چرا هوش مصنوعی می‌تواند بهره‌وری اقتصاد را کاهش دهد؟

بحث درباره آثار اقتصادی هوش مصنوعی معمولاً بر افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و جایگزینی نیروی انسانی متمرکز است، اما فایننشال تایمز در تحلیلی متفاوت هشدار می‌دهد که این تصویر کامل نیست. به اعتقاد این نشریه، هوش مصنوعی علاوه بر افزایش سرعت انجام وظایف، ساختار عملکرد بازارها را نیز تغییر می‌دهد و این تغییر همیشه به افزایش کارایی منجر نمی‌شود. کاهش هزینه تولید و پردازش اطلاعات، اگرچه بسیاری از ناکارآمدی‌ها را از بین می‌برد، اما هم‌زمان ممکن است سازوکارهایی را که بازارها برای تشخیص کیفیت، انتخاب نیروی کار و تطبیق عرضه و تقاضا بر آنها متکی هستند، تضعیف کند و در نهایت بخشی از بهره‌وری اقتصاد را کاهش دهد.

جهان صنعت نیوز – در بیشتر تحلیل‌ها، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری معرفی می‌شود که می‌تواند وظایف انسانی را سریع‌تر و ارزان‌تر انجام دهد و از این طریق بهره‌وری اقتصاد را افزایش دهد. اما بهره‌وری تنها به سرعت انجام کارها وابسته نیست، بلکه به نحوه عملکرد بازارها نیز بستگی دارد. حتی اگر هر فعالیت به صورت جداگانه کارآمدتر انجام شود، در صورتی که ارتباط میان خریداران و فروشندگان، کارفرمایان و کارکنان یا سایر بازیگران اقتصادی با اختلال روبه‌رو شود، کل اقتصاد ممکن است کارایی کمتری داشته باشد.

از این منظر، هوش مصنوعی پیش از آنکه صرفاً یک فناوری تولید باشد، یک فناوری اطلاعات است؛ فناوری‌ای که هزینه جمع‌آوری، پردازش و تولید اطلاعات را به شدت کاهش می‌دهد. بنابراین برای درک آثار واقعی آن باید به اقتصاد اطلاعات توجه کرد؛ حوزه‌ای که نشان می‌دهد ارزان‌تر شدن اطلاعات همیشه به نتایج مطلوب منجر نمی‌شود.

جایی که هوش مصنوعی می‌تواند بازارها را کارآمدتر کند

برای توضیح این موضوع می‌توان از نظریه مشهور «بازار لیموها» استفاده کرد. این نظریه توضیح می‌دهد که وقتی فروشنده از کیفیت واقعی یک کالا اطلاع دارد اما خریدار چنین اطلاعاتی در اختیار ندارد، ممکن است کل بازار دچار ناکارآمدی شود. در چنین شرایطی، خریدار برای جلوگیری از خرید کالای بی‌کیفیت حاضر نیست قیمت بالایی بپردازد و در نتیجه فروشندگان کالاهای باکیفیت نیز از بازار خارج می‌شوند.

در چنین نمونه‌ای، هوش مصنوعی می‌تواند کارایی بازار را افزایش دهد. اگر خریدار بتواند با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی کیفیت واقعی کالا را بهتر ارزیابی کند، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می‌یابد و امکان انجام معاملات سودمند برای هر دو طرف افزایش پیدا می‌کند. اما همه بازارها چنین وضعیتی ندارند و کاهش هزینه اطلاعات همیشه به افزایش کارایی منجر نمی‌شود.

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های در خصوص این موضوع به مفهوم «سیگنال‌دهی» مربوط می‌شود. در بسیاری از بازارها، افراد برای اثبات کیفیت یا توانایی خود از سیگنال‌هایی استفاده می‌کنند که دیگران بتوانند بر اساس آنها تصمیم بگیرند. ضمانت کالا، سابقه کاری یا مدرک دانشگاهی نمونه‌هایی از چنین سیگنال‌هایی هستند. توانایی هوش مصنوعی در تولید محتوا و اطلاعات می‌تواند ارزش این سیگنال‌ها را کاهش دهد. نمونه روشن آن آموزش عالی است. اگر مدل‌های زبانی بتوانند عملکرد تحصیلی دانشجویان را تا حد زیادی به یکدیگر نزدیک کنند یا حتی شانس ورود افراد به دانشگاه‌های معتبر را افزایش دهند، مدرک دانشگاهی دیگر مانند گذشته نشانه قابل اعتمادی از توانایی افراد نخواهد بود.

اگر این اتفاق رخ دهد، فرآیند تطبیق نیروی کار با فرصت‌های شغلی دشوارتر خواهد شد و بازار کار بخشی از کارایی خود را از دست خواهد داد. البته ممکن است این زیان تا حدی با کاهش زمانی که افراد صرف کسب مدارک تحصیلی می‌کنند جبران شود یا در آینده سیگنال‌های جدیدی جایگزین مدارک دانشگاهی شوند، اما حذف یک سیگنال معتبر، به خودی خود به معنای کاهش بهره‌وری بازار خواهد بود.

اطلاعات بیشتر همیشه به معنای تصمیم بهتر نیست

یکی دیگر از مباحث مهم اقتصاد اطلاعات برای فهم اثر هوش مصنوعی، هزینه جست‌وجو، است. در بازارهایی مانند استخدام یا حتی روابط شخصی، یافتن بهترین گزینه مستلزم صرف زمان و هزینه است. افراد باید تصمیم بگیرند چه مدت به جست‌وجو ادامه دهند و در چه نقطه‌ای انتخاب خود را نهایی کنند.

یکی از نتایج مهم این نظریه آن است که رفتار هر فرد بر هزینه جست‌وجوی دیگران نیز اثر می‌گذارد. اگر همه افراد زمان و منابع بیشتری برای جست‌وجو صرف کنند، دیگران نیز برای حفظ شانس موفقیت خود ناچار خواهند بود همین کار را انجام دهند. هوش مصنوعی دقیقاً می‌تواند چنین وضعیتی ایجاد کند. استفاده از این فناوری برای نگارش درخواست‌های استخدام، تهیه رزومه، تنظیم پروفایل‌های کاری یا حتی معرفی خود در شبکه‌های اجتماعی، اگرچه برای هر فرد به‌تنهایی منطقی است، اما در سطح کل بازار هزینه‌های جدیدی ایجاد می‌کند.

زمانی که همه بتوانند با کمک هوش مصنوعی رزومه‌ای بی‌نقص یا نامه درخواست استخدامی حرفه‌ای تهیه کنند، کارفرمایان ناچار خواهند شد زمان بیشتری برای غربالگری متقاضیان صرف کنند. از سوی دیگر، متقاضیان نیز برای دیده شدن در میان انبوه درخواست‌ها مجبور خواهند شد تلاش بیشتری انجام دهند. در نتیجه، اگرچه تولید اطلاعات آسان‌تر شده، اما هزینه انتخاب و تصمیم‌گیری افزایش پیدا می‌کند.

خطر انباشت اطلاعات

این مسئله محدود به بازار کار نیست و در بسیاری از حوزه‌های دیگر نیز قابل مشاهده است. وجه مشترک همه این مثال‌ها آن است که کاهش هزینه تولید اطلاعات، لزوماً به معنای افزایش کارایی نیست. در برخی موارد، حجم بیش از اندازه اطلاعات خود به یک مانع تبدیل می‌شود. این وضعیت را می‌توان با شیوه‌های جدید تبلیغات و جنگ اطلاعاتی مقایسه کرد؛ جایی که هدف دیگر متقاعد کردن مخاطب نیست، بلکه تولید حجم عظیمی از اطلاعات و روایت‌های مختلف است تا تشخیص حقیقت دشوار شود. از این منظر، فراوانی اطلاعات می‌تواند همان اندازه زیان‌بار باشد که کمبود اطلاعات.

بهره‌وری بالاتر الزاماً به معنای اقتصاد کارآمدتر نیست

هوش مصنوعی احتمالاً برای بسیاری از مشکلاتی که خود ایجاد می‌کند نیز راه‌حل‌هایی ارائه خواهد داد، اما هنگام ارزیابی آثار اقتصادی این فناوری نباید تنها به افزایش سرعت یا کاهش هزینه انجام وظایف توجه کرد. افزایش بهره‌وری در انجام فعالیت‌های منفرد، الزاماً به معنای افزایش بهره‌وری کل اقتصاد نیست. بازارها برای عملکرد مناسب به سازوکارهایی مانند سیگنال‌دهی، جست‌وجوی کارآمد و انتخاب میان گزینه‌های مختلف متکی هستند. اگر هوش مصنوعی این سازوکارها را تضعیف کند، ممکن است در کنار همه مزایایی که ایجاد می‌کند، بخشی از کارایی بازارها را نیز از بین ببرد.

به همین دلیل، ارزیابی آثار اقتصادی هوش مصنوعی نباید تنها بر توانایی آن در جایگزینی نیروی انسانی یا افزایش سرعت انجام کارها متمرکز باشد، بلکه باید تأثیر آن بر نحوه تعامل بازیگران اقتصادی و سازوکارهای عملکرد بازار نیز مورد توجه قرار گیرد.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 597731
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *