آیا آمریکا برای ایران برنامه‌ای دارد؟ روایت فایننشال تایمز از سردرگمی راهبردی واشنگتن

فایننشال تایمز در تحلیلی از تحولات اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، استدلال می‌کند که برخلاف تصور اولیه، واشنگتن برنامه‌ای منسجم و از پیش طراحی‌شده برای آینده ایران و امنیت منطقه ندارد. جنگ، توافق موقت، ازسرگیری حملات و پیام‌های متناقض مقام‌های آمریکایی بیش از آنکه اجزای یک راهبرد واحد باشند، نشانه سردرگمی، رقابت داخلی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی‌اند. در این میان، کشورهای خلیج فارس که از ابتدا درباره پیامدهای جنگ هشدار داده بودند، ناچار شده‌اند هم‌زمان روابط خود با آمریکا را حفظ کنند، به ایران نزدیک شوند و همکاری امنیتی با اسرائیل را نیز گسترش دهند.

جهان صنعت نیوز – تحلیل فایننشال تایمز با نقل جمله‌ای از جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور پیشین مصر، آغاز می‌شود؛ جمله‌ای که در دهه ۱۹۵۰ در گفت‌وگو با یکی از مأموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بیان شد. ناصر گفته بود ویژگی آمریکایی‌ها این است که «هرگز تصمیم‌های ساده و آشکارا احمقانه نمی‌گیرند، بلکه تصمیم‌های پیچیده و احمقانه می‌گیرند». به باور این نشریه انگلیسی، این تعبیر هنوز هم برای توضیح رفتار آمریکا در خاورمیانه کاربرد دارد.

در آن دوره، آمریکا هنوز در مقایسه با قدرت‌های استعمارگر اروپایی تصویری مثبت‌تر در منطقه داشت، اما به‌تدریج این سرمایه سیاسی را از دست داد. واشنگتن که نگران گسترش کمونیسم بود، تلاش کرد ملی‌گرایی محلی را مهار کند، اما در عمل برخی کشورها را به اتحاد شوروی نزدیک‌تر کرد. از نگاه عبدالناصر، پیچیدگی این تصمیم‌ها باعث می‌شد مردم تصور کنند شاید بخشی از برنامه آمریکا را درک نکرده‌اند؛ در حالی که ممکن بود اساساً برنامه منسجمی در کار نباشد.

تصور یک طرح بزرگ برای تغییر ایران

پس از حمله زمستان گذشته آمریکا و اسرائیل به ایران، در بخش‌هایی از منطقه این تصور شکل گرفت که شاید واشنگتن و تل‌آویو در حال اجرای یک طرح کلان برای تغییر ساختار قدرت در ایران هستند. کشورهای خلیج فارس پیش از آغاز جنگ به آمریکا هشدار داده بودند که چنین درگیری‌ای امنیت آنها را به خطر می‌اندازد و ممکن است تنگه هرمز را عملاً مسدود کند؛ رخدادی که هم برای آمریکا و هم برای اقتصاد جهانی پیامدهای سنگینی داشت.

فایننشال تایمز یادآوری می‌کند که عربستان سعودی حتی از دهه ۱۹۹۰ نیز به واشنگتن هشدار داده بود که نباید علیه ایران وارد جنگ شود، مگر آنکه بتواند سقوط جمهوری اسلامی را تضمین کند. با وجود این هشدارها، عملیات موسوم به «خشم حماسی» آغاز شد.

یکی از مقام‌های ارشد عرب در آغاز جنگ تصور می‌کرد در پشت حملات موشکی، اقداماتی برای زمینه‌سازی تغییر حکومت در ایران در جریان است؛ هرچند مشخص نبود این تلاش‌ها تا چه اندازه سازمان‌یافته یا از منابع کافی برخوردار است. در عمل، کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس خود را در معرض پاسخ‌های ایران و پیامدهای ناتوانی واشنگتن در مدیریت بحران دیدند.

در همین حال، بخشی از ایرانیان در داخل و خارج کشور تصور می‌کردند وعده دونالد ترامپ در ماه ژانویه مبنی بر اینکه «کمک در راه است» به معنای حمایت عملی از تغییر سیاسی در ایران است. اما این امید خیلی زود جای خود را به احساس خیانت داد.

جنگ موفق بود یا دیپلماسی ناموفق؟

حامیان جنگ معتقدند عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل به‌خوبی اجرا شد و توان نظامی ایران را، بدون ورود به یک تهاجم زمینی، تا حد ممکن کاهش داد. از نگاه آنان، این حملات می‌توانست زمینه را برای دیپلماسی سخت‌گیرانه‌تر فراهم کند. اما فایننشال تایمز می‌نویسد تنها یک ماه بعد، آمریکا تفاهم‌نامه‌ای با ایران امضا کرد که شرایط آن برای تهران بسیار مساعد بود. در نتیجه، کشورهای خلیج فارس که به جنگی ناخواسته کشیده شده بودند، ناچار شدند پیامدهای توافق موقتی را مدیریت کنند که نگرانی‌های امنیتی آنها درباره موشک‌های بالستیک و گروه‌های هم‌پیمان ایران را نادیده گرفته بود.

این تناقض میان شدت عملیات نظامی و امتیازهای توافق موقت، نشانه دیگری از نبود راهبرد روشن در واشنگتن است. آمریکا ابتدا جنگی گسترده را آغاز کرد، اما پس از آن به توافقی تن داد که متحدان منطقه‌ای‌اش آن را ناکافی می‌دانستند.

کشورهای خلیج فارس در جست‌وجوی مسیر مستقل

در نبود برنامه منسجم آمریکا، کشورهای خلیج فارس تلاش کرده‌اند خطرها را از طریق سیاستی چندجانبه مهار کنند. عربستان سعودی می‌کوشد رابطه خود با ترامپ را حفظ کند، اما در عین حال بخشی از آزادی عمل نظامی واشنگتن را محدود سازد. هم‌زمان، عربستان و امارات برای کاهش تنش با ایران تلاش می‌کنند. امارات نیز در کنار این روند، همکاری امنیتی خود با اسرائیل را گسترش داده است. این رفتار نشان می‌دهد کشورهای منطقه دیگر به یک تضمین امنیتی واحد تکیه ندارند و می‌کوشند روابط متضاد را به‌طور هم‌زمان مدیریت کنند.

به روایت فایننشال تایمز، رفتار کشورهای خلیج فارس بیش از آنکه نشانه اعتماد به یک نظم جدید باشد، واکنشی به نبود برنامه‌ریزی راهبردی در آمریکا است. آنها تلاش می‌کنند هم از تنش مستقیم با ایران دور بمانند و هم در برابر احتمال تشدید دوباره جنگ آماده باشند.

اختلاف درون دولت آمریکا

یکی دیگر از نشانه‌های آشفتگی راهبردی آمریکا، پیام‌های متفاوت جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، و مارکو روبیو، وزیر خارجه، است. این دو عملاً رقابت‌های آینده ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرده‌اند و هرکدام تصویری متفاوت از منطقه و مسیر پیش‌رو ارائه می‌کنند.

ونس گفت‌وگوهای خود با مقام‌های ارشد ایرانی، از جمله افسران سپاه پاسداران، را تجربه‌ای بسیار جذاب توصیف کرده است. در مقابل، روبیو در سفر اخیر خود به کشورهای خلیج فارس تلاش کرد به متحدان آمریکا اطمینان دهد که واشنگتن در برابر ایران عقب‌نشینی نکرده و آنان را معامله نکرده است.

این پیام‌های متناقض، به سردرگمی بیشتر در تهران و پایتخت‌های عربی دامن زده است. ایران نیز با مشاهده رفتارهای دوگانه آمریکا ممکن است تصور کند واشنگتن هم‌زمان چند مسیر پنهان را دنبال می‌کند. یکی از نمایندگان تندرو مجلس ایران حتی ادعا کرده بود آمریکا عمداً مسیرهای موازی ایجاد کرده تا اهرم‌های ایران را از بین ببرد.

پایان آتش‌بس و بازگشت حملات

کمتر از یک ماه پس از امضای تفاهم‌نامه، فایننشال تایمز ایران را کشوری توصیف می‌کند که با احساس پیروزی، بیش از حد دست بالا را گرفته است. این ارزیابی پس از حمله ایران به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز مطرح شد.

دونالد ترامپ در واکنش، رهبران ایران را «افرادی بیمار» خواند. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز معافیت‌های تحریمی را که برای ۶۰ روز امکان فروش نفت ایران را فراهم کرده بود، لغو کرد. ارتش آمریکا ۹۰ حمله علیه ایران انجام داد که از جمله آنها هدف قرار دادن یک پل و مسیر راه‌آهن در شمال کشور بود؛ مسیری زمینی که برای تجارت با چین و روسیه استفاده می‌شد.

ترامپ سپس پایان آتش‌بس را اعلام کرد و بار دیگر کشورهای خلیج فارس از رفتار ایران خشمگین شدند. به نوشته فایننشال تایمز، ممکن است مذاکرات ادامه یابد، اما هم‌زمان حملات نیز تداوم خواهد داشت.

تنها بازیگری که هدف روشن دارد

در میان بازیگران مختلف، فایننشال تایمز بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را تنها فردی می‌داند که هدفی روشن و تصمیم‌هایی مستقیم دارد. از نگاه این نشریه، ادامه جنگ برای بقای سیاسی او ضروری است و او همچنان امیدوار است توان حکومت ایران برای تحمل فشار نامحدود نباشد.

فایننشال تایمز در پایان می‌نویسد کمتر کسی در واشنگتن، تهران یا جهان عرب خواهان بازگشت به جنگی تمام‌عیار است. با این حال، منطقه احتمالاً وارد تابستانی طولانی و پرتنش خواهد شد؛ دوره‌ای از تشدید کنترل‌شده که می‌تواند به‌تدریج به درگیری گسترده‌تر منتهی شود.

این وضعیت ممکن است تا انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر ادامه پیدا کند. آنچه در ظاهر می‌تواند بخشی از یک طرح پیچیده و حساب‌شده به نظر برسد، احتمالاً بیش از هر چیز نتیجه تصمیم‌های متناقض، رقابت‌های سیاسی و نبود یک راهبرد جامع برای ایران و منطقه است.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 598131
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *