورهای تازه از رشد بهرهوری و خلق مشاغل جدید میدانند و برخی دیگر هشدار میدهند که اگر ماشینها بتوانند وظایف شناختی و فیزیکی انسان را در سطحی مشابه انجام دهند، جایگاه نیروی کار در اقتصاد بهطور بنیادین تضعیف خواهد شد. گفتوگوی سه اقتصاددان بازار کار نشان میدهد آینده اشتغال در عصر هوش مصنوعی نه قطعی است و نه یکدست؛ بلکه به سرعت پیشرفت فناوری، توان اقتصاد در خلق مشاغل تازه، ترجیحات مصرفکنندگان، نقش سیاستگذاری و میزان ارزشگذاری جامعه برای تعامل انسانی بستگی دارد.
جهان صنعت نیوز، هوش مصنوعی در مرکز یکی از مهمترین بحثهای اقتصادی امروز قرار گرفته است. آیا این فناوری بزرگترین هدیه تکنولوژی به بشر است یا تهدیدی برای توانایی انسان در کسب درآمد؟ پاسخ اقتصاددانان نیز یکسان نیست.
آنتون کورینک، اقتصاددان و استاد دانشگاه ویرجینای آمریکا معتقد است هوش مصنوعی میتواند یک پارادایم اقتصادی کاملاً تازه ایجاد کند؛ مشابه آنچه انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم رقم زد. از نگاه او، در دوران صنعتی، نیروی کار به منبع کمیاب اقتصاد تبدیل شد و همین موضوع زمینه افزایش چشمگیر دستمزدها را در کشورهای پیشرفته فراهم کرد. اما اگر سامانههای هوش مصنوعی بتوانند هم وظایف شناختی و هم وظایف فیزیکی را در سطحی مشابه انسان انجام دهند، کمیابی نیروی کار از میان میرود. در چنین شرایطی، سهم نیروی کار از درآمد که اکنون حدود ۶۰ درصد است، احتمالاً در طول عمر نسل حاضر به زیر ۵۰ درصد و شاید بسیار پایینتر کاهش خواهد یافت.
در مقابل، دیوید آتور، اقتصاددان و استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا تصویر آخرالزمانی از آینده بازار کار را نمیپذیرد. او تأکید میکند فناوری فقط جایگزین نیروی کار نمیشود، بلکه همزمان آن را تکمیل میکند و مشاغل و تخصصهای تازه میسازد. از نگاه او، هوش مصنوعی برخی مشاغل را کوچکتر و تخصصیتر خواهد کرد، اما به معنای پایان ارزش اقتصادی قضاوت انسانی، استدلال اخلاقی، همدلی و تجربه عملی نیست.
مارتا گیمبل، اقتصاددان و استاد دانشگاه یل آمریکا نیز بر نکتهای تأکید میکند که به باور او در روایتهای سیلیکونولی نادیده گرفته میشود؛ میل انسان به تعامل انسانی. بسیاری از مشاغلی که در دنیای فناوری مثال زده میشوند، مانند برنامهنویسی، اهداف روشن و قابل اندازهگیری دارند؛ اما بیشتر مشاغل در دنیای واقعی پیچیدهتر و نامرتبتر از آن هستند که بهسادگی به مجموعهای از پارامترهای قابل بهینهسازی تبدیل شوند.
کدام مشاغل بیشتر در معرض خطرند؟
هر سه اقتصاددان میپذیرند که برخی گروهها بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند. کورینک بیشترین ریسک را متوجه مشاغل دفتری و اصطلاحاً «مشاغل لپتاپی» میداند؛ حوزههایی مانند حقوق، مالی، حسابداری و مشاوره. به باور او، قرار نیست همه این مشاغل یکشبه از بین بروند، اما فشار رقابتی برای خودکارسازی آنها شدید خواهد بود.
آتور نیز خطر اصلی را متوجه خدمات اطلاعاتی میداند که به آموزش و مهارت بسیار بالا نیاز ندارند. مشاغلی مانند کارکنان مراکز تماس، مترجمان، برخی مدیران میانی، تصویرگران، نویسندگان تبلیغاتی و گروهی از حرفههایی که دارایی فکری آنها اکنون به رقیبی برای خودشان تبدیل شده، در معرض تهدید قرار دارند. او این خطر را برای کشورهای در حال توسعه جدیتر میداند، زیرا بخشی از مشاغل پشتیبانی و اداری اقتصادهای ثروتمند در این کشورها و با دستمزد پایینتر انجام میشود.
گیمبل بیش از همه نگران کارگران مسنتر است. از نگاه او، جوانترها سرمایه شغلی کمتری برای از دست دادن دارند و احتمالاً در استفاده از ابزارهای جدید هوش مصنوعی نیز توانمندترند. اما اگر کارگران مسنتر جابهجا شوند، ممکن است نسل بعدی از تحولات فناوری سود ببرد، در حالی که وضعیت اقتصادی خود آنها هرگز بهبود پیدا نکند.
آیا هوش مصنوعی مشاغل تازه میسازد؟
آتور بر این باور است که تصور نابودی همه مشاغل در معرض هوش مصنوعی منطقی نیست. او یادآوری میکند که رایانهها چند دهه است در اقتصاد حضور دارند، اما همه مشاغل را از بین نبردهاند. امروز در آمریکا حدود ۲۵۰ هزار دانشمند داده مشغول به کارند؛ شغلی که بدون رایانه اصلاً وجود نداشت. از نگاه او، به جای تمرکز صرف بر کمبود شغل، باید پرسید هوش مصنوعی چگونه میتواند به حل نیازهای برآوردهنشده در سلامت، آموزش و مسائل دشوار اجتماعی کمک کند.
گیمبل نیز با تکیه بر تجربه تاریخی میگوید تصور آیندهای که هنوز ندیدهایم دشوار است. همانگونه که نسلهای گذشته نمیتوانستند بسیاری از مشاغل امروز را تصور کنند، ممکن است اقتصاد آینده نیز شکلهای تازهای از کار ایجاد کند. به باور او، در هیچ انقلاب فناوری بزرگی تاکنون، اقتصاد در پایان مسیر با تعداد کمتری شغل باقی نمانده است و شرطبندی علیه توان انسان برای خلق شکلهای جدید کار، در گذشته معمولاً اشتباه بوده است.
اما کورینک بدبینتر است. او میگوید در بلندمدت ممکن است فروش نیروی کار، آنگونه که از آغاز انقلاب صنعتی مبنای معیشت مردم بوده، دشوار شود. از نگاه او، در چنین وضعیتی جوامع شاید به نظامهای تازه توزیع درآمد نیاز داشته باشند؛ نظامهایی که به ارزش بازارِ نیروی کار افراد وابسته نباشند.
چه چیزی میتواند سرعت هوش مصنوعی را کم کند؟
یکی از موانع اصلی گسترش کامل هوش مصنوعی، نیاز انسان به تماس و ارتباط انسانی است. گیمبل مثال میزند که نوازندگی پیانو بیش از یک قرن است قابل خودکارسازی بوده، اما انسانها همچنان برای اجرای انسانی ارزش قائلاند. او درباره مراقبت از کودک نیز همین منطق را مطرح میکند و میگوید حتی اگر رباتها پیشرفت کنند، حاضر نیست فرزند خردسال خود را به ربات بسپارد.
کورینک نیز میپذیرد که هوش مصنوعی هنوز در دو حوزه محدودیت دارد: یادگیری پویا و انجام وظایف فیزیکی. برای نمونه، مراقبت از سالمندان هنوز از نظر فنی و اقتصادی بهطور کامل قابل واگذاری به ماشین نیست، ضمن آنکه انسانها برای ارتباط انسانی در این حوزه ارزش زیادی قائلاند.
آتور مانع دیگری را نیز مطرح میکند: مقاومت صنفی و نهادی. برخی حرفهها مانند حقوق و دانشگاه، ساختارهایی دارند که در برابر تغییر مقاومت میکنند. این مقاومت میتواند سرعت جایگزینی را کاهش دهد، هرچند به باور او، بهرهوری حاصل از هوش مصنوعی آنقدر بزرگ است که در نهایت نوعی سازگاری رخ خواهد داد. او درباره آموزش نیز معتقد است هوش مصنوعی جای معلمان را نخواهد گرفت، زیرا آموزش مؤثر فقط انتقال محتوا نیست؛ اگر چنین بود، کتابخانهها و یوتیوب مدتها پیش مدارس را از میان برده بودند.
آینده بازار کار؛ نه خوشبینی ساده، نه بدبینی مطلق
کورینک معتقد است اگر هوش عمومی مصنوعی واقعاً در اقتصاد فراگیر شود، مدلهای سنتی اقتصاد دیگر راهنمای مطمئنی برای آینده نخواهند بود. آتور با خطرات هوش مصنوعی موافق است، اما انسان را با اسبهایی که با موتور احتراق داخلی از چرخه اقتصاد کنار رفتند، مقایسهپذیر نمیداند. به باور او، انسانها فقط نیروی کار نیستند؛ آنها تصمیمگیرندهاند. گیمبل نیز یادآوری میکند اقتصادها گاهی بسیار مقاومتر از چیزی هستند که در لحظه بحران به نظر میرسد و انسانها معمولاً راهی برای ادامه فعالیت اقتصادی پیدا میکنند.
برآیند این گفتوگو آن است که آینده اشتغال در عصر هوش مصنوعی نه از پیش فاجعهبار است و نه بهطور خودکار امیدوارکننده. هوش مصنوعی میتواند مشاغلی را از میان ببرد، مشاغلی را تغییر دهد و مشاغل تازهای بسازد. اما شدت آسیبها و میزان منافع، به کیفیت سازگاری اقتصاد، سرعت تحول فناوری، نقش سیاستگذاری و توان جامعه در حفظ ارزش کار انسانی بستگی دارد.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
لینک کوتاه :