نه جنگ تمام میشود، نه توافق دوام میآورد

والاستریت ژورنال در تحلیلی از تشدید دوباره تنش میان ایران و آمریکا، مینویسد دونالد ترامپ تقریباً همه ابزارهای خود، از تهدید و مشوقهای اقتصادی گرفته تا توافقهای موقت و حملات نظامی، را برای پایان دادن به جنگ آزموده است، اما هیچیک نتوانسته بحران را مهار کند. ادامه حملات در تنگه هرمز، لغو امکان فروش نفت ایران، حملات تازه آمریکا، افزایش قیمت نفت و افت بازار سهام، اکنون پرونده ایران را از یک بحران خارجی به مسئلهای اقتصادی و انتخاباتی برای ترامپ تبدیل کرده است.
جهان صنعت نیوز – والاستریت ژورنال وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا را بحرانی توصیف میکند که هر مرحله از تلاش برای مهار آن، به پیچیدگی بیشتری انجامیده است. به روایت این نشریه، دونالد ترامپ در ماههای گذشته تقریباً همه شیوههای ممکن را برای پایان دادن به جنگ امتحان کرده است: از تهدید به وارد کردن خسارتهای سنگین به ایران گرفته تا پیشنهاد مشوقهای مالی گسترده و امضای توافقهای موقت با عبارات کلی.
با این حال، هیچیک از این اقدامات به نتیجه پایدار نرسیده است. ایران به حمله به کشتیها در تنگه هرمز ادامه داده، آمریکا امکان فروش نفت ایران را محدود کرده و دهها هدف در داخل کشور را بمباران کرده است. در مقابل، حملاتی نیز علیه بحرین و کویت، محل استقرار پایگاههای آمریکا، انجام شده است. همزمان بازار سهام آمریکا تحت فشار قرار گرفته و قیمت نفت افزایش یافته است.
از نگاه والاستریت ژورنال، هنوز روشن نیست که آیا دو طرف دوباره وارد یک جنگ تمامعیار شدهاند یا نه، اما روند تحولات بهسمت مرحلهای خطرناکتر حرکت میکند.
چرخهای که مهار آن دشوارتر شده است
این نشریه بحران ایران را چرخهای میداند که سیاست خارجی، اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا را همزمان درگیر کرده است و این وضعیت را با جنگ روسیه و اوکراین مقایسه میکند؛ بحرانی که پایان دادن به آن بسیار دشوارتر از چیزی شد که مقامهای کاخ سفید در ابتدا تصور میکردند.
ترامپ در ماه ژوئن از تفاهمنامه موقت با ایران دفاع کرد و گفت اگر این توافق انجام نمیشد، احتمال وقوع یک «فاجعه اقتصادی» وجود داشت. منتقدان او معتقدند همین سخن، نقطه ضعف اصلی واشنگتن را برای ایران آشکار کرد. به روایت وال استریت ژورنال، مهمترین اهرم ایران کنترل یا اختلال در تردد از تنگه هرمز است. از آنجا که بسته شدن این مسیر میتواند قیمت نفت و سوخت را بهسرعت افزایش دهد و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد، تهران همچنان از این ابزار برای فشار بر واشنگتن استفاده میکند.
این وضعیت، انتخابهای ترامپ را محدود کرده است. هر اقدام نظامی شدیدتر میتواند به گسترش جنگ منجر شود و هر عقبنشینی نیز ممکن است از سوی مخالفان او به عنوان ضعف تعبیر شود. ادامه مذاکره نیز تاکنون مانع بازگشت درگیری نشده است.
کاهش حمایت سیاسی از جنگ
عامل مهم دیگر، کاهش حمایت داخلی از جنگ در آمریکاست. به نوشته والاستریت ژورنال، پشتیبانی سیاسی از عملیات نظامی از ماه فوریه کاهش یافته و رئیسجمهور اکنون با گزینههای محدودی روبهروست.
پرسش اصلی این است که ترامپ در مرحله بعد چه خواهد کرد. اعزام نیروی زمینی میتواند آمریکا را وارد جنگی پرهزینه و طولانی کند. ادامه مذاکرات ممکن است به توافقی تازه منجر شود، اما تجربه دو توافق موقت قبلی نشان داده که چنین ترتیباتی الزاماً پایدار نیستند. از سوی دیگر، تحمل افزایش قیمت بنزین نیز میتواند برای دولت در آستانه انتخابات هزینه سیاسی داشته باشد.
زمان در این معادله اهمیت زیادی دارد. هنگام آغاز جنگ، حدود هشت ماه تا انتخابات میاندورهای آمریکا باقی مانده بود، اما اکنون این فاصله به کمتر از چهار ماه کاهش یافته است و ایران نیز بهخوبی از این تقویم سیاسی آگاه است. هرچه انتخابات نزدیکتر شود، حساسیت کاخ سفید نسبت به قیمت نفت، بنزین، بازار سهام و هزینههای جنگ بیشتر خواهد شد. از این منظر، فشار اقتصادی میتواند به بخشی از ابزار ایران در برابر دولت ترامپ تبدیل شود.
تنگه هرمز؛ اهرم اصلی ایران
محور اصلی تحلیل والاستریت ژورنال، اهمیت تنگه هرمز است. ادامه حملات به کشتیها در این مسیر، نهتنها یک مسئله نظامی، بلکه مستقیماً یک خطر اقتصادی برای آمریکا و دیگر کشورهاست.
افزایش قیمت نفت میتواند تورم را بالا ببرد، هزینه سوخت را افزایش دهد و فشار بیشتری بر مصرفکنندگان آمریکایی وارد کند. افت بازار سهام نیز به نگرانیها درباره طولانی شدن بحران و آسیب احتمالی آن به اقتصاد دامن زده است.
در چنین شرایطی، هر حمله در تنگه هرمز میتواند واکنش زنجیرهای ایجاد کند: آمریکا برای بازدارندگی به حمله نظامی متوسل شود، ایران دامنه پاسخهای خود را گسترش دهد و بازارهای جهانی نیز با افزایش قیمت انرژی و کاهش ارزش داراییها واکنش نشان دهند.
به همین دلیل، والاستریت ژورنال معتقد است بحران ایران دیگر فقط یک پرونده امنیتی یا دیپلماتیک نیست، بلکه به آزمونی برای توان دولت ترامپ در مدیریت همزمان جنگ، اقتصاد و رقابت انتخاباتی تبدیل شده است.
راهحلهای موقت و بحران ماندگار
بر اساس این گزارش، دولت ترامپ تاکنون دستکم دو توافق موقت با ایران داشته است: آتشبس ماه آوریل و تفاهمنامه ماه ژوئن. اما عبارتهای کلی و تعهدات مبهم این توافقها نتوانستهاند پایهای محکم برای پایان درگیری ایجاد کنند.
ترامپ همچنین از ترکیبی از تهدید و مشوق استفاده کرده است. از یک سو، رهبران ایران را با حملات سنگین تهدید کرده و از سوی دیگر، پیشنهادهایی با ارزش صدها میلیارد دلار مطرح کرده است. با این حال، مقاله نتیجه میگیرد که این سیاست دوگانه هنوز رفتار ایران را تغییر نداده است.
واشنگتن اکنون فروش نفت ایران را هدف قرار داده و حملات گستردهتری در داخل کشور انجام میدهد. اما همین فشارها میتواند ایران را به افزایش عملیات در خلیج فارس و علیه پایگاههای آمریکا در منطقه سوق دهد.
این رفتوبرگشت نظامی و اقتصادی، همان چرخهای است که وال استریت ژورنال آن را «زشتتر شدن» بحران مینامد؛ وضعیتی که در آن هیچیک از طرفها تمایل آشکاری به جنگ تمامعیار ندارند، اما اقدامات محدود آنها میتواند بهتدریج از کنترل خارج شود.
پیامدهای بحران برای ترامپ
در جمعبندی، والاستریت ژورنال تأکید میکند که جنگ ایران برای ترامپ دیگر یک عملیات خارجی با اهداف محدود نیست. این بحران اکنون بر سه حوزه حساس اثر میگذارد: اعتبار سیاست خارجی دولت، وضعیت اقتصاد و چشمانداز انتخابات میاندورهای.
اگر قیمت نفت و بنزین همچنان افزایش یابد، رأیدهندگان ممکن است هزینه جنگ را مستقیماً در زندگی روزمره خود احساس کنند. اگر بازار سهام افت کند، نگرانی از بیثباتی اقتصادی افزایش خواهد یافت. اگر حملات ادامه پیدا کند، دولت با فشار بیشتری برای توضیح هدف نهایی جنگ روبهرو میشود.
در مقابل، عقبنشینی از فشار نظامی یا پذیرش توافقی تازه نیز میتواند این پرسش را مطرح کند که دستاورد ماهها جنگ چه بوده است. از همین رو، ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هیچ گزینهای برای او کمهزینه نیست.
بحران ایران بیش از آنچه کاخ سفید انتظار داشت، طولانی و پیچیده شده است. استفاده همزمان از تهدید، مذاکره، تحریم و حمله هنوز نتوانسته راهی پایدار برای خروج از جنگ ایجاد کند و با نزدیک شدن انتخابات، هر روز بر هزینه سیاسی و اقتصادی این بنبست افزوده میشود.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :