چرا دلار هنوز سقوط نمیکند؟ پاسخ در نظام مالی جدید آمریکاست

تصویر رایج از دلار بهعنوان ارز ذخیره جهان دیگر برای توضیح جایگاه کنونی آن کافی نیست. نظام دلاری طی هشت دهه گذشته چندین بار دگرگون شده و اکنون وارد مرحلهای شده است که دیگر بر انباشت ذخایر ارزی بانکهای مرکزی استوار نیست، بلکه جریان سرمایهگذاری خصوصی جهانی، بازارهای مالی آمریکا و ظرفیت این کشور برای خلق بازدهی و نقدشوندگی، ستون اصلی آن را تشکیل میدهد. به همین دلیل، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای «دلار ذخیره»، از «دلار سود» سخن گفته شود.
جهان صنعت نیوز، در بحث درباره آینده دلار، معمولاً این فرض مطرح میشود که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون دلار همواره ارز ذخیره اصلی جهان بوده است. اما چنین برداشتی بیش از آنکه واقعیت تاریخی باشد، نتیجه سادهسازی تحولات چند دهه گذشته است. در واقع، نظام دلاری هیچگاه ساختاری ثابت نداشته و در هر دوره بر پایه سازوکار متفاوتی عمل کرده است.
حتی مفهوم «ارز ذخیره» نیز در بسیاری از دورههای تاریخی چندان کاربرد نداشته است. پیش از جنگ جهانی دوم، نگهداری گسترده ذخایر ارزی میان بانکهای مرکزی یک رویه معمول نبود. در آن دوران، طلا محور اصلی نظام پولی جهان محسوب میشد و اگر بانکهای مرکزی دلار یا پوند نگهداری میکردند، این ارزها صرفاً جایگزینی برای طلا بودند، نه دارایی اصلی ذخایر بینالمللی.
پس از جنگ جهانی دوم و شکلگیری نظام برتون وودز نیز اگرچه دلار نقش مهمی در ذخایر جهانی پیدا کرد، اما این جایگاه همچنان به پشتوانه طلا تعریف میشد. بنابراین حتی در آن دوره نیز دلار به معنای امروزی یک ارز کاملاً مستقل و بدون پشتوانه نبود.
پایان استاندارد طلا و آغاز تجربه پول بدون پشتوانه
نقطه عطف اصلی در تحول نظام دلاری، سال ۱۹۷۱ و تصمیم دولت آمریکا برای قطع ارتباط دلار با طلا بود. از آن زمان جهان وارد دوره پولهای بدون پشتوانه شد؛ تغییری که ساختار نظام پولی بینالمللی را بهطور اساسی دگرگون کرد. با وجود این تحول، نگهداری ذخایر عظیم دلاری توسط دولتها و بانکهای مرکزی به سرعت شکل نگرفت. حتی تا اوایل دهه ۱۹۹۰ نیز حجم ذخایر رسمی دلاری در سطح جهان نسبتاً محدود بود. در این دوره، اگرچه درآمدهای نفتی برخی کشورهای عضو اوپک به شکل دلار انباشته میشد، اما هنوز نمیتوان از نظامی سخن گفت که بر انباشت گسترده دلار توسط بانکهای مرکزی استوار باشد.
برتون وودز ۲؛ نظامی که چین ساخت
رواج گسترده ذخایر دلاری، پدیدهای نسبتاً جدید است و تنها از آغاز هزاره جدید به هنجار تبدیل شد. این نظام که بعدها با عنوان «برتون وودز ۲» شناخته شد، برخلاف تصور رایج، محصول برنامهریزی آمریکا نبود، بلکه از واکنش اقتصادهای نوظهور به بحرانهای مالی دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت.
این کشورها برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای مالی، به انباشت ذخایر ارزی روی آوردند. در میان آنها، چین مهمترین نقش را ایفا کرد. تثبیت نرخ ارز و افزایش سریع ذخایر ارزی این کشور در دهه ۲۰۰۰ باعث شد حجم عظیمی از منابع مالی به بازارهای آمریکا هدایت شود.
نتیجه این روند، شکلگیری شرایطی بود که آمریکا بتواند همزمان کسری حساب جاری و کسری بودجه خود را با اتکا به تقاضای باثبات خارجی برای داراییهای دلاری تأمین مالی کند؛ وضعیتی که از آن بهعنوان «امتیاز ویژه» آمریکا یاد میشود.
چرا الگوی قدیمی دیگر کارایی ندارد؟
با وجود آنکه هنوز بسیاری از تحلیلها آینده دلار را بر مبنای همین الگوی برتون وودز ۲ بررسی میکنند، اما این چارچوب سالهاست که کارایی اولیه خود را از دست داده است. از حدود سال ۲۰۱۵، روند افزایش ذخایر ارزی چین به تدریج متوقف شد. در ادامه، رشد ذخایر جهانی نیز به حالت سکون درآمد. اگرچه ترکیب ارزی این ذخایر نیز تا حدودی به زیان دلار تغییر کرده، اما تحول مهمتر آن است که اساساً روند انباشت ذخایر جدید دیگر مانند گذشته ادامه ندارد. در نتیجه، پایه اصلی نظام دلاری که طی دهه نخست قرن بیستویکم بر خرید مستمر داراییهای دلاری توسط بانکهای مرکزی استوار بود، تضعیف شده است.
پرسش اساسی این است که اگر بانکهای مرکزی دیگر مانند گذشته ذخایر دلاری خود را افزایش نمیدهند، کسریهای مزمن آمریکا چگونه تأمین مالی میشود؟
بخشی از این منابع همچنان از طریق نگهداری غیررسمی داراییهای دلاری در ترازنامه بانکهای دولتی چین تأمین میشود، اما نقش اصلی اکنون بر عهده سرمایهگذاران خصوصی بینالمللی است. از میانه دهه ۲۰۱۰، بازارهای مالی آمریکا به مهمترین جاذبه سرمایه جهانی تبدیل شدهاند. در این مرحله دیگر چین موتور اصلی ورود سرمایه نیست. برعکس، محدودیتهای شدید خروج سرمایه در این کشور باعث شده منابع مالی عظیمی در داخل نظام بانکی چین باقی بماند و امکان خروج آزادانه آنها وجود نداشته باشد. در مقابل، سرمایههای خصوصی از اقتصادهایی مانند اروپا، کره جنوبی، تایوان و ژاپن به بازارهای آمریکا وارد میشوند و بخش مهمی از کسریهای این کشور را پوشش میدهند.
دلار جدید؛ بیش از آنکه ارز ذخیره باشد، ابزار کسب سود است
اگر نظام کنونی دیگر بر ذخایر رسمی استوار نیست، آیا همچنان میتوان همان نامهای قدیمی را برای آن به کار برد؟ پیشنهادهای مختلفی برای توصیف این مرحله مطرح شده است؛ از «برتون وودز ناقص» گرفته تا «دلار صندوقهای پوشش ریسک». اما هیچیک بهطور کامل ویژگی اصلی این دوره را توضیح نمیدهند.
ویژگی متمایز مرحله کنونی، نقش محوری بازارهای مالی آمریکا در جذب سرمایه جهانی است. ارزش دلار امروز بیش از آنکه از انباشت ذخایر رسمی ناشی شود، به توانایی اقتصاد آمریکا در فراهم کردن نقدشوندگی، فرصتهای سرمایهگذاری و امکان انباشت سرمایه وابسته است. از همین منظر، برخی این دوره را حتی «دلار میلیاردرها» یا «دلار تریلیونرها» مینامند؛ نامهایی که به تمرکز بیسابقه ثروت و نقش فزاینده سرمایههای عظیم خصوصی در اقتصاد آمریکا اشاره دارد.
اما شاید دقیقترین توصیف، «دلار سود» باشد؛ دلاری که مهمترین کارکرد آن دیگر نگهداری در خزانه بانکهای مرکزی نیست، بلکه ایفای نقش بهعنوان ابزار کسب بازدهی، گردش سرمایه و تأمین نقدشوندگی در بزرگترین بازارهای مالی جهان است. در چنین شرایطی، نگرانیهای سنتی درباره کسریهای مالی آمریکا نیز دیگر مانند دهههای گذشته محور اصلی تحلیلها نیست، زیرا نظام جدید دلار بر پایه سازوکار متفاوتی عمل میکند؛ سازوکاری که در آن، جریان سرمایه خصوصی جایگزین انباشت رسمی ذخایر شده است.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
لینک کوتاه :