آژیر قرمز بازار کار؛ بیکاری چگونه آینده جوانان را می‌بلعد؟

بازار کار ایران در سال ۱۴۰۴ در ظاهر با کاهش جزئی نرخ بیکاری روبه‌رو شده، اما جزئیات آمارها و ارزیابی کارشناسان نشان می‌دهد این کاهش نمی‌تواند نشانه‌ای روشن از بهبود وضعیت اشتغال باشد. رشد محدود تعداد شاغلان، افت نرخ مشارکت اقتصادی، افزایش جمعیت غیرفعال، بیکاری بالای جوانان و شکاف عمیق میان وضعیت زنان و مردان نشان می‌دهد بخش مهمی از بحران بازار کار همچنان پنهان مانده است؛ بحرانی که آثار آن فقط اقتصادی نیست و می‌تواند پیامدهای اجتماعی، روانی و سیاسی گسترده‌ای داشته باشد.

جهان صنعت نیوز، تازه‌ترین آمارهای مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نرخ بیکاری در سال ۱۴۰۴ به ۷.۵ درصد رسیده است. در نگاه نخست، این عدد می‌تواند نشانه‌ای از بهبود بازار کار تلقی شود، اما بررسی سایر شاخص‌ها تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در حالی که بیش از ۸۱۰ هزار نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده‌اند، تعداد شاغلان فقط ۳۴ هزار نفر افزایش یافته است. همزمان، جمعیت غیرفعال رشد قابل توجهی داشته و نرخ مشارکت اقتصادی کاهش یافته است.

مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی، معتقد است این آمارها با یکدیگر متناقض نیستند، بلکه دقیقاً همسو هستند. به گفته او، وقتی نرخ بیکاری کاهش می‌یابد اما نرخ مشارکت اقتصادی افت می‌کند، معنای آن این است که بخشی از مردم از یافتن شغل ناامید شده‌اند و دیگر خود را جویای کار معرفی نمی‌کنند. در نتیجه، این افراد در آمار رسمی بیکار محسوب نمی‌شوند و نرخ بیکاری پایین‌تر از واقعیت دیده می‌شود.

افقه تأکید می‌کند اگر نرخ مشارکت اقتصادی و جمعیت فعال تصویر واقعی‌تری از وضعیت بازار کار ارائه می‌دادند، نرخ بیکاری بسیار بالاتر از ارقام رسمی بود؛ به‌ویژه پس از تشدید تحریم‌ها، جنگ اخیر و تعطیلی یا رکود بسیاری از واحدهای اقتصادی. از نگاه او، کاهش مشارکت اقتصادی علاوه بر پیامد اقتصادی، نشانه‌ای روانی نیز دارد: بخشی از جامعه امید خود را برای یافتن کار از دست داده است.

شکاف بزرگ میان سن کار و اشتغال

یکی از مهم‌ترین پیام‌های آمار بازار کار، فاصله عمیق میان رشد جمعیت در سن کار و افزایش تعداد شاغلان است. در سال ۱۴۰۴ بیش از ۸۱۰ هزار نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده‌اند، اما فقط حدود ۳۴ هزار شغل خالص ایجاد شده است. این شکاف نشان می‌دهد ظرفیت اشتغال‌زایی اقتصاد بسیار محدود بوده و بازار کار نتوانسته بخش عمده جمعیت آماده کار را جذب کند.

افقه هشدار می‌دهد سیاستگذاران نباید تصمیم‌های اقتصادی و وعده‌های خود را صرفاً بر مبنای نرخ رسمی بیکاری تنظیم کنند، زیرا نرخ واقعی بیکاری احتمالاً بالاتر از آمار اعلام‌شده است. او معتقد است مسئولان نیز می‌دانند که آمار رسمی همه واقعیت بازار کار را نشان نمی‌دهد.

این وضعیت برای جوانان، زنان و فارغ‌التحصیلان جدی‌تر است. به گفته افقه، سال‌هاست نهادهای آماری این سه گروه را جداگانه بررسی می‌کنند، زیرا هم بیشترین آسیب را از بیکاری می‌بینند و هم بیشترین اثر را بر تحولات اجتماعی و اقتصادی می‌گذارند. اگر جوانان بیکار بمانند، با توجه به ظرفیت و انرژی بالای این گروه، زمینه بروز تنش‌های اجتماعی در آینده افزایش می‌یابد.

افقه همچنین هشدار می‌دهد با افزوده شدن پیامدهای اقتصادی جنگ، خطر تشدید بیکاری در میان جوانان، زنان و فارغ‌التحصیلان بیشتر شده است. از نگاه او، اگر سیاستگذاران برای این سه گروه فرصت‌های شغلی واقعی ایجاد نکنند، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این وضعیت در سال‌های آینده جدی‌تر خواهد شد.

 بیکاری؛ مسئله‌ای فراتر از اقتصاد

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، بیکاری را یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش آسیب‌های اجتماعی می‌داند. به گفته او، جوان بیکار فقط با مشکل درآمد روبه‌رو نیست؛ بلکه در معرض مجموعه‌ای از آسیب‌ها مانند اعتیاد، مصرف سیگار، بزهکاری، سرقت، روابط نادرست، کاهش تمایل به ازدواج، طلاق و دیگر ناهنجاری‌های اجتماعی قرار می‌گیرد.

او تأکید می‌کند زمانی که خانواده امنیت اقتصادی ندارد، آرامش روانی اعضای آن نیز از بین می‌رود و همین موضوع زمینه‌ساز آسیب‌های متعدد می‌شود. قرایی‌مقدم بیکاری را «ام‌الفساد» می‌داند و معتقد است بسیاری از جرائمی که امروز در جامعه مشاهده می‌شود، ریشه در بیکاری دارد.

از نگاه این جامعه‌شناس، بیکاری فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز دارد. افزایش بیکاری می‌تواند نارضایتی اجتماعی، اعتراضات و بی‌اعتمادی عمومی را تقویت کند. بنابراین اشتغال تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت اجتماعی و ثبات سیاسی پیوند دارد.

سرمایه انسانی در معرض فرسایش

قرایی‌مقدم بر این نکته تأکید دارد که مهم‌ترین سرمایه هر کشور، نیروی انسانی آن است. حتی اگر کشوری منابع طبیعی فراوان یا فناوری پیشرفته داشته باشد، بدون نیروی انسانی متخصص و کارآمد نمی‌تواند به توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برسد.

به گفته او، سال‌ها تصور می‌شد توسعه فقط بر پایه سرمایه طبیعی و سرمایه فیزیکی شکل می‌گیرد، اما امروز سرمایه انسانی مهم‌ترین عامل توسعه است. توسعه صرفاً افزایش تولید یا رشد اقتصادی نیست، بلکه کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و ارتقای نیروی انسانی را نیز در بر می‌گیرد.

بر همین اساس، بیکاری نیروی انسانی تحصیل‌کرده و متخصص به معنای از دست رفتن مهم‌ترین سرمایه کشور است. اگر این نیروها فرصت شغلی مناسب پیدا نکنند، کشور ممکن است آنها را از مسیرهایی مانند مهاجرت از دست بدهد. این مسئله به‌ویژه درباره فارغ‌التحصیلان دانشگاهی اهمیت بیشتری دارد؛ گروهی که سال‌ها برای آموزش آنها هزینه شده، اما بازار کار ظرفیت جذب مؤثرشان را ندارد.

بیکاری، مهاجرت و حاشیه‌نشینی

یکی دیگر از پیامدهای بیکاری، افزایش مهاجرت از شهرهای کوچک و روستاها به کلانشهرهاست. قرایی‌مقدم می‌گوید بسیاری از افرادی که در محل زندگی خود فرصت شغلی پیدا نمی‌کنند، به حاشیه شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند و همین روند، حاشیه‌نشینی و آسیب‌های اجتماعی در این مناطق را گسترش می‌دهد.

این مسئله نشان می‌دهد بیکاری فقط در محل وقوع خود باقی نمی‌ماند، بلکه پیامدهای آن به مناطق دیگر نیز منتقل می‌شود. وقتی روستاها و شهرهای کوچک فرصت شغلی کافی ندارند، فشار جمعیتی و اجتماعی به کلانشهرها منتقل می‌شود و حاشیه‌های شهری به محل تمرکز فقر، ناامنی و آسیب‌های اجتماعی تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل دولت‌ها در سراسر جهان تلاش می‌کنند نرخ بیکاری را کاهش دهند، زیرا اشتغال با امنیت اجتماعی، سلامت جامعه و ثبات سیاسی ارتباط مستقیم دارد. در ایران نیز بی‌توجهی به اشتغال‌زایی، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، می‌تواند بحران‌های اجتماعی را در سال‌های آینده تشدید کند.

شکاف جنسیتی؛ ظرفیت انسانی بلااستفاده

یکی از چالش‌های مهم بازار کار ایران، نرخ بالاتر بیکاری زنان نسبت به مردان است. قرایی‌مقدم ریشه بخشی از این مسئله را در نگاه تبعیض‌آمیز به اشتغال زنان می‌داند. به گفته او، هنوز در بخش‌هایی از جامعه این تصور وجود دارد که زنان باید بیشتر به امور خانه و خانواده محدود شوند و حضور آنها در بازار کار ضرورتی ندارد.

این نگاه در حالی ادامه دارد که بخش قابل توجهی از دانشجویان دانشگاه‌ها را دختران تشکیل می‌دهند و کیفیت تحصیلی آنان نیز در بسیاری از رشته‌ها بالاست. با این حال، پس از فارغ‌التحصیلی، زنان با فرصت‌های شغلی محدودتری روبه‌رو می‌شوند.

قرایی‌مقدم معتقد است تا زمانی که نگاه‌های تبعیض‌آمیز نسبت به اشتغال زنان اصلاح نشود و فرصت‌های برابر در بازار کار شکل نگیرد، شکاف جنسیتی در اشتغال پابرجا خواهد ماند. نتیجه این وضعیت، بلااستفاده ماندن بخش مهمی از ظرفیت انسانی کشور است.

آژیر قرمز بازار کار

با وجود کاهش نرخ بیکاری، واقعیت این است که بازار کار ایران همچنان با هشدارهای جدی روبه‌رو است. جوانان، زنان و فارغ‌التحصیلان همچنان سهم قابل توجهی از جمعیت بیکار را تشکیل می‌دهند و کاهش نرخ رسمی بیکاری نمی‌تواند این واقعیت را پنهان کند.

از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی جنگ اخیر هنوز به‌طور کامل در اقتصاد کشور نمایان نشده است. اگر آثار این بحران تشدید شود، بازار کار ممکن است با شرایط سخت‌تری روبه‌رو شود و گروه‌های آسیب‌پذیر بیش از گذشته تحت فشار قرار گیرند.

پشت هر عدد و درصد، زندگی جوانانی قرار دارد که پس از سال‌ها تحصیل و تلاش، هنوز در جست‌وجوی شغلی پایدارند. بسیاری از آنان زیر فشار معیشت، ناامیدی و نبود فرصت، بخشی از آرزوهای خود را کنار گذاشته‌اند. از این منظر، مسئله بیکاری فقط یک شاخص آماری نیست؛ روایتی از فرسایش امید، کاهش سرمایه انسانی و تضعیف آینده توسعه کشور است.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 596198
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *