چه کسی نگهبان تنگه هرمز خواهد شد؛ ایران یا آمریکا؟

جنگ ایران و آمریکا نه‌تنها از اهمیت راهبردی تنگه هرمز نکاسته بلکه جایگاه آن را بیش از گذشته به مرکز منازعه دو کشور تبدیل کرده است. در حالی که دونالد ترامپ از برنامه آمریکا برای در دست گرفتن امنیت این آبراه و ازسرگیری محاصره دریایی ایران سخن می‌گوید، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد کنترل تنگه هرمز صرفاً با اعلام موضع یا حضور نظامی به دست نمی‌آید. ایران طی ماه‌های اخیر توانسته با اتکا به ابزارهای نظامی و ایجاد نااطمینانی در کشتیرانی، نفوذ خود بر این گذرگاه را حفظ کند و همین مسئله تلاش آمریکا برای بازگرداندن آزادی کامل کشتیرانی را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

جهان صنعت نیوز – دونالد ترامپ اعلام کرده است که آمریکا نقش «نگهبان تنگه هرمز» را بر عهده خواهد گرفت؛ سیاستی که هم شامل ازسرگیری محاصره دریایی ایران می‌شود و هم تأمین امنیت کشتی‌های غیرایرانی که از این مسیر عبور می‌کنند. او ابتدا پیشنهاد داده بود که کشتی‌های عبوری در ازای این خدمات امنیتی، عوارض پرداخت کنند، اما تنها یک روز بعد از این ایده عقب‌نشینی کرد و اعلام کرد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از طریق توافق‌های تجاری و سرمایه‌گذاری هزینه این حضور را جبران خواهند کرد. با این حال، هنوز مشخص نیست این توافق‌ها چه ماهیتی خواهند داشت و کدام کشورها در آن مشارکت خواهند کرد.

این تحولات هم‌زمان با ازسرگیری جنگ میان ایران و آمریکا رخ داده است. آتش‌بس فروپاشیده، مذاکرات متوقف شده و حملات نظامی وارد چهارمین روز متوالی خود شده‌اند. در چنین شرایطی، اگر آمریکا بخواهد حضور خود را در تنگه هرمز گسترش دهد، با واقعیتی روبه‌رو خواهد شد که طی ماه‌های اخیر شکل گرفته است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد ایران همچنان توانایی اعمال نفوذ بر رفت‌وآمد کشتی‌ها را حفظ کرده است.

تنگه هرمز؛ گذرگاهی که کنترل آن همواره محل اختلاف بوده است

کنترل تنگه هرمز هیچ‌گاه موضوعی ساده یا بدون اختلاف نبوده است. این آبراه در طول تاریخ بارها میان قدرت‌های مختلف دست‌به‌دست شده و هر دوره، بازیگران تازه‌ای تلاش کرده‌اند بر آن تسلط پیدا کنند.

امروزه نیز اگرچه تنگه هرمز به طور کلی به عنوان یک آبراه بین‌المللی شناخته می‌شود، اما وضعیت حقوقی آن کاملاً بدون ابهام نیست. باریک‌ترین بخش این تنگه تنها حدود ۲۱ مایل عرض دارد و بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، تمام این محدوده در قلمرو دریایی ایران و عمان قرار می‌گیرد.

در عین حال، نه ایران و نه آمریکا عضو این کنوانسیون نیستند، هرچند آمریکا مفاد آن را به عنوان بخشی از حقوق بین‌الملل به رسمیت می‌شناسد. همین ویژگی سبب شده است که مسئله کنترل تنگه هرمز تنها یک موضوع نظامی نباشد، بلکه ابعاد حقوقی و سیاسی نیز پیدا کند.

آمریکا سابقه حضور نظامی در هرمز را دارد، اما شرایط امروز متفاوت است

حضور آمریکا در تنگه هرمز موضوع تازه‌ای نیست. از دهه ۱۹۸۰ و هم‌زمان با جنگ ایران و عراق، حفاظت از امنیت خلیج فارس به یکی از محورهای اصلی سیاست آمریکا تبدیل شد. در آن دوره، نیروی دریایی آمریکا با اجرای عملیات اسکورت نفتکش‌های کویتی تلاش کرد امنیت عبور و مرور کشتی‌ها را حفظ کند. در همان سال‌ها نیز ایران بارها تهدید کرد که تنگه هرمز را خواهد بست، اما به دلیل نگرانی از پیامدهای اقتصادی چنین اقدامی، این تهدید عملی نشد.

در دو دهه بعد نیز تهران بارها از احتمال بستن این آبراه سخن گفت، اما تا آغاز جنگ اخیر، این تهدید هرگز به اجرا درنیامده بود. این وضعیت پس از حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران تغییر کرد و ایران برای نخستین بار محدودیت‌های عملی بر عبور و مرور کشتی‌ها اعمال کرد.

ایران چگونه نفوذ خود را بر تنگه هرمز حفظ کرده است؟

نکته قابل توجه آن است که حتی پس از ماه‌ها درگیری و آسیب دیدن بخش بزرگی از توان نظامی، ایران همچنان توانسته محدودیت‌های اعلام‌شده برای عبور کشتی‌ها را حفظ کند. عامل اصلی این وضعیت، نه استقرار گسترده ناوهای جنگی، بلکه ایجاد نااطمینانی در امنیت کشتیرانی بوده است. وجود خطر مین‌های دریایی و همچنین قایق‌های تندروی ایران که توان ایجاد مزاحمت یا حمله به کشتی‌ها را دارند، باعث شده بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی از ورود به تنگه هرمز خودداری کنند.

نتیجه این شرایط، کاهش شدید تردد کشتی‌ها بوده است؛ به گونه‌ای که تعداد عبور کشتی‌ها در یکی از روزهای اخیر به پایین‌ترین سطح خود طی یک ماه گذشته رسیده است. این وضعیت نشان می‌دهد که کنترل یک آبراه راهبردی الزاماً به معنای استقرار دائمی نیروهای نظامی در آن نیست، بلکه توان ایجاد ریسک برای عبور کشتی‌ها نیز می‌تواند بر رفتار بازار اثر تعیین‌کننده بگذارد.

تلاش‌های پیشین آمریکا نیز به نتیجه نرسید

آمریکا پیش از این نیز تلاش کرده بود آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند. در ماه مه، نیروهای آمریکایی عملیاتی را برای اسکورت برخی کشتی‌ها آغاز کردند، اما این برنامه تنها دو روز دوام آورد. یکی از مهم‌ترین دلایل شکست این طرح، مخالفت عربستان سعودی با استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی و حریم هوایی این کشور بود.

هرچند کشورهای اروپایی می‌توانند در صورت آغاز عملیات جدید از آمریکا حمایت کنند، اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. در گذشته، همکاری میان آمریکا و متحدان اروپایی نقش مهمی در اجرای مأموریت‌های مشابه داشت، اما اکنون روابط آمریکا با بخشی از این متحدان تضعیف شده و این موضوع می‌تواند تشکیل یک ائتلاف گسترده را دشوارتر کند.

باز نگه داشتن هرمز ممکن است به یک مأموریت دائمی تبدیل شود

برخی کارشناسان معتقدند با توجه به توانایی ایران در اثرگذاری بر رفت‌وآمد کشتی‌ها، تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز ممکن است به حضور دائمی آمریکا در این منطقه نیاز داشته باشد. چنین حضوری علاوه بر هزینه‌های سنگین، مخاطرات امنیتی قابل توجهی نیز به همراه خواهد داشت. عملیات اسکورت کشتی‌ها به تجهیزات، نیرو و پشتیبانی گسترده نیاز دارد و در عین حال، همواره با احتمال مداخله یا ایجاد مزاحمت از سوی ایران همراه خواهد بود. حتی در صورت اجرای چنین مأموریتی نیز تضمینی وجود ندارد که حجم تردد کشتی‌ها به سطح پیش از جنگ بازگردد؛ زیرا تصمیم شرکت‌های کشتیرانی بیش از هر چیز به ارزیابی آنها از میزان خطر وابسته است.

کنترل با حضور تفاوت دارد

مواضع اخیر ترامپ از تمایل آمریکا برای حفظ حضوری گسترده و مستمر در تنگه هرمز حکایت دارد؛ رویکردی که از جهاتی با مواضع گذشته او تفاوت دارد. ترامپ سال‌ها از نقش آمریکا به عنوان «پلیس جهان» انتقاد می‌کرد، اما اکنون سیاستی را دنبال می‌کند که مستلزم حضور فعال و مداوم نظامی در یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان است.

با این حال، تجربه ماه‌های اخیر نشان می‌دهد میان حضور نظامی و کنترل واقعی یک گذرگاه راهبردی تفاوت قابل توجهی وجود دارد. ایران نشان داده است که حتی در شرایطی که از نظر نظامی تحت فشار قرار دارد، همچنان می‌تواند از طریق ایجاد نااطمینانی، بر رفتار شرکت‌های کشتیرانی اثر بگذارد و جریان تردد در تنگه هرمز را محدود کند.

از همین رو، اگرچه آمریکا ممکن است بتواند حضور نظامی خود را در این منطقه افزایش دهد، اما این امر لزوماً به معنای در اختیار گرفتن کنترل مؤثر بر تنگه هرمز نخواهد بود. در شرایط کنونی، مهم‌ترین چالش واشنگتن نه استقرار نیرو، بلکه از بین بردن سازوکاری است که ایران طی ماه‌های اخیر برای اعمال نفوذ بر این آبراه ایجاد کرده است؛ سازوکاری که تاکنون، با وجود ادامه جنگ، همچنان پابرجا مانده است.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 599151
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *