میراث یک دوره مدیریت؛ رونمایی از مجموعه «حکمرانی دانشگاه کارآفرینانه؛ از نظریه تا عمل»

مجموعه ۱۰ جلدی «حکمرانی دانشگاه کارآفرینانه؛ از نظریه تا عمل» که بر پایه تجربههای مدیریتی دکتر سیدمحمد مقیمی، رئیس سابق دانشگاه تهران، تدوین شده است، امروز سهشنبه ۲۳ تیرماه طی مراسمی در دانشگاه تهران رونمایی شد.
سارا پوردلجو – جهانصنعت نیوز: مجموعه «حکمرانی دانشگاه کارآفرینانه؛ از نظریه تا عمل» با اتکا به تجربههای اجرایی و مدیریتی مؤلف، در کنار ارائه تحلیلهای علمی، تلاش دارد تصویری جامع از مفهوم حکمرانی دانشگاهی و الزامات تحقق دانشگاه کارآفرین ارائه کند. محتوای این مجموعه برآیند تجربههای مدیریتی، دستاوردهای اجرایی و درسآموختههای حاصل از فعالیت بخشهای مختلف دانشگاه تهران است و میکوشد پیوندی میان مباحث نظری و تجربههای عملی برقرار کند. ساختار هر یک از جلدهای این مجموعه در دو بخش تنظیم شده است؛ بخش نخست به بررسی مبانی نظری، الگوهای علمی و تجربههای بینالمللی دانشگاههای کارآفرین اختصاص دارد و بخش دوم، اقدامات، سیاستها و تحولات دانشگاه تهران را در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ روایت میکند.
تجربه مدیریتی دانشگاه باید به دانش قابل انتقال تبدیل شود

دکتر سیدمحمد مقیمی، سیویکمین رئیس دانشگاه تهران، در آیین رونمایی از مجموعه ۱۰ جلدی «حکمرانی دانشگاه کارآفرینانه؛ از نظریه تا عمل» ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی و شهدای جنگ اخیر، تأکید کرد که هدف از تدوین این مجموعه، ارائه تصویری از یک دوره مدیریتی بدون نقد و کاستی نبوده، بلکه تلاشی برای ثبت تجربهها و تبدیل دانش ضمنی مدیران به دانش قابل انتقال است.
مقیمی با اشاره به انگیزه خود از نگارش این مجموعه گفت: «یکی از مهمترین انگیزههای من در مسئولیتهای مدیریتی، بهویژه در دوره ریاست دانشگاه تهران، این بود که بتوانم خدمتگزار جامعه علمی و دانشمندان کشور باشم.»
رئیس پیشین دانشگاه تهران تأکید کرد که این مجموعه با هدف برجستهسازی عملکرد شخصی یا ارائه تصویری صرفاً مثبت از دوره مدیریتی خود تدوین نشده است. به گفته وی، در هر دوره مدیریتی در کنار موفقیتها، کاستیها و شکستهایی نیز وجود دارد و هدف اصلی، ثبت تجربهها و انتقال آنها به مدیران آینده است.
مقیمی با اشاره به مفهوم مدیریت دانش افزود: «همواره در مباحث مدیریتی تأکید کردهایم که باید دانش ضمنی مدیران و تجربههای اجرایی آنان به دانش صریح و قابل استفاده تبدیل شود. به همین دلیل، از استادان، بازنشستگان و پیشکسوتان درخواست میکردم تجربههای مدیریتی خود را ثبت و مکتوب کنند.»
وی ادامه داد: «پس از پایان دوره مسئولیتم تصمیم گرفتم همین کاری را که همواره از دیگران درخواست میکردم، خودم انجام دهم؛ زیرا معتقدم مدیری که از منابع عمومی استفاده کرده و در طول دوره مسئولیت خود تجربههایی به دست آورده است، باید این سرمایه را بهعنوان امانت در اختیار مدیران بعدی قرار دهد.»
مقیمی با اشاره به آغاز فرآیند تدوین این مجموعه پس از پایان مسئولیت خود در دانشگاه تهران، از همکاران و افرادی که در تهیه و تنظیم آثار همکاری داشتند، قدردانی کرد و گفت: «این کار با همراهی دوستان و همکاران حوزههای مختلف دانشگاهی، علمی، کارآفرینی و نوآوری به سرانجام رسید.»
وی درباره محتوای مجموعه ۱۰ جلدی «حکمرانی دانشگاه کارآفرینانه؛ از نظریه تا عمل» توضیح داد: «موضوعاتی که استادان در این جلسه مطرح کردند، در جلدهای مختلف این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است. در تدوین این آثار تلاش شده میان ادبیات علمی جهان، تجربه دانشگاههای موفق و تجربههای اجرایی دانشگاه تهران در مسیر حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین، ارتباط برقرار شود.»
مقیمی با تأکید بر اهمیت رویکرد کارآفرینی در نظام حکمرانی دانشگاهی اظهار کرد: «پارادایم کارآفرینی باید به یکی از چارچوبهای اصلی اداره امور عمومی کشور تبدیل شود. در ادبیات مدیریت دولتی نیز این رویکرد بهعنوان یکی از پارادایمهای جدید مطرح است.»
وی افزود: «اگر قرار است تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی محقق شود، این مسیر از دانشگاه عبور میکند. به همین دلیل در بخشهای مختلف این مجموعه تلاش شده نسبت میان دانشگاه کارآفرین و تحقق این چشمانداز تبیین شود.»
وی در پایان با اشاره به چرایی برخی تصمیمهای مدیریتی در دوره مسئولیت خود خاطرنشان کرد: «همه تصمیمها بر مبانی نظری و مدیریتی مشخصی استوار بودهاند که در این مجموعه به آنها پرداخته شده است. البته در برخی حوزهها ممکن است نتوانسته باشیم این مبانی را بهطور کامل عملیاتی کنیم، اما این مسیر باید ادامه پیدا کند.»
رسالت فراموششده دانشگاه در عصر تخصص و فناوری
همچنین پروفوسور باقر ساروخانی، استاد برجسته و بازنشستهٔ گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در طی این مراسم خاطرنشان کرد:«دانشگاه باید بهسوی جامعه حرکت کند. امروز میتوان گفت دانشگاه زمانی «دانشگاه کامل» است که در تربیت انسانِ عالم، عاقل و عاشق موفق باشد. در چنین شرایطی، عاملیت و نقش استاد در ساختن این نوع دانشگاه اهمیت اساسی پیدا میکند؛ زیرا اگر دانشگاه از این مسیر فاصله بگیرد، میتواند به نهادی خطرناک تبدیل شود. مسئله این است که علم باید به عمل بینجامد و در خدمت جامعه قرار گیرد. دانشگاه باید انسانهایی شایسته تربیت کند. کسانی که امروز دست به کشتار انسانها میزنند، همیشه افراد ناآگاه یا بیسواد نبودهاند؛ برخی از آنان مهندس یا پزشک بودهاند، اما انسانیت را از یاد بردهاند. از همین رو، باید به ارزشهای انسانی و آموزههای قرآن بازگردیم؛ زیرا علمی که از انسانیت و اخلاق تهی باشد، نمیتواند رسالت واقعی دانشگاه را محقق کند.»
مطالعه و علم؛ راهی برای تجربه هزاران زندگی دیگر
دکتر محمدعلی زلفیگل، وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری به به یادداشتی که سالها پیش نوشته بود، اشاره کرد و گفت:«درست است خداوند به انسان دو عمر نمیدهد، اما انسان عاقل و عالم، یعنی کسی که هم دانش دارد و هم خرد، میتواند گویی هزاران عمر را تجربه کند. پرسش این است که چگونه میتوان چنین عمری داشت؟ پاسخ در احترام به تاریخ، مطالعه و تحقیق نهفته است. هر کتابی که میخوانیم، در حقیقت تجربههای نویسنده آن را در «قلک وجود» خود ذخیره میکنیم. اگر اهل مطالعه و پژوهش باشیم، میتوانیم بدون پرداخت هزینه، از نتایج تجربههای دیگران بهرهمند شویم و آنها را سرمایه زندگی خود قرار دهیم. به این ترتیب، انسان متناسب با همت و میزان مطالعه خود میتواند از عمرهای فراوان بهره ببرد و ضرورتی ندارد همه امور را شخصاً تجربه کند. ارزش تاریخ نیز دقیقاً در همین نکته است؛ تاریخ، نقاط قوت گذشتگان را به ما میآموزد و نقاط ضعف آنان را نیز نشان میدهد تا همان خطاها را دوباره تکرار نکنیم و از عمر خود بهرهای بهتر ببریم. نقش عالمان نیز همین است. اما این موضوع وجه دیگری هم دارد و آن اینکه انسان باید تجربههای خود را نیز مکتوب کند و برای آیندگان به یادگار بگذارد. زکات علم، نشر آن است. از این منظر، جناب آقای دکتر مقیمی کار ارزشمندی انجام دادهاند. همه شما عزیزانی که اهل قلم و نوشتن هستید، در حقیقت در حال انجام یک عمل خیر هستید.کار خیر تنها یک شکل ندارد. گاهی یک دانشمند با قلم خود، با نوشتن و انتقال رایگان دانش و تجربه به دیگران، خدمت میکند. گاهی کارمندی با انجام بهموقع کار مردم، خدمت بزرگی میکند. استادی نیز که برای دانشجویان و فرزندان این سرزمین وقت میگذارد، پاسخگوی پرسشهای آنان است و امکان ارتباط و طرح سؤال را برایشان فراهم میکند، در حال انجام کاری ارزشمند است. زمینههای انجام کار خیر بسیار گسترده است و هر کس میتواند به اندازه توان خود در این مسیر گام بردارد. یکی از ارزشمندترین مصادیق آن، همین کاری است که استاد مقیمی انجام دادهاند؛ یعنی صرف وقت برای ثبت و تدوین تجربهها و به یادگار گذاشتن آنها برای نسلهای آینده. یقین دارم خداوند کسانی را که با نیت خیر، از سر عشق و برای خدمت به جامعه تلاش میکنند، مورد لطف و عنایت خود قرار میدهد. این خدمت تنها محدود به جامعه ایران نیست؛ زیرا دانشمندان متعلق به مرزهای جغرافیایی نیستند و علم نیز به یک کشور یا یک ملت تعلق ندارد، بلکه سرمایه مشترک همه بشریت است.»
کارآفرینی از کلاس درس آغاز نمیشود؛ از استقلال آغاز میشود
سید مهدی الوانی، پدر علم مدیریت دولتی ایران به یکی از محورهای مهمی که در این کتاب مطرح شده اشاره کرد و گفت:«موضوع حکمرانی و اداره دانشگاه است. در این زمینه، نظریههای متعددی ارائه شده و درباره الگوهای مختلف مدیریت دانشگاه و قواعد حاکم بر اداره آن بحث شده است. این موضوع از نقاط قابل توجه کتاب به شمار میرود. نکته دوم به مفهوم دانشگاه کارآفرین بازمیگردد. به نظر من، اگر صرفاً با خوشبینی به دستاوردها نگاه کنیم و تنها به موفقیتها بسنده کنیم، در حالی که نقاط ضعف را نبینیم و نقد نکنیم، نمیتوانیم به پیشرفت واقعی دست یابیم. از دیدگاه من، پیششرط شکلگیری دانشگاه کارآفرین، حاکم بودن آزادی اندیشه و استقلال دانشگاه است. تا زمانی که فضای آزاد برای اندیشیدن، تصمیمگیری و نوآوری در دانشگاه فراهم نشود، تحقق دانشگاه کارآفرین با دشواری روبهرو خواهد بود. امروز، دانشگاه از جهات مختلف با محدودیتهایی مواجه است. در حالی که مسئولیتهای فراوانی بر عهده دانشگاه گذاشته میشود، بسیاری از اختیارات آن در اختیار نهادهای دیگر قرار دارد. به بیان دیگر، از دانشگاه انتظار پاسخگویی وجود دارد، اما در بسیاری از موارد، اختیار تصمیمگیری درباره مسائل اساسی در اختیار خود دانشگاه نیست. بهعنوان مثال، هنگامی که پرسیده میشود چرا دانشگاه به سطح مطلوبی از پیشرفت نرسیده است، کمتر به این موضوع توجه میشود که چه کسی در زمینههایی مانند تعیین سیاستها، پذیرش دانشجو یا تدوین برنامههای آموزشی تصمیمگیری کرده است. طبیعی است که بدون واگذاری اختیار، نمیتوان انتظار مسئولیتپذیری کامل از دانشگاه داشت. همچنان بسیاری از تصمیمهای آموزشی خارج از اختیار مستقیم دانشگاهها اتخاذ میشود. به نظر من، یکی از مهمترین مباحث مطرحشده در فصل سوم کتاب، موضوع «استقلال نهادی» دانشگاه است. تا زمانی که استقلال نهادی دانشگاهها به رسمیت شناخته نشود و قید و بندهای موجود در اداره آنها کاهش نیابد، دانشگاهها ناچار خواهند بود با الگوهای یکسان و بدون انعطاف اداره شوند؛ در نتیجه، امکان نوآوری و تحول نیز محدود خواهد شد. حتی در مواردی که هیئت امنا اختیار تصمیمگیری دارد ، در عمل بسیاری از تصمیمها منوط به تأیید مراجع بالاتر است و همین موضوع از میزان استقلال دانشگاهها میکاهد.»
دانشگاه کارآفرین؛ موتور توسعه و اقتدار ملی
دکتر عباس مصلّینژاد، استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در ادامه این مراسم گفت:«جهان امروز با «بحران معنا» روبهرو است. بسیاری از واژههای ارزشمند، بهمرور زمان دچار فرسایش معنایی شدهاند و جایگاه واقعی خود را در ادبیات عمومی از دست دادهاند. یکی از ویژگیهای برجسته آثار آقای دکتر مقیمی این است که تلاش کردهاند معنای اصیل برخی از این واژهها را احیا کنند و بار دیگر ارزش و کارکرد واقعی آنها را نشان دهند. از نگاه من، در این مجموعه چهار مفهوم کلیدی بهخوبی تبیین و در جایگاه واقعی خود بازتعریف شدهاند. این مفاهیم از جمله واژههای بنیادین و فاخر در حوزه توسعه و پیشرفت به شمار میروند. نخستین مفهوم، دانش است. در جهان امروز، دانش منشأ قدرت است. هر کشوری که بخواهد به قدرت دست یابد یا جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت تثبیت کند، ناگزیر باید صاحب دانش باشد. تولید دانش نیز از مهمترین کارویژههای دانشگاه است. دانشگاه محل پرورش دانشمندان و تربیت نیروهای انسانی متخصص، ماهر و توانمند است. بنابراین، اگر خواهان قدرت هستیم، باید دانشگاهی توانمند و اثرگذار داشته باشیم. نکته دوم، مفهوم دانشگاه کارآفرین است؛ موضوعی که آقای دکتر مقیمی در آثار خود بر آن تأکید کردهاند. دانشگاه باید بتواند نقشه راه تبدیل ایده به محصول را ترسیم کند. اگر کشوری بخواهد به خودکفایی و توسعه پایدار دست یابد، به دانشگاهی نیاز دارد که ایدههای نو را در یک فرایند علمی و نظاممند به فناوری، محصول و ارزش افزوده تبدیل کند. در این مسیر، ابتدا دانش تولید میشود و از دل دانش، قدرت شکل میگیرد. پس از آن، فناوری پدید میآید و در نهایت، فناوری زمینه خلق ثروت را فراهم میکند. به بیان دیگر، زنجیره توسعه از «دانش» آغاز میشود، به «قدرت» میرسد، سپس به «فناوری» تبدیل میشود و سرانجام به «ثروت» میانجامد. تا زمانی که صاحب دانش نباشیم، به قدرت دست نخواهیم یافت و بدون قدرت نیز دستیابی به فناوری امکانپذیر نخواهد بود. بسیاری از چالشها و فشارهایی که امروز کشور با آنها مواجه است، به همین مسئله بازمیگردد. علت آنکه برخی کشورها نمیخواهند ایران به فناوریهای پیشرفته دست یابد، این است که فناوری، زمینهساز خلق ثروت و افزایش قدرت ملی است. از اینرو، راهکار روشن است؛ باید ابتدا تولید دانش را تقویت کنیم تا به قدرت برسیم، از قدرت به فناوری دست یابیم و از طریق فناوری، ثروت خلق کنیم. هرچه توان یک کشور در خلق ثروت بیشتر باشد، هزینه تأمین امنیت آن نیز کاهش خواهد یافت؛ زیرا توسعه اقتصادی، اشتغال، کارآفرینی و ایجاد امید به آینده، مهمترین پشتوانه امنیت پایدار هستند. ایجاد امید در میان جوانان و فراهم کردن زمینه فعالیت و کارآفرینی برای آنان، یکی از مهمترین نتایج همین زنجیره است و مجموعه آثار آقای دکتر مقیمی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.»
سه ضلع دانشگاه؛ تولید دانش، تربیت متخصص و ارتقای آگاهی
دکتر غلامعلی افروز، چهره ماندگار روانشناسی ایران و استاد ممتاز دانشگاه تهران نیز تصریح کرد: «معتقدم دانشگاهها در جهان، سه کارکرد اصلی دارند. نخست، دانشگاههای دانشآفرین که مأموریت اصلی آنها تولید علم و دانش مرزی است. ما نیز در کشور به دانشگاههایی نیاز داریم که تمرکز اصلیشان تولید دانش و حضور در عرصههای علمی پیشرو باشد. دوم، دانشگاههای متخصصپرور که وظیفه آنها تربیت نیروهای انسانی توانمند و تراز اول برای نیازهای امروز و آینده کشور است؛ از معلم و پزشک گرفته تا مهندس، مدیر و دیگر متخصصانی که میتوانند منشأ تحول و کارآفرینی باشند. سوم، دانشگاههای دانشافزا که مأموریت آنها افزایش دانش عمومی جامعه است؛ دانشگاههایی که باید به مردم در حوزههایی مانند خانواده، تربیت فرزند، مهارتهای زندگی، مسائل اجتماعی و دیگر نیازهای عمومی آموزش دهند و صرفاً به ارائه مدرک محدود نشوند. اگر بتوانیم این سه نوع دانشگاه را بهدرستی تعریف و تقویت کنیم، زنجیره پیشرفت کشور شکل میگیرد: تولید دانش، تربیت متخصصان توانمند و افزایش آگاهی عمومی جامعه. در این صورت، دانشگاه میتواند نقش واقعی خود را در توسعه و آینده کشور ایفا کند.»
روایت چهار دهه توسعه علمی و دانشگاهی کشور
دکتر علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به ضرورت پرهیز از قضاوتهای جانبدارانه درباره اندیشهها و تحولات مختلف، تأکید کرد که ارزیابی مسائل باید بر پایه شناخت دقیق و نگاه عینی انجام شود. او با اشاره به تجربه خود در دانشگاههای کشور، بهویژه دانشگاه صنعتی شریف، روند توسعه آموزش عالی پس از انقلاب را مورد توجه قرار داد و گفت که دانشگاههای ایران طی چند دهه گذشته مسیر قابل توجهی را طی کردهاند؛ مسیری که باید در کنار نقدها، مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد. وی با اشاره به شرایط دانشگاهها در دوران پیش از انقلاب، از محدودیتهای آن دوره در زمینه تعداد دانشگاهها، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ظرفیتهای علمی سخن گفت و تأکید کرد که گسترش آموزش عالی و افزایش توان علمی کشور از دستاوردهایی است که باید مورد بررسی قرار گیرد. این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه مدیریتی خود در سالهای ابتدایی انقلاب و دوران جنگ، بیان کرد که کشور در آن مقطع حتی برای تولید برخی تجهیزات ساده با مشکلات فنی و محدودیتهای جدی مواجه بود، اما به تدریج توانست در حوزههای پیچیدهتری مانند فناوریهای دفاعی، موشکی و راداری به پیشرفتهایی دست پیدا کند. او همچنین موضوع امنیت کشور را یکی از نتایج مهم این روند دانست و اظهار کرد که دستیابی به جایگاه مستقل در نظام بینالملل همواره با هزینهها و چالشهایی همراه است. وی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور و تحریمهای بینالمللی، بر این نکته تأکید کرد که تداوم فعالیتهای اقتصادی و حفظ ظرفیتهای کشور در چنین شرایطی نیازمند بررسی مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی است. او معتقد بود که تحلیل وضعیت کشور باید با در نظر گرفتن محدودیتها، ظرفیتها و مسیر طیشده در چند دهه گذشته انجام شود.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :